X
تبلیغات
مهدی عامری
مسائل مربوط به علوم اجتماعی
تاریخ : چهارشنبه پنجم آبان 1389
نویسنده : مهدی عامری

 

                      

مسائل اجتماعی جامعه پدیده هایی اجتماعی هستند که در مسیر تحولات اجتماعی بر سر راه توسعه ، يعني بين وضعيت موجود و وضعيت مطلوب قرار مي گيرند و مانع تحقق اهداف و تهدید کننده ی ارزش ها و کمال مطلوب ها می شوندو در نتیجه مشکلاتی را برای جامعه به وجود می آورند که نیازمند حل و مرتفع نمودن است.  مسائل اجتماعی سه ویژگی اساسی     دارند : ۱. ذاتا اجتماعی هستند.۲.مستقیما از ساختار نظام اجتماعی سرچشمه می گیرند. ۳. از همان آغار پیدایش خواست واراده ی اجتماعی برای مقابله با خود را نیز پدید می آورند.

 این مسائل اجتماعی به عنوان پدیده های نا مطلوب اذهان نخبگان و افکار عمومی مردم را به خود مشغول میدارند. به طوری که نوعی وفاق و آمادگی جمعی برای مهار آنها پدید می آید و مقامات رسمی کشور را به چاره جویی و اقدام عملی در جهت اصلاح و رفع و یا پیشگیری از انها وا می دارد.

مسائل اجتماعی در همه ی جوامع، از بسيار ساده گرفته تا بسيار پيچيده وجود دارد ، اگرچه گاهي صورت ظاهري اين مسائل در جوامع مختلف شباهت هايي كم وبيش قابل توجه را به نمايش مي گذارند اما تمايزات ساختاري جوامع موجب مي شود كه اين مسائل به ظاهر مشابه به سرشتي كاملا متفاوت و متمايز داشته باشند. حتي در يك جامعه واحد نيز مسائل اجتماعي يگانه در مقاطع زماني متفاوت جلو ه ها و دلالت هايي كاملا متفاوت دارند كه مستقيما از ساختار نظام هنجاري مسلط سر چشمه مي گيرد. علاوه بر اين ، اموري كه در شرايط اجتماعي معين مسئله تلقي مي شوند ممكن است در شرايطي  ديگر مسئله اجتماعي محسوب نشوند. بنابراين مسائل اجتماعي اساسا به شرايط ساختاري و زمينه اي زندگي اجتماعي در هر جامعه معين و دوره هاي زماني معيني از تاريخ جامعه بستگي دارند.  مسائل اجتماعی به نوعی در بر گیرنده شکل هایی از رفتار منحرف (از قبیل جرم ، بزهكاري نوجوانان ،روسپیگری، بيماري هاي رواني ، اعتياد به مواد مخدر ، خود كشي و ...) و كشمكش هاي اجتماعي ( نظير تنش هاي قومي ، خشونت هاي خانگي ، در گيري هاي صنعتي و امثال آن ) هستند. به همين دليل دامنه مسائل اجتماعي تقريبا نا محدود است و مي تواند پديده هاي متنوع از استاندارد هاي كاهش يابنده ي سواد گرفته تا انحطاط اخلاق كاري را در بر گيرد ، همين نحو راه حل هاي پيشنهادي نيز كاملا متفاوت هستند، در مورد مسائل اجتماعي موجود در ايران نيز مي توان جواني جمعيت، اشتغال ، بيكاري ، آموزش وپرورش ، مهاجر تهاي روستايي ، گسترش شهر نشيني ، اعتياد،روسپيگري، افزايش فواصل طبقاتي ميان غني و فقير ، مشاركت  اجتماعي ، حقوق شهروندي ، ميل به خشونت در عرصه هاي فردي و اجتماعي ، فساد و تبعيض ، امنيت غذايي ،تعارض سنت و مدرنيته و ... را نام برد كه افراد و گرو هها به صورتي متفاوت در معرض اين مخاطرات قرار دارند كه طرح و شناسايي علمي آنها مستلزم وجود واحد اجتماعي مشخص ، اصحاب انديشه ، تعامل صحيح  و مناسب بين انديشمندان اجتماعي و اعضا واحد اجتماعي ذيربط و بالاخره وجود فضاي فكري و اجتماعي مناسب است.                                                                                       
موضوعات مرتبط: مقالات علوم اجتماعی

تاریخ : شنبه چهارم خرداد 1392
نویسنده : مهدی عامری
سیگارهای مخصوص لاغری، سیگارهای مخصوص زنان باردار و سیگارهایی رنگارنگ، ترفندهای تبلیغاتی شركت‌های دخانی برای جذب زنان است زیرا این مشتریان نیمی از جامعه را تشكیل می‌دهند و می‌توانند بازارشان را بیش از پیش تضمین كنند.

این در حالی است كه سیگار كشیدن زنان چالش‌های بیشتری را هم برای خودشان و هم برای جامعه در پی دارد.

زنان سیگاری

از 4 تا 10 خرداد ماه در كشورمان هفته بدون دخانیات برگزار می‌شود؛ هفته‌ای كه بهانه‌ای است برای صحبت كردن از دخانیات و عوارضی كه روی سلامتی بر جای می‌گذارند. دبیركل جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات با پوشه‌ای از آمار و ارقام به انضمام گله و انتقاد از ضعف عملكرد دستگاه‌ها در كاهش مصرف دخانیات، به نشست خبری آمده بود تا یك بار دیگر از مهجور ماندن قوانین مربوط به منع مصرف دخانیات سخن بگوید و تلاش كند شاید با آمار و ارقامی كه آورده، نگاه مثبت مسئولان را به اجرای قوانین منع مصرف دخانیات در كشور جلب نماید. ‌آمار وی اما حكایت از تلاش كمپانی‌های دخانیات و كار گسترده آنها برای كشاندن زنان، جوانان و حتی كودكان ما به ورطه مصرف دخانیات در برابر انفعال ما دارد.


تاریخ : جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392
نویسنده : مهدی عامری
تا به حال به این نكته فكر كرده‌اید كه می‌توان نبض جامعه را هم گرفت؟ تعجب كردید، باور كنید این كار امكان‌پذیر است و كار چندان سختی هم نیست. اصلاً نبض جامعه در دست خود من و شماست. هرچند ممكن است خیلی حواسمان نباشد. اگر می‌خواهید شما هم نبض جامعه را بگیرید، با ما همراه شوید.

جامعه

«ادبیات و فرهنگ عامه» همان چیزی است كه می‌تواند نبض جامعه را به ما نشان بدهد. تكیه‌كلام‌هایی كه هر از چندگاهی میان مردم ما باب می‌شود یا لطیفه‌هایی كه این روزها دیگر فقط نقل دور هم جمع شدن‌ها و مجلس‌هایمان نیست بلكه با ورود ابزار پیشرفت تكنولوژی از طریق پیامك تلفن همراه یا رایانامه‌ها هم بین ما رد و بدل می‌شود و می‌توانیم در آن واحد بخشی از این فرهنگ عامه را كه اتفاقاً انعطاف‌پذیری زیادی هم دارد به ده‌ها و بلكه صدها نفر منتقل كنیم.

 اگر بخواهیم این نقل و انتقالات واژه‌ها، اصطلاحات، تكیه‌كلام‌ها، لطیفه‌ها و صورت‌های دیگر فرهنگ‌ عامه میان مردم جامعه خودمان را در سطح وسیع‌تر در نظر بگیریم، بی‌اغراق می‌توان گفت هر روز این زبان عمومی و اصطلاحات كوچه‌بازاری میلیون‌ها بار در بین جمعیت كشور رد و بدل می‌شود. هرچند بسته به قومیت‌ها و خرده‌فرهنگ‌ها زبان و ادبیات عامه هم تفاوت‌هایی دارد اما به هر رو تمام این جملات، تكیه‌كلام‌ها، لطیفه‌ها، جوك‌ها و هجویات یك نشانه است؛ نشانه‌ای از آنچه در لایه‌های زیرین جامعه در حال رخ دادن است و در واقع می‌تواند به ما بگوید در افكار عمومی افراد جامعه چه می‌گذرد و سبك زندگی غالب در جامعه ما چیست.

خوب و بد ادبیات كوچه‌بازاری و فرهنگ عامه

فرهنگ عمومی و ادبیات عامه هم یك فرصت است و هم یك تهدید؛ این نكته‌ای است كه دكتر امان‌الله قرائی‌مقدم به آن اشاره دارد.  وی درباره آثار سوء یا آثار مثبت این شكل از فرهنگ عمومی و ادبیات كوچه بازاری پاسخ می‌دهد: اگر این واژه‌سازی‌ها هجو كردن و لطیفه‌ساختن‌ها جنبه تخریب به خود نگیرد و با حفظ حریم‌ها و حد و حدود باشد اشكالی ندارد و در حالت معمول این روند در فرهنگ عمومی همه جوامع و فرهنگ ها رخ می‌دهد. به گفته قرائی‌مقدم تازه اگر از زاویه علم مردم‌شناسی به این پدیده بنگریم درمی‌یابیم كه اصلاً پیدایش و تكامل زبان از همین جا آغاز شده و از همین راه انتشار یافته و بازسازی شده است. این موضوع در هر قوم و خرده فرهنگی نیز به صورت مستقل وجود دارد و ما در اقوام و خرده فرهنگ‌های مختلف شاهد اصطلاحات و مفاهیمی هستیم كه فقط برای خود آنها قابل فهم است.

وی در عین حال تأكید می‌كند اگر بنا باشد این واژه‌ها، مفاهیم هجو و جوك‌ها به مضحكه كردن اقوام، فرهنگ آنها یا نسبت‌های زشت و ركیك دادن به دیگران كشیده شود، به روندی خطرناك تبدیل می‌شود. هر چند فرهنگ عامه، تظاهرات زبانی آن و تغییراتی كه در آن رخ داده و می‌دهد، از زوایای دیگری هم قابل بررسی است.


تاریخ : جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392
نویسنده : مهدی عامری

معنای حریم شخصی در میان ایرانی ها


از آنجا كه در ایران در گذشته زندگی به صورت قومی و قبیله‌ای مرسوم بوده، حقوق فردی همیشه نادیده گرفته می‌شده است.

