مراقب این عزرائیل باشید


پزشکی قانونی این دنیا شاید علت بسیاری از مرگ‌ها را به علائم ظاهری و بصری ربط دهد در حالی که بسیاری از مرگ و میر ها ریشه در علت‌العلل های متعددی دارد و تشخیص اصلی و درک واقعی آن‌ها می ماند برای پزشکی قانونی آن دنیا و ملائک مرتبط و دست اندر کار مأمور به انجام وظیفه.

حسادت-چشم و هم چشمی

حسادت، یکی از همین علل منجر به مرگ است و بعضاً هم می‌توان آن را عزرائیل مخفی برخی انسان‌ها نامید، به طوری که در اوج طیف ابتلا، فرد حسود -همانی که هرگز نیاسود-همانی که دو دستی خود را پیشکش مرگ می‌کند، نوعی عذاب درونی را برای خود می‌تراشد.

حسادت، واژه یا خصیصه و یا حالتی منفی است که علاوه بر فوت ناشی از ابتلا، در درجات خفیف ابتدا نوعی خودزنی محسوب می‌شود و فرد ممکن است در حالات اولیه به اختلالات چشمی از جمله درآمدن قلپی چشم‌ها به عنوان نماد انفجار از شدت حسادت و تقاضای نبودن سر به تن فرد محسود و همچنین نبود دید و کوری مطلق دچار شود.

ادامه نوشته

زندگی های چشم درآر


چشم بد، چشم زخم، بی‌چشم و رو، شورچشمی، چشمک زدن... این آخری خیلی بی‌ربط بود، لطفا ندیده بگیرید! داستان ما خود چشم است؛ چشمی که با دیگر چشم‌ها رقابت می‌کند، می‌تازد، دودمان می‌دهد بر باد. اصلا چشم ندارد خودش را هم ببیند! به این دربی می‌گویند چشم و همچشمی. لابد برایتان آشناست!

اما چشم لایه‌های ظریف دارد، گاه تا عمق زندگی آدم پایین می‌رود، می‌سوزاند حسابی، دل را می گویم! همین چند شب پیش که فخری همراه همسرش از شب‌نشینی بازگشته بودند، پایش را سخت در لنگه کفشی کرده بود که پرده‌ها با مبلمان ست نیست، شاسی ماشینمان کوتاه است و... اصلا این خانه و زندگی از مد افتاده است، این هم شد زندگی! بحث بود تا نیمه‌های شب... نه این‌که تنها فخری چشم و همچشمی کند، سیاوش همسرش هم برای خود چشمی دارد میان چشم‌ها... از قصه این دو بگذریم، داستانی است تکراری و بی‌پایان.

اما آتش این چشم دیرزمانی است بر زندگیمان افتاده، گرچه حالا شعله‌اش تندتر شده است، اما قدیم‌ها هم بود، البته کمتر. یادتان می‌آید همین باباطاهر عریان خودمان طاقت از کف داد و فریاد برآورد: «زدست دیده و دل هر دو فریاد / که هرچه دیده بیند دل کند یاد»

چشم و همچشمی نه‌تنها کانون خانواده‌ها را، بلکه بسیاری از عرصه‌های عمومی دیگر همچون ورزش، سیاست، سینما، فرهنگ و حوزه‌های دیگر را هم دربر گرفته است تا کجا این چشم پیش می‌رود، نفوذ می‌کند و... سخت نگیرید. می‌توان زندگی را جور دیگر هم دید.

ماشین-خودرو

رویای خانه‌های بزرگ و ماشین شاسی بلند

بچه بودیم نخی می‌بستیم به ماشین پلاستیکی و آن را می‌کشیدیم به جاده رویایی بزرگسالی، شیرین بود خیلی. بزرگ كه شدیم همان بازی را به صورت واقعی تکرار کردیم.

نشستیم پشت فرمان، شیرین نبود اما! دوست داشتیم به چشم بیاییم، جوری که دیگران از شاسی بلند ماشینمان انگشت به دهان بمانند و از رنگ آن چشمانشان خیره بماند.

ناچار و بی‌پول که نباشید دیگر پیکان و پراید سوار نخواهید شد. مگر می‌شود جناب باجناق ماشینش مدل 2013 یعنی سال آینده را اکنون سوار شود، ولی ما دل خوش کنیم به مدل‌های دهه 70 و 80. باورتان نمی‌شود؟ کافی است سری به نمایشگاه‌های خودرو در خیابان شریعتی و بالای شهر بزنید تا ماشین‌هایی را با برچسب مدل 2013 ببینید! فروشندگان خوب می‌دانند چگونه در این سال خشکسالی تور خود را پهن کنند، آنها همیشه ماهی‌های خود را صید خواهند کرد.

ادامه نوشته

رواج بی‌حیایی در فیس بوک


فیس بوک (facebook) شرکت طراح و مجری وب گاه فیس بوک است که در 4 فوریه 2004 راه اندازی شد. این وب گاه به ظاهر شبکه‌ اجتماعی مجازی است که از این طریق مردم می‌توانند با دوستان خود ارتباط داشته باشند و عکس، فیلم، صوت و ... را به اشتراک بگذارند.
این وب‌گاه به صورت رایگان به کاربران خود در سراسر جهان خدمات می‌دهد. فیس بوک قصد گرفتن ناموس، شرف و عزت ایرانی – اسلامی را دارد و جوانان غافل از این نیت‌های شوم به راحتی خود را در معرض اهداف و خواسته های آنان قرار می‌دهند. طراحان فیس بوک بسیار تلاش کرده‌اند تا صفحات جذاب با قابلیت های بسیار را برای جذب مخاطبان بیشتر طراحی کنند.

فیس بوک-دختران-عکس

فیس بوک محلی برای به چالش کشیدن باورهای اعتقادی و مذهبی و تغییر فرهنگ و هویت یک ملت شده است. در فیس بوک با طرح سوالات و مطالب شبهه ناک که از سوی یک جریان خاص و به صورتی کاملا هدفمند انجام می‌شود، سعی دارند تفکرات غلط را در قالب آزادی بیان به کاربران خود القا کنند بدون اینکه هیچ مرز و حد و حدودی برای آن در نظر بگیرند. برخی افراد ساده لوح با به اشتراک گذاشتن آمار و اطلاعات شخصی اجازه می‌دهند که دیگران به راحتی پا به حریم خصوصی و شخصی آنان بگذارند و از این آمار و اطلاعات در جهت منافع خود استفاده کنند. چرا جوانان ما باید در سایتی اطلاعات محرمانه خود را بگذارند که نمی‌دانند با چه هدفی و به چه منظوری طراحی و اجرا می‌شود و چه اثرات جبران ناپذیری بر زندگی، جامعه، فرهنگ، اعتقادات و باورهای آنان می گذارد؟ با این روش طراحان فیس بوک با استفاده از راهی بسیار ساده و آسان حریم‌ها و حرمت‌ها را می‌شکنند و افراد اجازه می‌دهند وارد حریم شخصی یکدیگر شده و بدون توجه به عواقب ناشی از این بی‌حیایی‌ها کاری کنند که اهداف پشت پرده دشمنان را به سرعت جلو ببرند. کسانی هم که بنا به دلایل اعتقادی و فرهنگی در فیس بوک عضو نیستند برچسب عقب ماندگی می‌خورند و از جمع دوستانه کنار گذاشته می‌شوند.

رواج بی حیایی و بی بندو باری از جمله موارد بارز در فیس بوک است که آسیب‌های زیادی را بر خود فرد و به تبع آن بر جامعه خواهد گذاشت. وجود عکس‌های مبتذل زنان در فیس بوک نشان از بی غیرتی مردان دارد. وقتی مردی تصویر مادر، خواهر یا همسر خود را بدون هیچ غیرت و نگرانی در فیس بوک به اشتراک می‌گذارد تا دیگران ببینند هیچ تعصبی از اینکه محارم وی در میان عموم چگونه ظاهر شوند و یا مورد تعرض قرار بگیرند ندارد.

ادامه نوشته

بوی عزای حسین(ع) در شهر


در دهه محرم هر کسی با توجه به سن و سال و قشری که به آن تعلق دارد سعی می‌کند، ارادت خود را به آقا نشان دهد و در این میان جوانان همواره بدعت گزار روش‌های نویی در عزاداری هستند.

محرم

چند روزی است که قدم به هر کوی و برزن که می‌گذاری، پارچه‌های سیاه عزای امام حسین )ع) که بر دیوارها نقش بسته‌اند تو را به یاد بزرگ‌مردی می‌اندازند که برای مبارزه با ظلم در مقابل فوج دشمنان ایستاد و نام خود را بر صحیفه تاریخ تا ابد ماندگار کرد. نزدیک محرم که می‌شود شهرها و ساکنانشان با همه توان و عشق خود به پیشواز عزاداری حسینی می‌روند که آرزوی همه ایرانی‌ها زیارت مزارش است.

بوی محرم

نزدیک محرم که می‌شود، هیئتی‌های محله از  جوانان و نوجوانان گرفته تا میان سالان دست به دست هم می‌دهند که بار دیگر هیئتی که هر ساله هزاران نفر در ازای حضور در آن به حاجات دلشان می‌رسند را برپا کنند. یکی داربست‌ها را به هم جوش می‌دهد و دیگری پرده‌ها را نصب می‌کند و آن یکی به دنبال بر افراشتن پرچم‌ها است.

ناصر خسرو و گرمی بازار خرید و فروش طبل و سنج و زنجیر

اگر در هفته‌های اخیر مسیر میدان توپخانه را با ون های خطی به بازار بزرگ تهران طی کرده باشید ، حتماً با تجمع افرادی را دیده‌اید که برای خرید ادوات هیئت عزاداری امام حسین (ع) به مغازه‌های خیابان ناصرخسرو آمده‌اند. مردمی که از هفته‌های پیش از آغاز ماه محرم برای خرید و کرایه سنج و طبل و زنجیر و پرده‌های عزاداری هیئاتشان به این خیابان می‌آید تا کار هیئت را برای دقیقه 90 نگذارند.

ادامه نوشته

آسیب شناسی آرایش افراطی در دختران نوجوان

نوجوانان در اواسط نوجوانی (حدود 17- 15 سالگی) معمولاً دوره ی اوج جهش رشدی را پشت سر می گذارد و از آنجاییکه قدرت تفکر انتزاعی، برنامه ریزی، توانایی مقایسه کردن و درک آینده را به دست آورده اند، می توانند در مورد شکل بدن و ظاهرشان واقع بین باشند و آن را بپذیرند. این درکی که نوجوان از خود بدست آورده است، می تواند باعث شود که فرد در مورد شکل بدن و یا چهره و ظاهرخود تصور منفی داشته و آن را نپذیرند. اما در اغلب نوجوانان این مساله زودگذر بوده و عمدتا با ابن مساله کنار آمده و توجه و علاقه شان را از ظاهر و چهره، به سمت دنیای بیرون معطوف کنند. اما در برخی از نوجوانان مشاهده می شود که کنار آمدن با ظاهر و چهره صورت نمی گیرد و آنها دایماً با تصویر بدنی که از خود دارند، درگیر هستند.
البته اکثریت نوجوانان به ظاهر جسمانی خود بسیار حساسند و به آن توجه زیادی می کنند، فقط تجسم کنید که اگر یک لکه روی صورت نوجوان باشد، یا وزن او یک ذره اضافه شود و یا کوتاه قد باشد، چه واکنشی نشان میدهد! در برخی از نوجوانان، هرآنچه که لطمه ای به جذابیت آنها وارد کند، می تواند تخریب کننده ی اعتماد به نفس آنها باشد.
به طوری کلی، واکنش دختران نسبت به عواملی که تصور می کنند نقصی در ظاهرشان محسوب می شود، منفی تر از پسران است. در اکثر جوامع و فرهنگها، زن ها بیشتر براساس ظاهرشان قضاوت می شوند و وضعیت ظاهر در پذیرش اجتماعی آنها نقش اساسی دارد. اما مردها بیشتر بر پایه دلاوری، توانایی های ورزشی و موفقیت های علمی و مواردی مشابه، توجه اطرافیان را جلب می کنند
ادامه نوشته

نحوه برخورد صحیح با آقایان

نحوه برخورد صحیح با آقایان
آیا جزء آن دسته از خانم های سلطه گر و خودمختار هستید؟! آیا انتظار دارید همه چیز مطابق میل و سلیقه شخصیتان باشد؟! می خواهید همسرتان بی چون و چرا تحت فرمان و اختیار شما باشد؟! شاید متوجه نباشید اما با این طرز برخورد فقط همسرتان را می آزارید. این روزها خانم ها تصورات غلطی از رابطه زناشویی پیدا کرده اند و فکر می کنند هر چه می گویند همسرشان باید اطاعت کند و موظف است که مانند غول چراغ جادو کلیه ی آرزوهای قلبی آنها را برآورده سازد.