در زدن

«در خانه را روی هر كسی باز نكن»، «قبل از ورود به هر مكانی ابتدا در بزن و سپس وارد شو». اینها آموزه‌های تربیتی اولیه همه كودكان است كه تا پایان عمر همراهشان خواهد بود.

مبنایش هم مشخص است؛ حفظ و رعایت حریم شخصی خود و دیگران. پس فرهنگ احترام و حفظ حریم شخصی كاملا تربیتی است كه از كودكی شكل می‌گیرد و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود، اما جای تعجب است كه چرا در میان ما ایرانیان جایی برای دخالت نكردن در امور شخصی دیگری به عنوان یكی از اصول اولیه فرهنگ احترام به حریم شخصی و استقلال دیگری دیده نشده است.

در حالی كه اگر از كودكی به فرزندان‌مان مهارت‌هایی را برای احترام به حریم شخصی دیگران و حفظ استقلال آنان ـ‌ چه با عنوان پدر، مادر، فرزند، همسر، همكار، همسایه و دوست و حتی رهگذر غریبه‌ای كه از كنارمان می‌گذرد ـ به طور صحیح آموزش دهیم، می‌توانیم انتظار رسیدن به جامعه‌ای را داشته باشیم كه در آن هیچ‌كس به بهانه كمك، دوست‌داشتن دیگری یا جستجو در كارهایش زندگی او را به خطر نیندازد و عزت نفس‌اش را زیر سوال نبرد.

این گفته‌ها، بخش‌هایی از صحبت‌های دكتر پروین ناظمی، روان‌شناس است كه در گفت‌وگو با جام‌جم ابعاد مختلف دخالت كردن در امور دیگران را به عنوان یكی از ناهنجاری‌های رفتاری ایرانیان بررسی می‌كند.

چرا ما ایرانی‌ها عادت داریم در كار یكدیگر دخالت كنیم و سر از كار هم دربیاوریم؟

از لحاظ زیرساخت فرهنگی، مردم ما در جامعه‌ای زندگی می‌كنند كه اصولا روابط عاطفی تنگاتنگی بین اعضای خانواده و فامیل وجود دارد، حتی در گذشته نه‌چندان دور می‌بینیم نقش هم‌محلی و همسایه نیز بسیار پررنگ بوده و اغلب اوقات در كنار هم و به شكل خیلی صمیمانه‌ای ارتباط داشتند. به نظر می‌آید همین دیدگاه فرهنگی است كه افراد را وادار به دخالت در كارهای شخصی و خصوصی افراد دیگر می‌كند.


تاریخ : جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392
نویسنده : مهدی عامری
با آغاز سال 1371 سیستم بانكداری ایرانی ما وارد مرحله تازه‌ای شد كه در آن فناوری الكترونیك نقش عمده‌ای را در بانكداری و سرویس‌دهی به مشتریان ایفا می‌كرد.

خودپرداز

این مرحله ورود 12 دستگاه خودپرداز (ATM) یا همان عابر بانك بود كه این محموله بزرگ توسط شركت «ایران ارقام» با هدف فروش به بانك ملت وارد بازار ایران شده بود. اما با اختلافی كه بین شركت وارد كننده و مسئولان بانك ملت پیش می‌آید مدیرعامل بانك سپه خودپردازهای مورد بحث را خریداری و در اولین ماه‌های سال 1371 آنها را راه اندازی می‌كند و اولین كارت (ATM) به‌نام «سعیدعسكری اناركی» كارمند فنی بانك سپه و اولین نصاب خودپردازها صادر می‌شود و درمدت كوتاهی مورد توجه و اقبال قشر تحصیلكرده به ویژه متخصصان فنی قرار می‌گیرد.

این خود‌پردازها كه در ابتدا قابلیت جای گذاری اسكناس‌های 100، 200، 500 و هزار تومانی را داشت و جمعاً با 2هزار برگ اسكناس، مبلغ 3 میلیون و 600 هزار تومان را دردل خود جای می‌داد و مشتری می‌توانست در هر روز تا سقف 30هزار تومان برداشت كند. اینجا بود كه به مرور تعداد كارمندان بانك‌ها روز به روز بیشتر می‌شد و مناسبات مناسب با زندگی شهر‌نشینی مدرن بر سیستم بانكداری حكمفرما شد. اما در این میان سارقانی كه دل در گرو سرقت بانك داشتند، شاهد به‌وقوع پیوستن آمال و آرزوهای خود بودند چرا كه آنها می‌پنداشتند كه رۆسای دلسوز بانك‌ها گوشت نقدینگی را سر راه گربه طمع آنها قرار داده‌اند وگاو صندوق‌ها را از زیر زمین‌ها و دهلیز‌های تنگ و تاریك به بهترین جای ممكن منتقل كرده و به این ترتیب پروسه مرد افكن سرقت را محض رضای خدا، برای سارقان زحمتكش، سهل و آسان كرده‌اند. اما غافل از اینكه طراحان و تولید‌كنندگان خودپرداز‌ها برای چیرگی بر معضل سرقت طراحی دوربین‌های مدار بسته‌ای را برای اطراف و اكناف خودپردازها تدارك دیده‌اند.

 اینجا بود كه سارقان دندان طمع سرقت از بانك‌ها را كشیدند و سوژه‌‌های خود را از بین مشتریان بانك‌ها انتخاب كردند. اینجا بود كه روی راه‌های جدید سرقت از عابر بانك‌ها متمركز شدند و با توجه به اینكه دیگر سرقت در شب و برخورداری از خواب طعمه‌های سرقت دیگر كارایی نداشت به راه‌هایی متوسل می‌شدند كه این بار باید سرقت را در روز روشن و در مقابل دید ده‌ها چشم بیدار عملی می‌كردند.


تاریخ : یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392
نویسنده : مهدی عامری

در جامعه ما ازدواج یک ارزش است که واقعا هست اما در مقابل، تجرد یک جرم بالقوه تلقی شده که واقعا نیست.


تجرد

ازدواج به دلیل آنکه باعث ایجاد خانواده ، توالی نسل بشر و جلوگیری از پاره ای انحرافات جنسی می شود در تمامی ادیان و سنن جوامع، ارزش و گاه مقدس تلقی می شود .

از طرف دیگر فرد مجرد به همان دلایل بالا فردی مستعد برای ایجاد خطر برای حریم جنسی جامعه تلقی شده و همواره مورد تهاجم جامعه قرار میگیرد.

این نگرش قالبی یا استریو تایپ ها نسبت به مجرد و مزدوج در جوامع تابع سنت ، باعث ایجاد مخاطرات روانی در جامعه مجردین می شود.

استریو تایپ که برداشت‌های قالبی نیز ترجمه شده‌است. در مفهوم به طرز فکرها و نگرش‌هایی اطلاق می‌شود که شخص بر روی آن پافشاری دارد و با وجود دانستن واقعیت بر روی اندیشه خود اصرار دارد.

در مورد جامعه ما نیز از سطح خانواده ها تا مسئولان این استریو تایپ ها نسبت به مزدوج و مجرد وجود دارد.

جامعه ما که هم اکنون لا اقل جامعه جوانی است با جمعیت جوان ازدواج نکرده ای رو به روست که به آن بحران تجرد نام داده اند.اما نکته اینجاست که بحران تجرد وندیدن بحرانهای جامعه مزدوج حاصل نگاه قالبی ما به جامعه جوان است؟

چنان که اشاره شد در جامعه ما از سطح خانواده ها تا سطح دولت ، جوان مجرد مساویست با یک منحرف بالقوه . لذا هر دوی این نهادهای اجتماعی مخصوصا در چند سال اخیر می کوشند تا به نحوی گاه با دادن آمارهای خطرناک به خانواده ها از طریق رسانه ها و گاه از طریق تشویق های خاص، جوان مجرد را از این وضعیت خارج کرده و اصطلاحا به هر نحوی آنها را دست به دست بدهند.


برچسب‌ها: ازدواج
تاریخ : جمعه بیستم اردیبهشت 1392
نویسنده : مهدی عامری
شما حالی برای جواب دادن به گوشی تلفن همراه خود ندارید، ولیکن گوشی تلفن همراه شما با توجه به صدای آهنگی که از آن بلند شده است، لحظاتی می‌شود که این پیام را برای شما به دنبال دارد که شخصی آن سوی خط با شما کاری دارد ولو آنکه شما حالی برای جوابگویی تلفن همراه خود نداشته باشید.

از طرفی  نیز صدای آن موسیقی‌ای که از گوشی تلفن همراه شما در می‌آید، با حال واحوال فعلی شما متناسب نیست.این مسئله مکرر، می‌تواند یکی از هزاران عوامل و دلایلی باشد که حال افراد جامعه را خراب می‌کند و به لحاظ روانی و حتی جسمانی، برای شما پیامدهای ناخوشایندی همراه خواهد داشت.

تکنولوژی

این مثال به عنوان مشتی نمونه خروار برای شما آورده شد، تا اثراتی که تلفن همراه به عنوان نمونه ای از ماحصل تکنولوژی بر انسان را، بتوان در ابعاد مختلف مورد بررسی قرار داد.از همین اندک نگاهی که به تلفن همراه داریم متوجه خواهیم شد که چه تأثیری روی سرنوشت روحی و جسمانی افراد جامعه می‌گذارد.

حال جور دیگری به این مسئله می نگریم.

احکام دینی قرار است دستورات و ملزوماتی برای تنظیم نظم زندگی فردی و اجتماعی آدمی داشته باشد.به عنوان مثال اوقات نماز که روابط آدمی را با مقوله ای با عنوان توحید،یا مقوله ای همچون شکرگزاری خالق تنظیم می کند تا ارتباط با خالق به بهترین شکل حاصل گردد و سایه ای توحیدی، بر زندگی بشرگسترش یابد. سایه ای که زندگی انسان را در پرتو التاف حق رنگ وامید می بخشد، رنگ و امیدی که اگر در جامعه همه گیر و فراگیر شود یقینآ اتفاقات خوبی برای سرنوشت روانی و جسمانی افراد جامعه انتظار می رود.

فرض بفرمایید همین لحظه ،لحظه راز و نیاز با خدای متعال باشد ، در همین هنگام برنامه تلویزیونی مورد علاقه‌ی ما پخش شود،حالا سر دو راهی می‌مانیم که زمان را با دستورات دینیمان تنظیم کنیم یا فرصتمان را برای تماشای برنامه تلویزیونی قرار دهیم!؟

بله، تلویزیون نیز کنار تلفن همراه دستاوردی تکنولوژیک است که هر چقدر زمان از آن می‌گذرد، مخاطبانش بیشتر میل به تماشای آن را دارند.

ولی آنچه از زندگی تکنولوژی زده عصر حاضر برمی آید، زندگی در جامعه صنعتی است که همراه خود، فرهنگ زندگی صنعتی را نیز برای بشر به ارمغان آورده است،همان طور که تکنولوژی نیز به همراه خود ،فرهنگ خاص خود را در تمامی عرصه های زندگی انسان رواج داده است.


برچسب‌ها: تکنولوژی
تاریخ : جمعه بیستم اردیبهشت 1392
نویسنده : مهدی عامری

5 ساله‌های خیابان هم شاغل می‌شوند!!


روز به روز بر تعداد این بچه‌ها افزوده می‌شود و انگار دیگر این كودكان رها شده‌اند تا در خیابان‌های شهر بچرخند. نه تنها با توجه به شرایط اقتصادی تعداد این كودكان بیشتر شده بلكه سن‌ آنان نیز كمتر شده‌است. حتی می‌بینیم كودكی كه به نظر می‌آید 5 سال هم ندارد تنها در وسط میدان می‌ایستد و هیچ‌كس دور و بر او نیست.

کودکان کار

در مورد كودكان خیابانی نمی‌توانیم بگوییم آنها دارای شغل هستند. زیرا آنان به اجبار بدون آن‌كه آمادگی یا مهارت‌های لازم را كسب كرده باشند مشغول به كار می‌شوند و عمدتا نیز به كارهای سیاه مانند زباله‌گردی می‌پردازند.

در حالی كه براساس قوانین بین‌المللی كنوانسیون حقوق كودك، زیر هجده”‹ساله‌ها و براساس قانون كشور خودمان زیر پانزده”‹ساله‌ها نباید كار كنند. هر فرد باید به صورت طبیعی در زندگی رشد كند. دوران كودكی زمان آموزش است و طبیعتا كار در سن كودكی در آینده برای جامعه نیز آسیب‌رسان است. این كودكان رشد طبیعی خود را ندارند و نمی‌توانند چه در حال و چه در آینده زندگی شاد و همراه با سلامت كامل روحی داشته و برای جامعه خود مفید باشند.

طبیعتا هر فردی احساس كند حقوقش پایمال می‌شود نسبت به این موضوع عكس‌العمل‌هایی نشان می‌دهد. وقتی به نیازهای سنی این كودكان نیز پاسخی داده نشود، آنان نسبت به هم‌سن و سال‌های خود پرخاشگرتر و دارای روحیه خصمانه‌ای می‌شوند. وقتی می‌بیند كودك هم سن او در سرمای هوا درون ماشین و كنار پدر و مادر خود نشسته و او می‌خواهد برای به دست آوردن پولی شیشه همان ماشین را تمیز كند مطمئنا نوعی نگاه خصمانه در او شكل می‌گیرد و به لحاظ عاطفی و اجتماعی در بین این كودكان خصوصیاتی به‌وجود می‌آید كه این خصوصیات مانند بی‌اعتمادی، انتقام‌جویی و پرخاشگری است.

در مورد این‌كه آیا باید به این كودكان كمك كرد یا نه باید گفت این كودكان به دو صورت هستند برخی از آنان در سنین بسیار كم مشغول به تكدیگری می‌شوند و این امر اصلا صحیح نیست و بهتر است از این كار حمایتی نشود اما در مورد كودكانی كه جنسی را می‌فروشند كمی قضیه متفاوت‌تر است و این‌كه آیا پرداخت پول به این كودكان خوب است یا خیر بستگی به خانواده آنان دارد.


برچسب‌ها: کودکان خیابانی
تاریخ : دوشنبه نهم اردیبهشت 1392
نویسنده : مهدی عامری

حال معرف‌های ازدواج چندان خوب نیست


بسیاری از ما وقتی واژه میانجی یا واسطه را می شنویم به طور نا خودآگاه فکر می کنیم که حتما کسی باید اختلاف میان دو نفر را حل و واسطه آشتی و ترمیم رابطه آنها شود، البته این درست اما تنها مصداق کاربرد استفاده از واژه میانجی نیست.

با توجه به مشغله های موجود در زندگی که همه با درجه های متفاوت تجربه گر آن هستیم، و با در نظر گرفتن سیال (سیال بودن) رابطه های بین فردی در دنیای مدرن امروز، کمتر کسی در جهت انتخاب همسر برای برقراری یک ارتباط دست به دامان یک میانجی و واسط می شود و اغلب افراد، خود و بدون هیچ مقدمه ای اقدام به برقراری رابطه های جدید می کنند.

این رابطه ها که در رابطه های بین فردی میان دو جنس دیده می شود، گاها به ازدواج ختم می شود و در نظر طرفین به یک رابطه جاودانه تبدیل می شود.

ازدواج

زانوزدن های بی اساس برای در خواست ازدواج

متاسفانه و با توجه به همین سیالیت عصر مدرن که خود را بیش از هر چیزدر روابط فردی نشان داده است، اغلب دختر ها و پسرها خلاقیت خود و دست و پا گیر بودن قواعد سنتی را بهانه کرده و خود بی واسطه به خواستگاری فرد مورد علاقه رفته و پیشنهاد ازدواج را مطرح می کنند. این نوع از شکل گیری ازدواج مدلی است که به هیچ وجه نه در فرهنگ اسلامی و نه در فرهنگ ایرانی ما جا دارد، نسخه ای است کاملا غربی که درآن یکی از طرفین به دور از چشم همه به ویژه والدین، در بهترین شکل ممکن زانو زده و در خواست ازدواج خود را مطرح می کنند.

بزرگترهای فامیل، آخرین مدعو وصلت های جوانان فامیل!

آنطور که پدربزرگ و مادربزرگ هایمان می گویند در گذشته ای نه چندان دور تا پسری دستش به چارچوب در می رسید و پشت لبش سبز، بزرگترهای فامیل دختران دم بخت را به تسبیح ردیف کرده و می شمردند و سر آخر هم با شناختی که از پسر داشتند، دختری هم ردیف وی را انتخاب می کردند و آنها را در یکی از اتاقهای خانه پدری منزل می دادند تا علاوه بر اینکه این دو زوج روی پای خود بایستند، حمایت هایی هم از آنها صورت گیرد.

متاسفانه در حال حاضر نه تنها در ازدواج های امروزی از بزرگترهای فامیل هیچ مشورت و نظرخواهی صورت نمی گیرد بلکه معمولا آنها آخرین افرادی هستند که در جریان این وصلت قرار می گیرند.


تاریخ : شنبه هفتم اردیبهشت 1392
نویسنده : مهدی عامری

آزار زنان با نگاه‌های بی واهمه


میزان تعرض کلامی به زنان و دختران در کشور ما، بیشتر از کشورهای اروپایی است. این اخباری است که توسط یک جامعه شناس ارائه شده و انتقادات بسیاری هم نسبت به این آمار صورت گرفته است که چرا با بیان این اخبار به تحقیر خود می پردازیم.


آسیب شناسی روابط دختر و پسر

احساس آرامش و امنیت برای هر فردی که در اجتماعی زندگی می کند، احساسی مسلم است و این حق طبیعی هر انسانی می باشد. این احساس لازم است که هم برای مردان وهم برای زنان یک جامعه مهیا باشد. اما به نظر می رسد این مسئله وقتی در ارتباط با زنان مطرح می شود، از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار است. شاید این به خاطر شخصیت و موقعیت زنان می باشد. چرا که زن، موجودی لطیف است و به اصطلاح متون روایی ما، زن یعنی ریحانه. البته درباره معنای ریحانه، تعابیر مختلفی مطرح شده است ولی آنچه مشخص است اینکه اصولا باید نسبت به حفظ شخصیت و موقعیت زنان تلاش کرد و باید مراقبت هایی را نسبت به او در نظر گرفت. به همین خاطر است که موضوع عفاف و حجاب مطرح می شود و به زنان توصیه می شود که برای حفظ احترام به خود و سایرین، نسبت به رعایت حجاب تلاش کنند و توجه ویژه ای نسبت به این موضوع داشته باشند. اما نکته مهم این است که هر کسی که به طور عمیق و درونی به حجاب ظاهری و باطنی اعتقاد داشته باشد، می تواند در رعایت آن موفق باشد و عده زیادی از افراد هستند که اعتقادی به این موضوع ندارند.

.گذشته از این موارد، موضوعی که چند سال است در جامعه ما دیده می شود، موضوع مقابله با بدحجابی است که برخی از تعبیر گشت ارشاد هم برای بیان این موضوع، استفاده می کنند. در این رابطه نظرات، پیشنهادات و انتقادات بسیاری مطرح شده است اما، در این نوشتار قصد پراختن به این مطلب را نداریم بلکه هدف از اشاره به این مطلب، بیان یک نکته مهم است و آن اینکه، آیا در جامعه ما به همان اندازه که به بانوان برای رعایت حجاب و عفاف، تذکر داده شده، به آقایان هم این هشدار داده شده که مراقب نگاه و زبان خود در برابر بانوان، باشند؟

نکته جالب اینجاست که در قرآن نیز نسبت به این موضوع به مردان تذکر داده شده که از چشمان خود مراقبت کنند و مجاز نیستند تا هر چه خواستند ببینند. این موضوع، موضوعی بسیار مهم است که متاسفانه در جامعه ما، چندان رعایت نمی شود. به گونه ای که حتی یک خانم محجبه و محجوب نیز وقتی در اماکن عمومی حاضر می شود، ممکن است با نگاه های عذاب آور و یا کلمات آزار دهنده پسری جوان یا مردی میانسال، مواجه شود.