باید توجه داشت که وقتی مردها یک چنین رفتار ناخوشایندی را از سوی همسر خود مشاهده کنند، یک دیوار دفاعی در مقابل او می سازند تا در امان بمانند و حتی الامکان خود را از خانم دور نگه می دارند. همه شما با قانون طلایی: "با دیگران همانطور رفتار کن که انتظاری داری با خودت رفتار شود" آشنا هستید. آقایون هم از این امر مستثنی نیستند. اگر انتظار دارید که او مانند یک پرنسس با شما رفتار کند، شما هم باید مثل یک شاهزاده با او رفتار کنید. البته قرار نیست همه چیز به طور 100% ایده آل و مطابق میل شما باشد، اما سعی کنید با همسر خود در نهایت احترام، ادب، عشق و سپاس برخورد کنید. در شرایط سخت با او همگام بوده، یار و یاورش باشید، و در دشواریها دلداری اش دهید.

موفقیت یک ارتباط به تلاش طرفین در لحظه لحظه ی زندگی بستگی دارد. این چنین نیست که فقط چند ماه اول زندگی برای بهبود روابط زحمت بکشید و سپس دست از تلاش برداشته همه چیز را به حال خود رها کنید و انتظار داشته باشید که زندگی مشترک مطبوعی پیش رویتان قرار بگیرد. روزها از پس هم می گذرند و زوجین با پستی و بلندی های بسیار زیادی مواجه می شوند و باید همگام با هم از آنها عبور کرده و به یکدیگر کمک کنند. باور کنید پاداشی که از این همیاری عایدتان می شود، ارزش تحمل مرارت ها را دارد. در این شرایط خانم ها به ویژه باید توجه داشته باشند که در برابر مشکلات واکنش خام و ساده لوحانه از خود نشان ندهند و خود را در شرایطی قرار ندهند که بعداً موجبات پشیمانیشان را فراهم آورد. اگر پا به پای شوهرتان قدم بردارید و در حل مشکلات همراهی اش کنید، و از خود لطف، مراعات، و دلسوزی نشان دهید، او از هر زمان دیگر شما را بیشتر دوست خواهد داشت.

آیا احساس می کنید که شوهرتان مطابق میل شما عمل نمی کند؟ چرا نگاهی به کارهای خودتان نمی اندازید! شاید برخورد درستی با او ندارید و نمی توانید احتیاجات و انتظاراتش را برآورده سازید.

آقایون پیش از هر چیز انتظار دارند همسرشان با آنها دوست باشد، و شرایط و موقعیتشان را به خوبی درک کند. اگر می خواهید در ارتباط خود موفق باشید و همسرتان را از خود راضی نگه دارید به نکات زیر توجه کرده و آنها را در زندگی خود به کار بندید، آنوقت متوجه تغییرات بزرگی خواهید شد.
ادامه نوشته

شیطان‌پرستان شرقی - موسیقی هوی متال

سال‌های اولیه‌ی دهه‌ی ۱۹۹۰ در مصر، دوران اوج موسیقی هوی متال به شمار می‌رفت، تا اینکه جنجال و داستان‌پردازی رسانه‌ها ‌بهانه‌ی خوبی به دولت داد تا آنها را شیطان‌‌پرست معرفی کند و ذهن مردم را از مشکلات اصلی منحرف کند.

روبروی سن گروهی از جوانان ایستاده‌اند که میانگین سنی‌اشان به زحمت به ۲۰ سال می‌رسد. ظاهر همگی‌شان تا حدی یک دست است و موهایشان از دو حالت خارج نیست؛ یا کوتاه شده‌اند و یا برعکس تا سرشانه‌هایشان می‌رسند. خالکوبی‌های روی بازو‌، گردن‌بندهایی با آویز ستاره‌ی پنج‌پر و تی‌شرت‌ها‌ی مشکی رنگی که روی آنها اسم گروه‌های مشهور سبک هوی متال نقش بسته، ویژگی‌های دیگری است که آنها را به هم شبیه‌تر می‌کند.

همگی این جوانان جزو طرفداران موسیقی هوی متال هستند که برای تماشای کنسرت‌های فستیوال موسیقی " Third Metal Night" در شهر اسکندریه در مصر جمع شده‌اند.

 کنسرت‌های سبک هوی متال بیشتر طرفداران خود را از میان نوجوانان دارد تصور برگزاری فستیوال موسیقی هوی متال در یک کشور اسلامی همانند مصر با جامعه‌ای که به شدت محافظه‌کار است، چندان ساده نیست. تب هوی متال در این کشور از سال ۲۰۰۲ بالا گرفت و در این میان تخمین زده می‌شود که در حدود ۶۰ تا ۷۰ گروه هوی متال در شهرهای اسکندریه و قاهره وجود داشته باشند و این تب متالیک همچنان روندی افزایشی را نیز طی می‌کند.