تاریخ : پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392
نویسنده : مهدی عامری

رفتارهای کمدی ما در فرهنگ رانندگی


ترافیك سرسام‌آور، سیل خودروهای تك‌سرنشین، وسیله‌ای برای بالا و پایین كردن بی‌هدف خیابان‌ها، استفاده از خودرو برای طی مسافت‌های خیلی كوتاه و آمار بالای مرگ و میر به دلیل تصادف در كشور و... از علاقه ایرانی‌ها به خودرو و البته درست نبودن فرهنگ استفاده از این وسیله در كشورمان حكایت دارد.

رانندگی،ترافیک

هر چند آمار مرگ و میر به دلیل تصادف‌های جاده‌ای در سال گذشته هنوز به طور قطع اعلام نشده، اما براساس آمار پلیس راه حدود 19 هزار نفر سال 91 فقط در تصادفات جاده‌ای جان خود را از دست داده‌اند، هرچند این آمار نسبت به سال گذشته حدود هزار نفر كاهش پیدا كرده است، اما گذشته از استاندارد نبودن خودروها، شبكه حمل و نقل عمومی و جاده‌ها این آمار تاسف‌بار دلیل خوبی است برای تائید علاقه به استفاده از خودروی شخصی و نامناسب بودن فرهنگ استفاده از اتومبیل در كشورمان.

هنوز مدت زیادی از معمول بودن نشستن دو نفر روی صندلی جلوی خودرو‌ها نگذشته است و اگر كمی به عقب برگردید به یاد می‌آورید كه این رسم غیرمعمول آنچنان جاافتاده بود كه بعضی وقت‌ها با وجود این ‌كه صندلی‌های عقب خودرو خالی بود، ترجیح می‌دادیم دو نفری روی صندلی جلوی اتومبیل بنشینیم، علاوه بر این سوار كردن افراد بیشتر از ظرفیت در یك خودرو برای ما چیزی شیرین‌تر از شكستن ركورد گینس بود، به این دلیل گاهی در این رقابت آنقدر از هم سبقت می‌گرفتیم كه یك نفر را هم در كنار راننده جای می‌دادیم و این شخص در حالی كه باید با یك دست در نیمه باز خودرو را نگه می‌داشت تا از خودرو بیرون نیفتند، كنترل كلاج و ترمز را هم به دست می‌گرفت، بستن كمربند ایمنی هم كه پیشكش، چون تا چند سال پیش خیلی از راننده‌ها كمربند‌های ایمنی را مانند تسمه‌ای پشت صندلی‌های جلوی اتومبیل می‌بستند تا خدایی نكرده هنگام نشستن افراد سنگین وزن، صندلی بیش از حد به عقب خم نشده و به قول معروف ماشین از قیافه نیفتند.حالا كه چند سال از كمرنگ شدن این عادت‌ها می‌گذرد وقتی آنها را مرور می‌كنیم خنده‌مان می‌گیرد، اما شاید ندانیم، كه هنوز هم به طور كامل فرهنگ استفاده از خودرو را نمی‌دانیم، برای همین این وسیله كه برای برداشتن باری از روی دوش انسان ساخته شده به قول معروف دارد مایه عذاب می‌شود چرا كه سهم زیادی از آلودگی صوتی و هوای تهران به دلیل استفاده نادرست از اتومبیل است البته به این آمار باید استرس ترافیك‌های سرسام‌آور شهرهای بزرگ و زیان‌های جانی و مالی تصادف‌های اتومبیل را هم اضافه كرد.


تاریخ : پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392
نویسنده : مهدی عامری

18 بهمن ماه سال گذشته رأی دیوان عدالت اداری بر ابطال مصوبه دولت مبنی بر خروج قهوه‌خانه‌ها از زمره اماکن عمومی اعلام شد که بر اساس آن عرضه قلیان در قهوه خانه‌ها رسما ممنوع است.


سیگار و قلیان

قانونی که 15 سال بلااجرا ماند

ماجرای ممنوعیت مصرف قلیان که در یکی دو سال گذشته حاشیه های بسیاری را به همراه خود داشت به 7-6 سال پیش باز می گردد. زمانی که مجلس وقت «آیین‌نامه ممنوعیت استعمال و عرضه سیگار و سایر مواد دخانی در اماکن عمومی» را به تصویب رساند. بر اساس ماده 1 این قانون، به منظور حفظ حقوق افراد جامعه و تامین سلامت آنها در برابر زیان ها و بیماری های ناشی ازاستعمال دخانیات، استعمال هر نوع سیگار و سایر مواد دخانی در اماکن مسقف به هر نحو ممنوع شده بود.

در تبصره 1 این ماده تعریف اماکن عمومی محیط‌های مسقف بود که محل استفاده و مراجعه عمومی‌ مردم می‌باشد از قبیل اماکن متبرکه و مقدسه، مساجد، مصلی‌ها، کارخانجات، بیمارستان‌ها، سالن‌های نمایش، سینماها، سالن مهمانخانه‌ها (هتل‌ها) و مهمان سراها و ... که مسئولان این اماکن عمومی بر اساس تبصره 2 موظف شدند تابلوی ممنوعیت مصرف دخانیات را به تعداد مناسب در محل‌هایی که قابل رویت باشد نصب نمایند و ممنوعیت استعمال دخانیات در اماکن‌ عمومی را یادآور شوند.

در ماده دو این آیین نامه هم آمده بود که وزارتخانه ‌های بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان‌ صدا و سیما و سایر دستگاه‌های فرهنگی و شهرداری‌ها موظفند به منظور جلوگیری از اعتیاد جوانان و تبیین زیان‌های جانی، بهداشتی، اجتماعی و مالی ناشی از مصرف دخانیات از هرگونه اقدامی که موجب تبلیغ، تشویق یا تحریک افراد به استعمال یا مصرف بیشتر دخانیات شود، جلوگیری نموده ‌و نسبت به تهیه برنامه‌های منظم و منسجم فرهنگی و تبلیغی مناسب در زمینه تبیین مضرات و تقبیح مصرف مواد دخانی برای همگان به ویژه جوانان اقدام نمایند و همچنین برای حسن اجرای ‌این قانون اقدامات لازم را به عمل آورند. هیئت وزیران هر شش ماه یک ‌بار گزارش چگونگی اجرای ‌این قانون را از سازمان‌های مربوط دریافت خواهد کرد.


تاریخ : پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392
نویسنده : مهدی عامری

اگر شما هم بالكنی دارید كه از آن به عنوان انباری استفاده می‌کنید، بد نیست حداقل برای یك بار هم كه شده از خانه خارج شوید. در كوچه یا خیابان محل سكونت‌تان قدم بزنید و نمای ساختمان را با دقت بیشتری برانداز كنید.

بهار یعنی فصل گل و شكوفه، فصل رویش و سبزی، طراوت و تازگی و زنده شدن. این روزها به هر چیزی كه نگاه كنید نمادی از نو شدن و زایش را در آن خواهید دید؛ شكوفه‌های سفید و صورتی، جوانه‌های سبز و كوچكی كه برشاخه‌های درختان نشسته و خودنمایی می‌كنند، گل‌های رنگارنگ، پرندگانی كه با سرمستی چهچهه می‌زنند و عطر خوش گل‌هایی كه فضا و جان و دل را پر کرده است.

بالکن

 گویا همه این‌ها آمده‌اند تا بار دیگر جهان تازه شود و ما هم از تازگی آنها بیاموزیم و كهنگی و رخوت را كنار بگذاریم.

با این همه متأسفانه خیلی از آنها كه در آپارتمانی كوچك زندگی می‌كنند و حتی بالكنی رو به آفتاب ندارند، همین موضوع را بهانه كرده و طبیعت را از خانه و زندگی‌شان كنار می‌گذارند اما اگر قدری دقیق‌تر ببینیم، در كوچك‌ترین خانه‌ها هم می‌شود چند برگ سبز را نگه داشت؛ برگ‌هایی كه نیاز چندانی به نور مستقیم خورشید ندارند ولی محیطی متفاوت ایجاد می‌كنند و روحیه‌ای تازه به ما و زندگی‌مان می‌بخشند.

البته بدتر از این كسانی هستند كه در آپارتمان زندگی می‌كنند و بالكنی هم دارند، اما این بخش از خانه به مرور زمان تبدیل شده است به یك انباری بزرگ و شلوغ که می‌توان اجناس متفاوتی را در آنجا دید. از ظرف‌های پلاستیكی در اندازه‌ها و رنگ‌های مختلف كه روی هم چیده شده و آفتاب رنگ‌وروی‌شان را برده است گرفته تا گلدان‌های خالی از گل، شیشه‌ها و بطری‌های پلاستیكی و...

جالب اینکه وقتی با صاحب این خانه‌ها صحبت كنید هم اغلب از نداشتن حیاط گله می‌كنند و ناراحت هستند كه چرا چشم‌شان به دیدن گل‌های بهاری روشن نمی‌شود؛ نمی‌توانند در باغچه بنفشه و شمعدانی بکارند و بقیه ماجرا!


تاریخ : چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392
نویسنده : مهدی عامری
چندی پیش دختر جوانی با مراجعه به کلانتری 148 انقلاب تهران ماجرای عجیبی را پیش روی پلیس قرار داد که تازگی داشت. 
ال سی من ،دستمال مرطوب

دختر 21 ساله در تحقیقات گفت:«می‌خواستم به دانشگاه بروم که سوار اتوبوس شدم.زن جوانی که در صندلی کناری‌ام نشسته بود خیلی باکلاس و شیک به نظر می‌رسید، دیدم که به صورتم خیره شده است تا اینکه لبخندی زد و سرصحبت را باز کرد. وقتی شنیدم که با یک پزشک پوست آشناست و دستمال مرطوبی سراغ دارد که باعث از بین رفتن لک و جوش صورتم می‌شود خوشحال شدم. می‌گفت دستمال‌ها بی‌خطر هستند و هر شب باید آن را روی صورتم بگذارم تا پوستم ترمیم شود.«فریماه» همان لحظه یک سری دستمال مرطوب به من داد و خواست شماره موبایلش را داشته باشم و اگر دستمال‌ها تاثیر خوبی روی صورتم گذاشتند باوی تماس بگیرم تا سفارش بدهد از اروپا برایم بیاورند. همان شب دستمال مرطوب را روی صورتم گذاشتم. حس خوبی به من دست داد. از آن به بعد هر شب این کار را می‌کردم. یک هفته نشده بود که با فریماه تماس گرفتم و بسته جدیدی از دستمال‌ها را سفارش دادم. همدیگر را دیدیم و او با گرفتن 20هزار تومان دستمال‌ها را به من فروخت».>>>>دختر دانشجو افزود: «هر شب مرتب دستمال‌ها را استفاده می‌کردم و اگر آنها را به صورتم نمی‌گذاشتم نمی‌توانستم بخوابم و نیمه‌های شب از خواب می‌پریدم. اصلا تصور نمی‌کردم که معتاد دستمال‌ها شده‌ام. رفته رفته وقتی از دستمال‌ها استفاده نمی‌کردم خمار و خواب‌آلود می‌شدم. خواهرم که از نزدیک شرایط من را دنبال می‌کرد ترسیده بود، طوری حرف می‌زد که انگار مطمئن است من مواد مصرف می‌کنم اما نمی‌پذیرفتم. هر بار با فریماه تماس می‌گرفتم قیمت دستمال‌ها را چندین برابر بالا می‌برد.


تاریخ : سه شنبه ششم فروردین 1392
نویسنده : مهدی عامری
نوروز، نبض طبیعت است؛ زمان رویش گیاهان و حاصلخیزی طبیعت. زمین نو می شود و جامه ی سبز خود را بر تن می کند. نوروز جشن طبیعت است.

پنجره را بگشا، زمین نفس می‌كشد و نفس تورا تازه می‌كند. من از قاب پنجره سبز می‌شوم، سبز می‌بینم. درختان جوانه‌های سبز زده‌اند، از فرش زمین رویش سبزی ظاهر شده است. گنجشك‌ها به پرواز درآمدند و قناری‌ها آواز سر داده‌اند. من سرخوش می‌شوم، ما سرخوش می‌شویم. جهان شاداب می‌شود. جهان زیبا می‌شود و ما غرق می‌شویم در بهار. دل‌هایمان شاد می‌شود. آسمان آبی‌ترین رنگ آبی را پخش می‌كند.

نوروز

خورشید رنگ می‌پاشد بر زمین، خورشید نور می‌پاشد بر زمین، خورشید گرما می‌پاشد بر زمین.

زمین گرم می‌شود، زمین سبز می‌شود، زمین نفس تازه می‌كند، زمین رنگ می‌گیرد، زمین سبز می‌شود، زمین جان می‌گیرد. بهار با نوروز آمده است، نوروز با بهار آمده است و ما بهاری می‌شویم در نوروز. جشن ایرانیان، جشن نیاكان ما، جشن امروز ما، جشن همه سال‌های ما.

نوروز یك جشن ملی است، جشن ملی را همه می‌شناسند كه چیست. نوروز هر سال برپا می‌شود و هر سال از آن سخن می‌رود... نوروز كه قرن‌های دراز است بر همه جشن‌های جهان فخر می‌فروشد از آن رو «هست» كه یك قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا یك جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان است و روز شادمانی زمین و آسمان و آفتاب و جوش شكفتن‌‌ها و شور زدن‌ها و سرشار از هیجان‌ هر «آغاز».


تاریخ : پنجشنبه یکم فروردین 1392
نویسنده : مهدی عامری
«من می‌خرم، پس هستم» این شعار فرهنگ مصرف‌گرایی است. مصرف‌گرایی یک مفهوم اقتصادی اجتماعی است که خرید کالاها و خدمات را به هر میزان تشویق می‌کند.


بسیاری شروع این اصطلاح را از طریق تورستن وبلن می‌دانند. (وبلن جامعه‌شناس آمریکایی) می دانند وی در این زمینه به نتیجه‌ی مصرف‌گرایی شدید از بُعد اشرافی‌گری اشاره می‌کند و مثال می‌آورد که وقتی یکی از کارکنان قصر، که وظیفه‌ی جابه‌جا کردن صندلی از جلوی شومینه را دارد غایب می‌شود، فرد ثروتمند آن قدر بر روی صندلی می‌نشیند تا کباب شود، زیرا حاضر نیست حتی چنین کار ساده‌ای را نیز خودش انجام دهد. این مثال حد نهایی مصرف‌گرایی را در شرایط ایده‌آل آن نشان می‌دهد؛

بر اساس مفهوم عقلانیت اقتصادی مصرف بیشتر بهتر است. از نظر اسملسر، عقلانیت اقتصادی یک ارزش نهادی است. این خود نشان‌دهنده‌ی اهمیت بالای مصرف بیشتر یا در حالت کلی‌تر، حداکثر کردن نفع شخصی است. اما در چه شرایطی این دو با هم یکی می‌شوند؟ در شرایطی که مصرف‌گرایی در فرهنگ یک کشور غالب باشد، حداکثر کردن نفع شخصی به معنای مصرف بیشتر کالاهاست.

مصرف گرایی

 مصرف‌گرایی دارای 2 لبه است؛ یکی لبه‌ی تیز آن که عبارت است از واردات بی‌رویه کالاهای مصرفی و غیرضروری که ضمن تغییر ذائقه و فرهنگ مردم، به نابودی اقتصاد کشور منجر می‌شود. دیگری لبه کند آن که شکوفایی بخش‌های مختلف تولید، بهبود وضعیت اشتغال، رفع معضل همیشگی اقتصاد ایران یعنی تورم (بهبود وضعیت عرضه در ایران که به اعتقاد بسیاری از اقتصاددانان عامل اصلی رفع تورم است)، قطع وابستگی به درآمدهای نفتی می باشد.

 اقتصاد ایران، در طول حدود یک قرن اخیر، دارای چند دوره‌ی شکوفایی در زمینه‌ی تغییرات طبقاتی و الگوی مصرف بوده است. که در همه این دوره ها یک نکته برجسته است: پیدایش طبقه یا طبقاتی با ضریب مصرف بالا نسبت به درآمد.


تاریخ : پنجشنبه یکم فروردین 1392
نویسنده : مهدی عامری

آواز تجرد از دور خوش است


کارش تمام شد اما هیچ انگیزه ای برای رفتن به خانه ندارد. این دخترک جوان سال های سال است که از خانه پدری جدا شده و برای تحصیل و کار به تهران آمده است. این روزها اما احساس تنهایی خوره روح و روانش شده ولی چرا راهی برای پایان دادن به این تنهایی ندارد همدم روزها و شب های او در همه این سال ها اینترنت و کتاب است. اما این رفیقان مجازی چاره تنهایی او نیستند.
تجرد

امشب هم دوباره با بی حوصلگی به خانه می رسد کلید را در قفل می چرخاند کسی نیست به او خوش آمد بگوید خانه ساکت است نه صدایی هست و نه بوی غذایی به مشام می رسد که نشانگر حضور زندگی در خانه باشد. کسی نیست به او بگوید چرا دیر آمد و گوش کند به حرف های دلش ظرف روح و روان و حوصله لبریز شده است "کسی نیست با او حرف برنم!" این را به خودش می گوید ای کاش کسی بود که آرامش کاذب خانه را بشکند راستی چرا او مانند برخی دختران و پسران این شهر طعم تلخ و شیرین زندگی مجردی را تجربه می کند؟
برچسب‌ها: ازدواج
تاریخ : دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391
نویسنده : مهدی عامری

دکتر علی شریعتی نوروز

سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است. نوروز یک جشن ملی است،‌جشن ملی را همه می‌شناسند که چیست، نوروز هر ساله برپا می‌شود و هر ساله از آن سخن می‌رود. بسیار گفته‌اند و بسیار شنیده‌اید؛ پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا، هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی‌کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و ادب تکرار ملال‌آور است و بیهوده؛ “عقل” تکرار را نمی‌پسندد؛ اما “احساس” تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است، طبیعت را از تکرار ساخته‌اند؛ جامعه با تکرار نیرومند می‌شود، احساس با تکرار جان می‌گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن، طبیعت، احساس و جامعه هر سه دست‌اندرکارند.


تاریخ : شنبه بیست و ششم اسفند 1391
نویسنده : مهدی عامری

شب عیدی مراقب جیب‌برها باشید


جیب‌بر‌ها از روش‌های مختلفی برای رسیدن به طعمه‌هایشان استفاده می‌کنند اما با رعایت نکاتی ساده می‌توان از بروز این‌گونه سرقت‌ها جلوگیری کرد، بگونه‌ای که به شما توصیه می‌شود که سعی کنید کیف پول‌تان را در جیب ژاکت یا پیرهنی قرار دهید که با زیپ بسته می‌شود.


در حین سفر در صف خرید بلیت برای سینما یا پارک هستید یا ممکن است در پاساژ یا مجتمع تجاری پر ازدحامی در حال خرید باشید، وقتی می‌خواهید برای پرداخت پول، کیف‌تان را بردارید ناگهان تعجب می‌کنید، به سرعت شروع می‌کنید سایر جیب‌هایتان را بررسی می‌کنید و در ذهن خود آخرین باری که از کیف‌تان را استفاده کردید به خاطر می‌آورید، باید پذیرفت که مشکل تنها پول‌های موجود در کیف نیست. شما مدارک مهمی را همراه با پول‌های کیف‌تان از دست داده‌اید که این موضوع به ویژه در سفر و بالاخص در سفرهای خارجی می‌تواند برایتان بسیار دردسر ساز باشد.

کیف پول در جیب پشت شلوار

موضوع «جیب‌بری» یک بزه قدیمی است که از قرن‌ها پیش جوامع شهری با این مشکل روبرو بوده، با این حال جای نگرانی نیست زیرا با رعایت موارد امنیتی به راحتی می‌توانید از کیف پول و سایر وسایل ارزشمند خود در برابر این گونه سارقان محافظت کرد.