حسام الحملاوی‌یکی از وبلاگ‌نویسان مصری که در سال‌های اولیه‌ی دهه‌ی ۹۰ میلادی جزو فعالان عرصه‌ی موسیقی راک به شمار می‌آمد، می‌‌گوید: «آن زمانی که من تازه به شنیدن موسیقی متال روی آورده بودم، یک جامعه‌ی بزرگ هوی متال وجود داشت که مقامات امنیتی در سال ۱۹۹۷ آنها را شناسایی کردند و به این ترتیب این گروه‌ها از هم متلاشی شدند. ماجرا هم از آن جایی شروع شد که روزنامه‌های نزدیک به دولت از موسیقی متال‌یک جنجال بزرگ درست کردند و حرف‌های بی‌اساسی را درباره‌ی آن زدند. مثلا این که همه‌ی نوازندگان و خوانندگان متال شیطان‌پرستند. برای همین هم نیروهای امنیتی خانه‌های طرفداران موسیقی متال را تفتیش کردند و همه‌ی سی‌دی‌ها و حتی تی‌شرت‌های مشکی را که پیدا می‌کردند، ضبط کردند. یک تی‌شرت مشکی در آن زمان به تنهایی برای اتهام شیطان‌پرست بودن کفایت می‌کرد.»

 

شیطان‌پرستی بهانه‌ای برای دولت

سال ۱۹۹۷ در حدود ۱۰۰ نفر از طرفداران موسیقی متال در مصر دستگیر شدند که بسیاری از آنها زیر ۱۳ سال سن داشتند. نه تنها رسانه‌های رژیم حسنی مبارک، بلکه روحانیون مسلمان و مسیحی، سردمداران آن زمان موسیقی متال را "طرفداران شیطان" نامیدند. در نهایت هم آنها مجبور شدند، در برابر مفتی الازهر (مرکز آموزش اهل سنت) قسم بخورند که از عقاید شیطان‌پرستانه‌اشان دست می‌کشند.

یکی از اعضای گروه متال "دیواین" آن زمان را به خوبی به یاد می‌آورد: «چه شیطان‌پرستی! آنها همه دوستان ما بودند؛ آد‌م‌های قابل احترام. رسانه‌ها اظهارات عجیب و غریبی را از خودشان سرهم کردند، اما دست‌آخر هم هیچ‌وقت به طور رسمی شکایتی از آنها نشد.»

وقتی که یک سی‌دی اوریژینال از خارج می‌آمد، چشمان همه‌اشان برق می‌زد. سازمان‌‌های امنیتی در آن زمان برای دستگیری طرفداران موسیقی متال کار راحتی داشتند زیرا محل تجمع این افراد یک قصر قدیمی و متروکه به نام "قصر بارون" در قاهره بود که از قرن ۱۹ میلادی به جا مانده بود.

حسام می‌گوید: «ما هیچ‌وقت یواشکی وارد این قصر نمی‌شدیم، بلکه هر دفعه به نگهبانان رشوه می‌دادیم. همه‌چیز همانطور باقی مانده بود، تختخواب‌های بزرگی که همه خاک گرفته بودند. اینکه ما آن جا جمع می‌شدیم تا مثلا مراسم مذهبی به جا بیاوریم یا مثلا گربه قربانی کنیم، حرف چرندی است. همه این‌ها را رسانه‌ها از خودشان درآوردند و بهانه‌ی خوبی هم برای دولت شد، زیرا آن سال‌ها وضعیت اقتصادی در مصر بسیار بد بود و افراط‌یون مسلمان هم همچنان شورش می‌کردند. ما این احساس را داشتیم که دولت به دنبال بهانه‌ای است که توجه مردم را از مشکلات واقعی منحرف کند.»

موسیقی متال این روزهای مصر مسیر آرام‌تر و محتاطانه‌تری را نسبت به آن روزها طی می‌کند، بدون هیچ کنسرت غیرقانونی، استعمال مواد مخدر، درگیری یا حتی جمع شدن در مکان‌هایی مثل "قصر بارون". اما تفاوت اصلی این روزها با آن روزها بیشتر از آنکه در این موارد خلاصه شود، به آوای موسیقی متال امروزی بر می‌گردد. اگر در اوایل دهه‌ی نود میلادی آهنگ‌های گروه‌های غربی همچون متالیکا، اسلیر یا آیرون میدن نواخته می‌شدند، گروه‌های مصری حالا راه خودشان را می‌روند و ژانر موسیقی متال میهنی خلق کرده‌اند؛ مثل "متال سیاه شرقی"!

مصائب زنان و دختران فروشنده

مصائب زنان و دختران فروشنده

از پشت ويترين‌هاي مغازه تا آن سوي پيشخوان زندگي

مصائب زنان و دختران فروشنده

 

 

اين روزها به هر پاساژي كه قدم مي‌گذاريم يا از برابر هر رستوران، كافي شاپ و بوتيكي كه عبور مي‌كنيم، حضور زنان فروشنده مشاهده مي‌شود.

دلايل متفاوتي از جمله مشكلات اقتصادي و دستيابي به استقلال مالي در خانواده، زنان را به سمت اين شغل سوق مي‌دهد. جامعه نيز از زن‌ها به خاطر قبول دستمزدهاي ناچيز، مطالبه نكردن مزايا و حقوق قانوني و همچنين جلب مشتري به واسطه برقراري ارتباط مؤثرتر نسبت به مردها( البته در بسياري موارد به خاطر جذابيت‌هاي زنانه!) استقبال بيشتري مي‌كند، اين در حالي است كه اغلب خانم‌هاي فروشنده نسبت به شغلشان احساس نارضايتي و بي‌علاقگي مي‌كنند و از اينكه به اجبار ساعت‌هاي طولاني از عمر گرانمايه خود را بدون برخورداري از حداقل حقوق كاري همچون بيمه و بازنشستگي صرف شغل فروشندگي مي‌كنند، شكايت دارند. 