جیب‌برها چگونه فعالیت می‌کنند؟

یک جیب‌بر می‌تواند در هر محلی حضور داشته باشد و نخستین توصیه این است که در هر شرایطی مراقب وسایل‌تان باشید، اما برخی نشانه‌ها می‌تواند علائم هشداردهنده‌ایی باشند که در ‌صورت بی‌توجهی به آن‌ها احتمال اینکه شما طعمه بعدی جیب‌بر‌ها باشید وجود دارد، فضاهای شلوغی مانند اتوبوس‌ها، مترو و قطارهای شهری برای جیب‌بر‌ها بسیار مناسب است تا در شلوغی و سر و صدای محیط، میان جمعیت ناپدید شوند. در این گونه فضا‌ها از وسایلتان مراقبت بیشتری انجام دهید.

مسافران در سفرهای خارجی و داخلی نباید به گونه‌ای رفتار کنند که غریبه‌بودن آنان مشخص باشد و سعی کنید به هیچ وجه به تنهایی وارد این ‌مناطق نشوید.

در بازارهای دارای فضای آزاد، بیشتر مراقب جیب‌های‌تان باشید؛ زیرا این فضای شلوغ، محیط مناسبی برای کار جیب‌بران است.

به هر گونه تنه‌زدن در فضاهای شلوغ حساس باشید. متأسفانه تجربه ثابت کرده که در بسیاری از موارد وقتی در جاهای شلوغ و پرازدحام هستیم، متوجه تنه‌زدن دیگران نمی‌شویم اما باید گفت که این شگرد قدیمی هنوز اصلی‌ترین راه برای رسیدن انگشتان جیب‌بر‌ها به کیف پول شماست.


برچسب‌ها: دزدی
تاریخ : شنبه بیست و ششم اسفند 1391
نویسنده : مهدی عامری

عروسی به صرف چشم و هم چشمی


عروسی در یک تالار شیک و مجلل برگزار شده بود با میزهای چیده شده با گل و شیرینی. چند گارسون درحال پذیرایی و رسیدگی از مهمانان بودند.

یکی از گارسون ها در قسمت غربی در سالن، مدعوین را به قسمت سنتی دعوت می کرد. در آن جا انواع و اقسام تنقلات مثل، آلوچه، آجیل، برگه های آلو و زردآلو، آجیل، چایی به همراه قلیان و موسیقی سنتی وجود داشت که هرکسی مشغول خوردن یکی از تنقلات بود که مهمانان با صدای هل کشان متوجه ورود عروس و داماد شدند.

عروسی

با کنجکاوی تمام، بیشتر مهمانان به بدرقه عروس و داماد رفتند که در آن جا همه چشم ها به ماشین عروس و تزئین آن خیره شد. ماشین عروس از نوع آخرین مدل و بالای چند صد میلیون تومان قیمت داشت.

تمام گل های به کار رفته از گران قیمت ترین گل ها بود. لباس عروس نیز با سنگ های تزئینی زیادی کار شده بود که به آن جلوه خاصی بخشیده بود و مشخص بود که قیمتی میلیونی دارد.

پس از کمی هل کشیدن و شاباش ریختن و آشنایی مهمانان با عروس و داماد، چند موزیک شاد در سالن پخش شد و جنب و جوشی به راه افتاد. بعد از گذشت یکی دو ساعت، از پای بلندگو مهمانان را به صرف شام دعوت کردند.

روی میز شام انواع و اقسام غذاها، دسرها و انواع نوشیدنی ها چیده شده بود به طوری که در وهله اول آدم از دیدن این همه غذا و دسر سردرگم می شد. بعد از صرف شام و پایان مراسم، یک نفر که معلوم بود ازنزدیکان عروس یا داماد است یک عکس بزرگ از این زوج خوشبخت(!) را در بین مهمانان می چرخاند و به همه نشان می داد.

تمام مراسم این عروسی مثل یک رویای زیبا و باورنکردنی بود که شاید جوانان حاضر در این جشن همه آرزوی اتفاق چنین روزی را برای خود می کردند. اما اگر آن ها از مشاجرات قبل و بعد از برگزاری جشن باخبر بودند به طور قطع دیگر چنین آرزویی نمی کردند و همان عروسی ساده والدینشان را به این همه زرق و برق پوشالی ترجیح می دادند.

یکی از دلایل اصلی برگزاری چنین جشن هایی همان حس حسادت یا چشم و هم چشمی های افراد به اطرافیانشان است که همیشه این حس مخرب و دشمن زندگی در تمام طول عمر با آن ها همراه بوده و مانع لذت بردن و شاد بودن زندگیشان می شود. به راستی یک انسان به چه قیمت حاضر به فروختن خوشبختی و سعادتش است؟


برچسب‌ها: ازدواج
تاریخ : شنبه بیست و ششم اسفند 1391
نویسنده : مهدی عامری
چندان نیازی به آمار و ارقام نیست. همین که به اطراف‌تان نگاه کنید، می‌بینید که تعداد پسران مجرد نسبت به نسل قبل چند برابر شده است. این موضوع را سازمان جوانان هم تایید می‌کند و با توجه به نتایج یک نظرسنجی در شهر تهران پسرها اشتیاق چندانی برای ازدواج ندارند. این نظرسنجی که با هدف بررسی عوامل موثر بر تاخیر ازدواج از منظر جوانان انجام شد، نشان داد که 49.5 درصد پسران 15 تا 29 ساله مجرد اصلا شرایط خود را برای ازدواج مناسب نمی‌بینند اما از میان دختران همین سال، تنها 22.3 درصد برای ازدواج آمادگی ندارند.

چرا پسرها از ازدواج فراری اند؟

به خاطر ادامه تحصیل ازدواج نمی‌کنند

دلایلی که جوانان را در بستن پیمان مشترک منصرف می‌کند کم نیستند، اما این نظرسنجی نشان می‌دهد قصد ادامه تحصیل، یکی از اصلی‌ترین این دلایل است. یافته‌ها نشان می‌دهد 52.6 درصد از دختران و 44.8 درصد از پسران ترجیح می‌دهند به جای ازدواج، درس‌شان را ادامه دهند. افزایش سطح تحصیلی دختران نسبت به پسران هم به نظر 74.4 درصد دختران و 40درصد پسران در کاهش آمار ازدواج تاثیرگذار است.

نمی‌توان عوامل دیگر را فراموش کرد و تنها تمایل به ادامه تحصیل را در این زمینه موثر دانست. در بسیاری موارد، تمایل افراد، به ویژه دختران به ادامه تحصیل ناشی از بیکاری است و بسیاری از پسر‌ها هم برای به‌دست آوردن شأن اجتماعی بالاتر به تحصیلات رو می‌آورند. خیلی از دخترها تحصیل را به عنوان یک سرگرمی و راهی برای ورود به جامعه می‌بینند و پسرها هم گمان می‌کنند که با بالاتر بردن پایگاه اجتماعی‌شان، برای داشتن یک ازدواج موفق امکان بیشتری را پیدا می‌کنند.


برچسب‌ها: ازدواج
تاریخ : شنبه نوزدهم اسفند 1391
نویسنده : مهدی عامری

تب مد در روزهای آخر سال !!


اسفند که از راه می‌رسد، شهر در هیاهویی مثال‌زدنی فرو می‌رود. از نقش‌بستن کلمه حراج روی ویترین مغازه‌ها گرفته و مردانی که جلوی در مغازه‌ها ایستاده‌اند تا مشتری‌هایی که نایلون در دست، پشت ویترین مغازه‌ها ایستاده‌اند و انتخاب می‌کنند و بر سر قیمت با فروشنده چانه می‌زنند، همه‌چیز رنگ و بوی بهار با خود دارد.

باز هم بهار دارد پاورچین پاورچین سایه‌اش را بر ایران پهن می‌کند تا شور سفره هفت‌سین و گرفتن عیدی، بار دیگر در دل‌های کودکان ایرانی جوانه بزند. پیش ترها همین که نام عید بر زبان می‌آمد، زنده‌شدن طبیعت جلوی چشم جان می‌گرفت و دید و بازدیدهای نوروزی؛ اما سال‌هایی نه چندان اندک است که در ماه پایانی سال کهنه، خرید لباس حرف اول را می‌زند.

خرید

 تا آنجا که نوروز برای بسیاری از جوانان مترادف شده با داشتن لباس‌هایی به رنگ مد سال! همین است که این روزها خیابان‌های همه شهرهای کشور مملو از خانواده‌هایی است که برای خرید آمده‌اند. خانواده‌هایی که شاید نه با رنگ انتخابی جوان و نوجوانشان موافق باشند و نه با قیمت لباس‌ها. اما ملاحظات در ارتباط با فرزندان همیشه وجود داشته است...

در مرکز خرید

در هر مغازه‌ای که پا بگذاری، مشتری‌های زن به دنبال رنگ مد سال، لباس ها را زیر و رو می‌کنند. مهرانه یکی از این زنان است. 23 است و یکسال است که ازدواج کرده. مهرانه می‌گوید: «از فروشنده، رنگ سال رو پرسیدم و گفت: سورمه‌ای! با اینکه از یه شلوار قهوه‌ای خوشم اومده بود اما چون امسال مد نیست نخریدم.» قیمت‌ها برای مهرانه مهم نیست.


تاریخ : شنبه نوزدهم اسفند 1391
نویسنده : مهدی عامری
و... که همه ما به نوعی با آن درگیر هستیم.

خرید نوروزی

اما در کنار همه این آیین ها، رسم است که با توجه به نو شدن طبیعت، انسانها هم علاقه به نو شدن و تغییر می بینند و این نو شدن همیشه از ظاهر آغاز می شود به امید آنکه به تغییر در باطن و رفتارها هم سرایت کند و اینچنین است که در روزهای آخر سال همه مردم با رفتن به مراکز خرید و فروشگاه ها قصد دارند که این سنت دیرینه را به نحو احسن به اجرا بگذارند. این روزها خیابانها رنگ و بوی دیگری گرفته اند.

 اگر در کوچه وخیابان قدم بزنی شلوغی پیاده روها و مراکز خرید و عجله مردم برای اینکه تا روز آخر تمام خریدهایشان را انجام دهند کاملا مشهود است. گویی بازار خوابیده تكانی خورده؛ ویترین مغازه ها نو شده و عطر سمبل فضا را پر كرده، ماهی های قرمز داخل تنگ های كوچك در هیجان تماشای سفره هفت سین بی تابی می كنند و تخم مرغهای رنگی در مغازه ها صف آرایی. مردم با تمام مشكلات اقتصادی اشان در شوق خرید نوروزی اند و گشت و گذار و این هیجان زندگی در آخرین روزهای سرد زمستانی ما را هم برای تماشای تب و تاب خرید نوروزی به مراکز خرید شهر می كشاند.


تاریخ : چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391
نویسنده : مهدی عامری

این رقابت عشق را می‌خشکاند


دیده شده که خانواده دختر برای سربلندی دختر خود و یا تشویق سایرین درباره سلیقه و تلاش آنان برای تهیه جهیزیه خود را به زحمت و رنج می‌اندازند تا در شب عروسی یا مراسم جهازبران همه از دیدن این جهیزیه انگشت به دهان بمانند.
جهیزیه

آنچه که امروز دغدغه مردم شده است و غالب مردم از آن رنج می‌برند اما در عین حال برای عقب نماندن از سایرین انجام می‌دهند، تجملات و چشم هم چشمی است. تجملات در دهه‌های اخیر افزایش چند برابری داشته و روز بروز نیز در حال افزایش است تا جایی که به یک معضل در زندگی فردی و اجتماعی تبدیل شده است. بازارها و مغازه‌ها پر از اجناس تجملی بی مصرف است که صرفا جنبه تزیینی و یا زیبایی ظاهری دارد که هیچ استفاده ابزاری نیز از آنها نمی‌شود.

بسیاری از مردم دانسته و آگاهانه سعی در افزایش تجملات در زندگی دارند و حتی برخی خانواده‌های مذهبی با اینکه می‌دانند این عمل برخلاف سنت و دین اسلام است، با این حال به تجملات رو می‌آورند و زندگی خود را دستخوش حاشیه‌هایی می‌کنند که هیچ نفع و فایده‌ برایشان ندارد. جالب اینجاست که اغلب از وجود این تجملات نیز ناراضی هستند. اما به ناچار و برای حفظ شان و موقعیت اجتماعی خود در میان دوستان و اقوام به کار خود مشغول می‌شوند. یکی از مصادیق تجملات، تهیه جهیزیه به سبک امروزی است. در برخی موارد مشاهده می‌شود که خانواده‌ عروس خود را در تنگناهای مختلفی چون قرض کردن  و وام گرفتن و... قرار می‌دهند تا وسایل و لوازمی غیر ضروری تهیه کنند و با این کار به دیگران فخر بفروشند که جهیزیه‌ای متفاوت به دختر خود داده‌اند.

متاسفانه در جامعه امروز ما ملاک‌های انتخاب و برتری افراد رنگ دیگری به خود گرفته و همه چیز در ظاهر افراد خلاصه می‌شود. آنچه که مورد برتری و تفاخر مردم می‌شود، داشتن ثروت و مکنت بیشتر یا دادن جهیزیه تمام و کمال به دختر است. در حالی که آنچه که ماندنی و باقی است اخلاق و روحیات حسنه و برخورداری از دین و اعتقاد راسخ و درست است.

در بسیاری موارد دیده شده که خانواده دختر برای سربلندی دختر خود و یا تشویق سایرین درباره سلیقه و تلاش آنان برای تهیه جهیزیه خود را به زحمت و رنج می‌اندازند تا در شب عروسی یا مراسم جهازبران همه از دیدن این جهیزیه انگشت به دهان بمانند و یا تعریف و تمجید کنند. اینجاست که شان و منزلت دختر در میزان جهیزیه او خلاصه می‌شود و کمالات و فضائل اخلاقی وی نادیده گرفته می‌شود. دختر نیز وقتی شخصیت و شان خود را از این طریق به دست آورده سعی می‌کند این تفاخر را حفظ و به نسل‌های بعدی منتقل کند.


تاریخ : چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391
نویسنده : مهدی عامری

درسور و سات چهارشنبه سوری


یک جامعه شناس: باید شادی های خیابانی مثل چهارشنبه سوری را تشویق و برای آن برنامه ریزی کرد .

چهارشنبه سوری

چهارشنبه سوری مراسم دیرینه ایرانیهاست که به خاطر آتش سوزی و ساختن نارنجک و ترقه بازی هر سال حوادث زیادی را رقم می زند،به طوریکه مراجعان اورژانس بیمارستان‌های سراسر کشور تحت عنوان آسیب دیدگان حوادث مربوط به آتش‌بازی شب چهارشنبه پایانی سال در اسفند ماه 1390، جمعاً 1980 مورد بودند که خوشبختانه در مقایسه با 2088 مورد سال 89، بالغ بر 108 مورد (یعنی حدود 5.2%) کاهش داشته است.اما امسال فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرده که با تجمعات آن روز برخورد می شود.در همین زمینه خبر انلاین با دکتر فردین علیخواه جامعه شناس گفت وگویی را انجام داده است.او تحقیقات میدانی مختلفی در چند شهر کشور در خصوص آسیب شناسی نحوه اجرای مراسم چهارشنبه سوری در بین جوانان انجام داده است.

امروز سردار احمدی مقدم،فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد که در چهارشنبه آخر سال با افرادی که اقدام به مزاحمت و اوباشگری می کنند، برخورد می کنیم .به نظر شما بهتر نیست برای کاهش آسیب های این روز شهرداری یا نیروی انتظامی مکانهایی را برای برگزاری این مراسم برگزار کند به جای اینکه برخورد قهری با این موضوع شود؟

چند سال است که جسته و گریخته شاهد این نوع مواضع از سوی برخی از مسئولان هستیم. ما هم چند سال است پیشنهاد می دهیم به جای اینکه اول فرمانده محترم نیروی انتظامی درباره موضوع موضعی اینچنین بگیرند باید شهردار ، روسای سازمان میراث فرهنگی، صدا و سیما، ارشاد اسلامی، ورزش و جوانان با همکاری هم یک برنامه فرهنگی و اجتماعی مشخص، تعریف کنند و بعد فرمانده نیروی انتظامی اوباش را مخاطب قرار دهند. تجارب گذشته نشان می دهد که معمولا این نوع مواضع تأثیر خوبی بر افکار عمومی ندارد.

ما در سایر مسائل شهری هم این مشکلات را داریم. من معتقدم قبل از آنکه تابلوی «ورود افراد مجرد ممنوع» را بر برخی مکان های شهر بزنیم باید اول تابلوی « مخصوص افراد مجرد» را در فضاهای شهری نصب کنیم! من با پیشنهاد شما موافقم. الان در شهر تهران فضای پیاده روی مناسبی بین میدان امام حسین و میدان شهداء درست شده است. شاید شهرداری می توانست این فضا را برای اجرای مراسم سنتی چهارشنبه سوری تعریف کند. در سایر پارک ها هم چنین پتانسیلی وجود داشت،اما برخی مدیران از تبعات تعریف چنین برنامه هایی نگران هستند و متاسفانه آنرا نوعی ریسک مدیریتی می دانند


تاریخ : جمعه یازدهم اسفند 1391
نویسنده : مهدی عامری

حراج صبردر بازار شب عید


این ترافیک‌های سرسام آور تنها مختص روی زمین نیست و حال و روز مسافرین قطارهای زیر زمینی هم دست کمی از رانندگانی که ساعت‌ها پشت ترافیک می‌مانند ندارد.

این روزها در خیابان‌ها اگر چراغ سبز هم باشد باز نمی‌توان به آرامی و با سرعت مسیر را ادامه داد، هر ساله یک ماه و نیم قبل از آغاز سال نو، ترافیک پررنگ‌تر از همیشه بر سر راه شهروندان در کلان شهرها قرار می‌گیرد. این ترافیک‌های سرسام آور تنها مختص روی زمین نیست و حال و روز مسافرین قطارهای زیر زمینی هم دست کمی از رانندگانی که ساعت‌ها پشت ترافیک می‌مانند ندارد.

عید،خرید

این روزها از هر وسیله نقلیه‌ای که استفاده کنی بازهم، دیر می‌رسی باز هم باید صابون ترافیک را به تنت بمالی. احتمالاً اگر گرمای بازار داغ خریدهای نوروزی تا امروز به شما نرسیده است، در سه هفته پایانی حتماً شامل حال شما خواهد شد حتی کار به جایی می‌رسد که در روزهای پایانی عملاً پیاده رو محلی برای عبور محسوب نمی‌شود و عابران به جای دیدن سنگ فرش‌های کف خیابان، بساط فروش دست فروشان را می بینند که شب عید را بهانه و فرصتی طلایی برای کسب درآمدهای دقیقه 90 ای می‌دانند.

حتی در ساعات پایانی مانده به تحویل سال نو، خیابان‌ها محلی برای قفل شدن ماشین‌ها در یکدیگر می‌شود و در برخی از محله‌ها، خیابان‌ها نیز کارکرد روزمره‌ی خود را از دست داده و به محلی برای بساط پهن کردن دست فروشان می‌شود. انگار هر قدر هم نظارت پلیس راهنمایی و رانندگی بیشتر می‌شود، بر بار ترافیک در کلان شهرها به ویژه پایتخت افزوده می‌شود.

حال و روز بازارها و فروشگاه‌ها هم در پایان سال دیدنی است، پس از ساعت‌ها انتظار و در ترافیک ماندن تازه به محل مورد نظر می‌رسی و بعد از تحمل کردن ترافیک ماشین‌ها و گذران دقایق طولانی در پشت چراغ قرمزهایی که ثانیه شمار آن‌ها کم مانده است به ساعت شمار تبدیل شود، به ترافیک انسانی می‌رسی که نه ساعت شماری برای آن‌ها هست و نه پلیسی، نه شروعش دست شماست و نه پایانش.


تاریخ : جمعه یازدهم اسفند 1391
نویسنده : مهدی عامری

مزاحم‌های تلفنی با بهانه تبلیغات


رعایت حریم خصوصی افراد از جمله حقوق شهروندی است که هر کس در هر موقعیت و مقامی باید موظف به حفظ این حریم باشد. با پیشرفت علم و تکنولوژی و افزایش رقابت میان شرکت‌ها و تولید کنندگان، برخی شرکت‌ها به روش جدیدی از بازاریابی روی آورده‌اند که با کمی هزینه‌ می‌توانند سود بیشتری عاید خود کنند.