ادامه نوشته

زندگی روزمره ی زنان در متروی تهران

                 زندگی روزمره ی زنان در متروی تهران

3201838205_38b7cbd27c.jpg

چکیده:

در دنیای مبتنی بر تولید انبوه و مصر ف مدار امروز، اماکن پرتردد  نظیر مترو  نیز می توانند به منظور محلی برای عرضه ی کالاها   مورد استفاده قرار گیرند از این رو فزونی تولید و تقاضا به مصرف انبوه می انجامد و مصرف انبوه به گسترش مکان های عرضه ی کالاها منجر می گردد. بنابراین در این پژوهش ، به فعالیت فروشندگی زنان در واگن های زنانه متروی تهران پرداخته می شود.   از خلال حضور در مترو و فعالیت در آن، برای این دسته از زنان، زندگی روزمره شکل می گیرد و از این مجرا برای شان هویت تازه ای رقم می خورد. زندگی روزمره مبتنی بر انجام امور تکرار شونده؛ بدین معنا که زنان فروشنده هر روز از صبح تا شب و ایستگاه به ایستگاه  به فروشندگی و عرضه  کالاهای شان می پردازند و روز دیگر مجددا این کار  را از سر می گیرند و از خلال برخورداری از این زندگی روزمره، هویت جدید زن فروشنده بودن نیز برای شان بوجود می آید .

 در این پژوهش،  از روش مردم نگاری و از ابزارهای مشاهده، مصاحبه و گفتگو، برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است.  گفتگوها با تعدادی از زنان فروشنده و زنان مسافر صورت گرفته است.  نتایج این پژوهش نشان می دهد که مصرفی شدن جامعه و فراوانی کالاها و محصولات مصرفی، برای مترو کارکردهای جدیدی ایجاد نموده است  از این رو، مترو به مثابه مکانی برای توزیع کالا ،شکل گیری زندگی روزمره و همچنین مکان هویت یابی برای دسته ای از زنان ، تلقی می شود. از سوی دیگر، جذابیت امر خرید برای بسیاری از زنان مسافر، عامل مهمی در تکوین و تثبیت حضور زنان فروشنده در مترو با وجود محدودیت ها و موانع موجود است.

ادامه نوشته

جولان فروشندگان مرد در فروشگاه‌های زنانه!!!

کافی است خانم‌ها برای خرید وسایل آرایشی و خصوصی و نیز مانتو و پالتو پا به مانتو فروشی‌های کلانشهرها بگذارند، ناگهان با تعداد زیادی فروشنده مرد روبه‌رو می‌شوند که مدل‌های مختلف مانتو را پیشنهاد می‌دهند و با حدس زدن سایز مشتریان، اجناس و مدل‌های انتخابی را در اختیارشان قرار می‌دهند.



به گزارش ایمنا این روزها کلانشهرها پر شده از مغازه‌هایی که جنسیت فروشنده‌های آنها با جنسیت مشتریان در تقابل است؛ مغازه‌های زنانه‌فروشی که فروشنده مرد دارند و مغازه‌های مردانه‌فروشی که از فروشندگان زن استفاده می‌کنند، انگار کسبه با به کار‌گیری فروشنده غیر هم‌جنس به دنبال فروش بیشتر هستند! 

فروشندگان مرد و جوان با موهای بزک کرده و لباس‌های عجیب و غریب که مشغول فروش لباس‌های زنانه هستند در کنار دختران و زنانی که به فروش لباس‌های مردانه می‌پردازند، چهره امروز مراکز خرید کلانشهرهاست. کسی هم در این میان به فکر خانم‌ها و آقایانی که در برخورد با این فروشندگان ناهمجنس احساس راحتی نمی‌کنند، نیست. 

ادامه نوشته

نیمکت نشینان بی مدعا


پیرزن با دستانی لرزان و کمری خمیده سوار اتوبوس می شود، چشم می دوزد تا کسی جایش را به او بدهد. ازدحام جمعیت او را بارها در معرض افتادن قرار می دهد اما...

اتوبوس به ایستگاه آخر می رسد و پیرزن بدون اینکه جایی برای نشستن پیدا کند، پیاده می شود!

سالمند

این یك تكه از پازل زندگی سپیدمویان شهر ماست، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی كه روزگاری مثل خیلی از ما جوان و شاداب بودند و حالا با نشستن گرد سپید پیری ‌روی مویشان، افتادن چین‌های عمیق به پوست‌شان و لرزه بر اندامشان از بسیاری بی مهری‌ها و بی‌توجهی‌ها دلشان خون است.سونامی خاموش سالمندی در ایران در راه است، جمعیت كشورمان به سرعت در حال گذار از مرحله جوانی به پیری است. سالمندانی كه خیلی هایشان آنقدر پیر و ازكارافتاده شده‌اند كه تا ناچار نباشند از در خانه پایشان را بیرون نمی‌گذارند چون با این شرایط جسمانی هیچ چیز به اندازه تردد در شهر برایشان مشقت‌آور نیست.

تاكسی‌هایی كه ترجیح می‌دهند سالمندان را سوار نكنند، چون فكر می‌كنند در سوار و پیاده شدن كند هستند، اتوبوس‌هایی كه بلند بودن پله‌هایشان، بالا رفتن از آنها را برای سالمندان سخت می‌كند، خیابان‌هایی كه با وجود خط‌كشی عابر پیاده، سالمندان برای گذر از آن احساس ناامنی می‌كنند، رانندگانی كه در آخرین ثانیه‌های باقیمانده تا قرمز شدن چراغ در تلاشند با آخرین سرعت از تقاطع عبور كنند، غافل از این‌كه این كارشان عابران سالمند را چقدر به وحشت می‌اندازد.

پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی كه گاه ناچار هستند مدت‌های طولانی داخل اتوبوس و مترو سرپا بایستند و با هر ترمز كشدار به در و دیوار برخورد كنند.

سالمندانی كه وقتی سر و كارشان به سازمان‌ها، ادارات یا مراكز خدماتی شهر می‌افتد، ساعت‌ها باید در صف‌های طولانی انتظار بكشند، شاید به كارشان رسیدگی شود و در این میان گاه باید برخوردهای تند كارمندان را هم به جان بخرند.

سالمندان شهر ما هنوز هم برای استفاده از بسیاری از امكانات و خدمات شهری با مشكلات جدی مواجهند، بسیاری از فضاهای شهری هنوز هم برای تردد آنها مناسب‌سازی نشده و هنوز هم زمین‌خوردن، شكستن دست و پا و ازكارافتادگی و خانه‌نشینی كابوس شب‌های پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های شهر ماست.