مزاحم تلفنی

در این روش با استفاده از تلفن ثابت مشتریان خود را پیدا می‌کنند و محصول یا خدمت خود را ارائه می‌دهند. گرچه تلفن یک وسیله ارتباطی سهل و‌ آسان است و در اختیار غالب شهروندان در همه جای کشور قرار دارد، اما گاهی ابزاری می‌شود که از سوی برخی از افراد یا شرکت‌ها موجبات ناراحتی و سلب آسایش مردم را فراهم می‌کند.

طبق ماده 641  قانون مجازات اسلامی "هرگاه کسی به وسیله تلفن یا دستگاه های مخابراتی دیگر برای اشخاص ایجاد مزاحمت کند، بنا به رأی مراجع قضایی علاوه بر اجرای مقررات خاص شرکت مخابرات، به حبس از یک تا شش ماه محکوم خواهد شد."

چند سالی است که مردم از طریق تلفن ثابت تماس‌هایی دریافت می‌کنند که از آن طرف خط فردی اقدام به تبلیغ برای فروش یک محصول و یا ارائه یک خدمت‌ می‌کند. این نوع فعالیت به دو بخش فروش محصولات و کالاها و ارائه خدمات در حوزه‌های مختلف تقسیم بندی می‌شود.

رواج مشاغل تلفنی سه دلیل عمده دارد: اول اینکه به خاطر وجود رقابت زیاد در عرضه محصولات و کالاها، شرکت‌های ارائه دهنده خدمات، تولید کنندگان و واسطه‌گران به منظور جلب مشتری و به تبع آن افزایش سود، با مردم تماس می‌گیرند تا شمار بیشتری از افراد را جذب محصولات و خدمات خود کنند. دومین دلیل حذف واسطه‌ها برای توزیع محصولات و کالاها و ارائه خدمات است. برخی تولید کنندگان به منظور افزایش سود بیشتر و حذف دلالان، خود مبادرت به یافتن مشتری می‌کنند تا خدمت یا محصول خود را بی‌ واسطه ارائه دهند یا به فروش برسانند. در حالت سوم برخی افراد به دلیل فرار از مالیات و یا نداشتن مکانی برای انجام امور تجاری، فعالیت‌های زیرزمینی دارند. در این حالت بدون اینکه بخش نظارتی کشور متوجه فعالیت آنها باشد، محصولات یا خدمات خود را ارائه می‌دهند که تمامی سود حاصل از این معامله‌ها به جیب خودشان وارد می‌شود.


تاریخ : جمعه یازدهم اسفند 1391
نویسنده : مهدی عامری
اصل تربیتی ما در آموزش مسائل جنسی در فرهنگ مان، دور کردن دختر و پسر از هم است و برای هر کدام از این دو جنس، جنس دیگر را یک غول ناآشنا و غریبه و یک موجود عجیب الخلقه، توصیف می کنیم.


طلاق قبل از رفتن زیر یک سقف

اینها به دلیل محدودیت هایی است که از نظر فرهنگی در جامعه ما وجود دارد و موجب شده است دختران و پسران وقتی می خواهند ازدواج کنند، در این زمینه آموزش های لازم را ندیده باشند؛ آموزش ها برای آموختن چگونه در کنار هم بودن، شناختن و درک کردن یکدیگر و آشنا شدن با تفاوت های دو جنس، باید از دوران مدرسه آغاز شود انتقال این آموزش ها تنها وظیفه مدرسه ها نیست. والدین، باید بچه های خود به خصوص دختران را در این زمینه آموزش بدهند. علاوه بر این، باید مراکز آموزشی ای هم متشکل از روان شناسان و متخصصان مددکاری اجتماعی وجود داشته باشند تا پیش از ازدواج و تشکیل زندگی مشترک، جوان ها را با مسائل جنسی و شیوه های اداره امور زندگی مشترک و مهارت های لازم در این زمینه آشنا کنند.


تاریخ : دوشنبه هفتم اسفند 1391
نویسنده : مهدی عامری

تصویری از یکی از دیوار نگاره‌های چهل‌ستون، متعلق به دوران صفویه که جشن و پایکوبی ایرانیان را در شب چهارشنبه‌سوری به تصویر کشیده‌است.

در مبحث چهارشنبه سوری مسئله این است که از یک سرمایه طلایی استفاده بهینه نمی شود.انباشتگی فرهنگی به جای اینکه در راستای بازگشودن گره های جامعه استفاده شود؛ خود عاملی برای تولید دردسر شده است.
چهارشنبه سوری به عنوان یک نماد عالی از نقش بندی هنرمندانه معرفت، هنر و تجربه انسانی که بر تارک ایران بلند می درخشد امروزه در جایگاه خوب خود قرار ندارد .
تمام جوامع آداب و رسوم،جشن هاو …دارند که حفظ و انتقال آنها به نسل های جدید توسط بزرگتر ها ضرورتی اجتناب ناپذیر است یا برخی از آنها در یک جامعه میان مردم همه اقوام مشترک باشد.در جامعه ما ازجمله این جشن ها«چهارشنبه سوری« است.
جشنی که برای فرارسیدنش لحظه شماری می کردیم امروز نگران حوادث تلخ این روز به دلیل استفاده از ترقه و نارنجک های دست ساز و …هستیم.جشنی که توسط مردمبرگزار می شد،ابزار و وسایل،هماهنگی،برگزاری،نظارتو کنترل بر جشن توسط خود مردم و معمولا بزرگ خانواده و کوچه و محله صورت می گرفت و دولت ها هیچ گونه هزینه ای پرداخت نمی کردند و برای ایجاد امنیت دچار درد سر نمی شدند. برگزاری جشن های مختلف از جمله چهارشنبه سوری توسط نیاکان ما فرصتی برای ایجاد همدلی،افزایش تعامل اجتماعی،افزایش شادی و نشاط در جامعه بود.
درجامعه ایرانی باید نگاه آسیب شناختی در چهارشنبه سوری جای خود را به نگاه جامعه شناختی دهد. نگاه جامعه شناختی مثبت و رو به آینده است و دیدن کارکردهای مناسب است چه به صورت آشکار و چه به صورت پنهان که پاسداشت انباشتگی فرهنگی است. چهارشنبه سوری در کشور ما از یک نامدیریتی فرهنگی رنج می برد . این بی مدیریتی فرهنگی در خانه های ما، سیستم آموزشی ما ، محله ها و توانمندی گروه های همالان ما لانه کرده است . 

حال براي بهتر مشخص شدن اين مفهوم ابتدا به تعريف شادي و نشاط پرداخته و تفاوتهاي آن را بررسي كرد :
شادی عبارتست از هیجانی است که دراثر محرک های درونی وبیرونی ارگانیزم را درجهت انبساط عضلانی و روانی سوق می دهد. ماهیت شادی در انسان غریزی است اما نوع و چگونگی آن به یادگیری ومتغیرهای محیطی وفرهنگی بستگی دارد. همچنین می توان بین شادی ونشاط تفاوتی قائل شد. شادی یک هیجان انبساط با تظاهرات بیرونی و زودگذر است، اما نشاط یک احساس انبساط و شادمانی درونی است که پایدار وبادوام است. شادی همیشه با هیجان های لبخند وخنده وحرکت همراه است اما درنشاط احساس بهجت وسرور لزوما با خنده همراه نیست ولی احساسی است که موجب لذت فرد  می شود. به همین ترتیب شادی می تواند یک هیجان کاذب و زودگذر باشد در حالی که ماهیت نشاط اصیل، مثبت و با دوام است.


تاریخ : یکشنبه ششم اسفند 1391
نویسنده : مهدی عامری

زیبایی را با نقش مارمولک تجربه کنید!


درحالی که پلیس اعلام کرده که با مراکز ترویج خالکوبی و انجام ان برخورد خواهد کرد، هر روز شاهد افزایش گرایش به این پدیده ناخوشایند درمیان جوانان هستیم .

این درحالی است که به نظر میرسد مراکز فرهنگی کشور مغلوب شبکه های ماهواره ای وترویج افکار ضد فرهنگی درفضای اینترنت شده اند وهیچ راهکار مشخصی برای مقابله با این پدیده ندارند.

خالکوبی

این درحالی است که براساس نتایج یک تحقیق پدیده خالکوبی اخیراً در برخی شهرهای کشور به‌ ویژه کلان‌شهرها در بین دختران دانش‌آموز و دانشجو افزایش یافته‌است.

لیلی می‌خواهد طرح بزرگی از پروانه را پشت بدنش خالکوبی کند. او می‌گوید: دوستانم به من می‌گویند باید به روز باشم و الان مد روز خالکوبی طرح پروانه است. خواننده مورد علاقه‌ام هم این طرح را روی بدنش خالکوبی کرده است.

کبود باش تا متفاوت شوی. این عبارتی است که دهان به دهان بین نسل جوان برای ترویج خالکوبی‌های زیرزمینی می‌چرخد؛ فارغ از اینکه حک کردن نقش‌های عجیب و غریب چه تبعاتی در پی دارد.

مارمولک، اژدهای دو سر، یک حیوان عجیب الخلقه، اسکلت و انواع و اقسام شکل‌هایی که هر حسی را به بیننده منتقل می‌کند به جز حس زیبایی. این روزها کم نیستند آنهایی که تحت تأثیر تبلیغات ماهواره‌ای یا چشم و هم چشمی بدن خود را با این نقش‌ها کبود کرده‌اند.

خالکوبی حدود 5 هزار سال پیش برای نخستین بار کاملاً اتفاقی رخ داد. هنگامی که دست آلوده به خاکستر آتش به‌طور تصادفی به جای زخم مالیده شد و پس از مدتی علامتی ماندگار به رنگ سیاه روی بدن ایجاد شد.

مصری‌ها پایه‌گذار خالکوبی در دنیا هستند و خالکوبی 2 هزار سال قبل از میلاد مسیح به کشورهایی مانند یونان، ایران و جنوب شرق آسیا گسترش یافته است.


آخرین مطالب