ادامه نوشته

جولان سگ بازان در پایتخت


سگ بازی و سگ گردانی طی سالهای اخیر به یکی از معضلات پایتخت نشینان تبدیل شده است بطوریکه علاوه بر ایجاد مزاحمت برای برخی شهروندان رواج دهنده فرهنگ مبتذل غرب است. پلیس نیز اعلام کرده با این پدیده برخورد می‌کند اما شهروندان تاکنون برخورد قاطع و جدی از ماموران را در این زمینه ندیده اند.

سگ گردانی

در حالی بر اساس مصوبه مجلس سگ بازی ممنوع شده است که برخی از پایتخت نشینان نگهداری سگ را باعث تفاخر خود می دانند. این افراد با سگ هایی که برخی از آنها قیمتی میلیونی دارند در شهر می چرخند و از نگاه شهروندان به خود و سگشان احساس غرور و تفاخر می کنند.

از سوی دیگر اهمال پلیس با این موضوع باعث شده سگ بازان در خیابان های پایتخت جولان دهند. کافی است سری به خیابان های شمال تهران بزنید و با انواع مختلف سگ در این محله های روبرو می شوید که صاحبانشان آنها را برای گردش به خیابان آورده اند.

بر اساس آمار های به دست آمده در رابطه با علت شیوع سگ بازی در میان جوانان و برخی خانواده های ایرانی ، تلاش برای دست یافتن به گونه‌ای پرستیژ اجتماعی در محیط‌های شهری ازجمله مهم‌ترین انگیزه‌هایی است كه برخی از افراد را به نگهداری و نمایش عمومی حیوانات خانگی ترغیب می‌كند و جوانان با مشاهده این حرکت در میان قشر مرفه و به ظاهر متجدد ، برای عقب نماندن از قافله به این پدیده مخرب اجتماعی گرایش پیدا می کنند .

گفتنی است؛ در حالی رواج نگهداری از حیوانات خانگی به خانواده‌های متوسط جامعه هم کشیده شده و جزء لاینفکی از زندگی شهری و کلاس اجتماعی آنها شده است که کارشناسان اجتماعی معتقدند تعداد بسیاری از جوانان بی ‌آنكه حداقل اطلاعاتی از نگهداری، مشكلات و بیماری‌های آن و شناخت شخصیتی حیوان داشته باشند این کار را انجام داده و بیشتر از ماهیت اصلی نگهداری و ارتباط با حیوان، نمایش حیوان و نشان دادن تجدد و كلاس فرهنگی مدنظر آنهاست.

تهیه طرحی در مجلس که قانونی نشد!

 39نماینده مجلس سال 89 طرحی را تهیه کردند که بر اساس آن گرداندن حیواناتی مانند سگ در اماکن و معابر عمومی ممنوع و مرتکب شونده به ضبط حیوان و جزای نقدی محکوم می‌شود. این طرح که در قالب الحاق یک ماده به قانون مجازات اسلامی ابتدای اسفند ماه سال 89 در صحن علنی مجلس اعلام وصول شد؛ شامل یک ماده واحده و یک تبصره بود.

بر اساس ماده واحده آن، گرداندن حیوانات خطرناک یا حیواناتی که برای سلامت عمومی مضر بوده یا نجس‌العین می‌باشند، از قبیل سگ در اماکن و معابر عمومی و وسائط نقلیه ممنوع است و مرتکب شونده علاوه بر جزای نقدی از یک میلیون ریال تا پنج میلیون ریال به ضبط حیوان مذکور محکوم می‌شود.

ادامه نوشته

تكنیكهای سخنرانی در جمع

تكنیكهای سخنرانی در جمع

alt

سخنرانی در جمع برای اغلب افراد كار دشواری است.اگر مـی خـواهـیـد انـسـان موفـقی باشید، باید بر تكنیـكهـای سخنرانی تسلط پیدا نموده و یا حداقل هنگام صـحبـت در یك جمع احساس راحتی كنید.

 

در زندگي همه ما مواقعي وجود دارد که بايد در حضور چند نفر راجع به مسئله اي صحبت کنيم. ممکن است اين صحبت در جلسه يا کنفرانسي باشد که رسميت داشته باشد و ممکن هم هست که در يک جمع خانوادگي يا در محيط کار بخواهيم براي دوستان يا همکارانمان صحبت کنيم. اگر مهارت هاي لازم را در اين زمينه داشته باشيم ، قطعاً روند کار با موفقيت بيشتري انجام مي شود و به نتايج بهتري مي رسيم.
 

یکی از متداول ترین ترس هایی که تاکنون شناخته شده ترس حین صحبت در جمع یا درمقابل گروهی ازافراد است. يكي از نگراني‌هاي عمدة هر فرد ترس از سخن گفتن در حضور جمع است. بسياري از مردم به راحتي با هم گفتگو مي‌كنند اما هنگامي كه براي سخنراني فرا خوانده مي‌شوند دچار ترس و واهمه مي‌گردند.

بـرخی از افـراد همین كه به صحبت كردن در جمع فكر میكنند، دچار اضطراب و نـا آرامـی شده و هنگامی كه در مقام عمل شروع به سخنرانی می كنند، خشكشان مـی زنــد، تپش قلبشان شدیدتر میشود، دستانشان شروع به لرزش میكند و بصورتی گسسـتـه و لكنت وار شروع به صحبت می نمایند.

اگر شما از ايستادن روي بلندي و صحبت كردن براي جمع مي‌ترسيد، بدانيد كه تنها نيستيد. سال 1973 در جامعة آمريكا تحقيق جالب توجهي در زمينه موارد ترس بعمل آمد و از 2500نفر آمريكايي خواسته شد كه هر كدام فهرستي از عمده‌ترين زمينه‌هاي ترس خود را بنويسند. در پايان كار آنچه محققان را بسيار متعجب ساخت ميزان 41 درصدي پاسخگويان بود كه همگي بزرگترين مورد ترس خود را سخنراني در برابر گروهي از مردم مي‌دانستند. تا حدي كه بسياري از آنها قبول چنين كاري را سرنوشتي هولناك‌تر از مرگ تلقي مي‌كردند.

ادامه نوشته

ازدواج پیش به سوی تعطیلی!


برخی می‌گویند پوشش نامناسب دختران و اختلاط دختر و پسر در دانشگاه مانع ازدواج جوانان است و عده‌ای دیگر تورم و مشکلات اقتصادی را اصلی‌ترین عامل فرار جوانان از تشکیل زندگی زناشویی می‌دانند.


برای بی میلی جوانان به ازدواج و آمار بالای طلاق دلایل بسیاری ذکر شده که کمابیش به هم شبیه‌اند. اما در نشست تخصصی «موانع ازدواج دانشجویان» كه در محل پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی برگزار شد ، دلایل و راهکارهای نسبتاً جدیدتری بیان شد.

ازدواج

برای مثال فاطمه محبی، پژوهشگر پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی اعلام کرد که 75درصد پسران تمایلی به ازدواج ندارند به این دلیل که پوشش دختران نامناسب است. 

همچنین عدم باور پسران به بركت زندگی پس از ازدواج 80 درصد، مهریه‌های سنگین 58 درصد، توجه به زیبایی و ظواهر 75 درصد، توقعات بالای پسران در انتخاب همسر 74 درصد، ضعف خانواده پسر در یافتن دختر مناسب برای ازدواج 50 درصد، پوشش نامناسب دختران 87 درصد، از جمله آمارهای به دست آمده در این آسیب‌شناسی در بحث بی‌تمایلی دانشجویان به ازدواج محسوب می‌شود.

همچنین گفته می‌شود دانشجویان به پدیده ناهنجار خودارضایی روی آورده‌اند اما راهکارهایی که ارائه می‌دهند، تجربه‌هایی تکراری است که قبلاً شکست خورده‌اند.

بانکی‌پور همچنین اختلاط‌های غیرضروری در محیط دانشگاه را مشکلی جدی دانست و تأکید کرد که دانشگاه‌ها اگر کلاس‌های درس را جدا برگزار کنند، با استقبال بیشتری روبه‌رو می‌شوند. 

محبی نیز برای حل مشکل ازدواج جوانان راهکارهایی داد که وساطت نوین برای آشنایی دختر و پسر یکی از آن‌ها بود.

ادامه نوشته

نگاهی به خشونت‌های شبه سادیسمی


کارشناسان در تعریف خشونت اجتماعی می‌گویند؛ خشونتی است که ممکن است از سوی فرد به فرد دیگری مثلاً از سوی پدر به فرزند یا از طرف یک گروه به فرد مثل خشونت باندهای شرور در اخاذی از یک فرد یا از سمت یک گروه در برابر گروه دیگر به طور مثال در منازعات قبیله‌ای روی ‌می‌دهد. این کارشناسان اجتماعی معتقدند پدیده خشونت اجتماعی را نمی توان جدای از خشونت فرهنگی یا اوضاع و احوال اقتصادی یک جامعه در نظر گرفت.

در عین حال تحولات تاریخی هر جامعه‌ای را بر کمیت و کیفیت خشونت اجتماعی در هر مقطع زمانی تاثیرگذار می‌دانند. با کشته شدن روح الله داداشی یکی از چهره‌های شناخته شده و حادثه‌ای که برای طلبه جوانی به نام علی خلیلی در منطقه تهرانپارس رخ داد، حکایت از آن دارد که موضوع پرخاشگری‌ها و خشونت‌ها به اوج خود رسیده و به بحث داغ روز تبدیل شده است.

خشونت

یک سوال اساسی درباره این اتقافات آن است که ما نسبت به قبل خشن‌تر شده‌ایم یا نه. دکتر علی انتظاری، جامعه شناس و از استادان ارشد دانشگاه علامه طباطبایی اعتقاد دارد که میزان این خشونت‌ها و پرخاشگری‌ها در جامعه ما بالا بوده است و فقط این روزها بیشتر به چشم می‌آید؛ «این طور نیست که مسائل مربوط به خشونت‌ها و پرخاشگری‌ها حاد شده باشد. قبلاً هم به همین اندازه زیاد بوده است اما این روزها این ماجراها بیشتر رسانه‌ای می‌شود. گاهی هم رسانه‌های بیگانه از این مسئله سوءاستفاده می‌کنند تا با دستکاری این اخبار یک مسئله اجتماعی را مصادره به مطلوب خودشان کنند و بگویند که در کشور امنیت نیست.»

ادامه نوشته

رۆیای دختران برای ورود به شوهای زیرزمینی


این روزها فعالیت گسترده شوهای غیرقانونی و زیرزمینی لباس در حالی صورت می‌گیرد كه نمایشگاه‌های عرضه مد و لباس ایرانی-اسلامی چندان جدی و كار آمد و فعال نیستند و كم‌كار هستند!

در شرایطی كه طی ماه‌های اخیر پلیس از برخورد با شوهای لباس زیر زمینی خبر داده بود اما با گذشت چند ماه به نظر می‌رسد كه گردانندگان این شوها تورهای جدیدی را برای جوانان پهن كرده‌اند. این در حالی است كه شهریورماه امسال سردار ساجدی‌نیا، رئیس پلیس تهران از شناسایی و پلمب مراكز شوهای زیرزمینی خبر داد و افزود: این گونه مراكز اقدام به فروش لباس‌های قاچاق و نامناسب می‌كنند و در صورتی كه پلیس متوجه شود، بلافاصله با این گونه مراكز برخورد خواهد كرد.

شو زیر زمینی

جدا از آن سردار بهمن كارگر، معاون اجتماعی نیروی انتظامی هم در این ارتباط اعلام كرد: «پلیس از برگزاری نمایشگاه‌ها و فروشگاه‌های كارگروه مد و لباس وزارت ارشاد حمایت می‌كند چرا كه این نمایشگاه‌ها فرصتی برای عرضه لباس‌های مناسب و شایسته مردم ما است. هر لباسی كه ترویج كننده حجاب اسلامی است و با معیار‌ها مطابقت كند، مورد حمایت ماست. هر نمایشگاه یا مزون زمینی و زیر زمینی هم كه ارائه‌كننده لباس‌های خلاف شئونات اسلامی باشد، از سوی پلیس پلمب شده و مأموران با عرضه كنندگان لباس‌های نامناسب برخورد می‌كند.»

ادامه نوشته

شیطان پرستان با افکار جنسی در گوشه و کنار کشور+ تصاویر


در برخی بسته‌های جایزه کودکان، نمادهای شیطان پرستی و دیگر افکار ضاله مشاهده می‌شود.

شیطان پرستی

شیطان پس از شش هزار سال عبادت در جرگه فرشتگان مقرب الهی وارد شد، اما تكبری كه در وجودش همچون شعله زیر خاكستر بود، به هنگام سجده بر آدم سر برآورد و ندای «خلقتنی من نار و خلقته من طین» سر داد و فریاد زد: «فبعزتک لأغوینهم اجمعین» / اخبار رسیده از تهران و چندین شهر دیگر، حکایت از آغاز تحرکات جدید گروه‌های شیطان‌پرستی دارد.

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از اروم نیوز، تولید و عرضه بسته‌های حاوی جوایز برای گروه سنی خردسال و کودک که از چندی پیش به بهانه انجام کارهای فرهنگی در کشور آغاز و به سرعت گسترش یافته است، در مواردی دارای محتویات خاص و در خور تأمل هستند.

در یکی از نمونه‌های خریداری شده از این محصولات به جوایزی برای کودکان برمی‌خوریم که در واقع هیچ تناسبی با اعتقادات و فرهنگ ایرانی اسلامی ما ندارد و نمادهای فرقه‌ها و افکار ضاله هستند.

نمونه‌ای که در تصویر مشاهده می‌کنید یکی از جوایز همین بسته‌هاست که در آن یکی از نمادهای شیطان پرستی و دیگر افکار ضاله قرار گرفته است.

اخیراً گروهی باعنوان شیطان‌پرستان كه دارای انحرافات فكری و جنسی هستند فعالیت خود را در شهرهای غربی كشور شروع كرده‌اند. 

ادامه نوشته

نسل جوان با شوک روبرو شده‌اند


صبح یک روز پائیزی هنوز هم بازار شلوغ و پر مشتری است. فرقی هم نمی کند؛ نرخ تورم طبق آمارهای رسمی از 25 درصد هم گذشته باشد، یا قیمت ارز و طلا روند صعودی اش متوقف نشده باشد. چشمان مرد جوان برای خرید حلقه ازدواج دو دو می زند. دخترک سرش را چسبانده به شیشه. بازار گیج می زند. یک خانم میانسال همه چیز را از دور می پاید. حلقه مورد نظر یافت شد. چشمان دختر براق می شود. نیم‌نگاهی و تبسمی!

قیمت: یک میلیون و ... همه جار می زنند. بازار شلوغ است. دختر زیر چشمی نگاه می کند. پسر دستانش را می فشارد. همه خاموش اند.

خرید ازدواج

هوا خوب است اما از رنگهای طلایی بیزارم. بازار لباس را برای خرید انتخاب کرده ام. همراه خانواده ای راه می افتم. قیمتها به نسبت جاهای دیگر قابل تحمل‌تر است.

ظهر پائیزی آسمان آفتابی و نسبتا گرم است. خیابان جمهوری مسیر بعدی برای خرید اهل ازدواج است. بازار رونقی ندارد. "ال سی دی 32 اینچ نیست. این یکی برای ویترین است." صاحب مغازه به مرد مشتری می گوید. "خانه کوچکی برای زندگی مشترک انتخاب کرده ایم، 46 اینچ نمی شود آنجا نصب کرد!" دخترک با افسردگی می گوید.

مغازه کناری پر است از جارو برقی و ماشین های لباس شویی. " این قیمت را امروز بفروشم به ضرر است، فقط به خاطر جهیزیه حاضرم به قیمت قبل بفروشم. ناقابل 700 هزار تومان 1200 وات جارو برقی مونتاژ ترکیه!" مرد فروشنده به خانواده می گوید و سریع سراغ مشتری بعدی می رود. به گفته مادر این قیمت 4 برابر سه ماه پیش است!

غروب پائیز، وزش باد و تلالو درخشان خورشید در میان شاخه های درختان. همه چیز به زردی می زند. خیابان نامجو فروشگاه فرش جباری دلگیر است. دارهای آویخته و طرح‌های جدید و قدیم. قفس فنچ کوچولو بیش از دارهای آویخته مورد توجه مرد فروشنده است. فرش 500 شانه مشهد با برچسبهای قیمت روی آن توجه پدر خانواده را جلب می کند. "خط خوردگی دارد. قیمت سابق 90 هزار تومان با قیمت فعلی فرق دارد. چرا؟" پدر می گوید و آقای جباری پاسخ می دهد:" نخ این فرش آلمانی است. از خارج وارد می شود. واردات این نخ متعلق به شش ماه پیش است. در حال حاضر یا وارد نمی شود یا اگر وارد شود به قیمت بیشتری باید بفروشم." قیمت روی فرش 6 متری 500 شانه عدد 380 هزار تومان خودنمایی می کند. آقای جباری می گوید اگر بخرید نسبت به هفته آینده که هیچ نسبت به همین فردا سود کرده اید. چون برای ازدواج بچه ها است من حاضرم به قیمت قبل به شما بفروشم.

ادامه نوشته

مدهای غربی چه برسر ما می‌آورد؟

مدهای غربی چه برسر ما می‌آورد؟


كارشناسان بر این باورند شبیخون بر تمدن ایران، آتش بزرگی را برای مرگ تدریجی فرهنگ و سنت ها مهیا می كند و فاجعه ای برای نابودی نسل جوان است.

مدگرایی

امان قرایی مقدم دكترای جامعه شناسی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران می گوید: «بازار عرضه و تقاضا برای پوشاك و لباس در جامعه بسیار زیاد است تولید کنندگان نیز به دنبال سود خود هستند و برای کسب درآمد بیشتر لباس هایی را تولید می کنند که مد روز باشد. اکثر مردم خواستار مد و لباس های شیک،‌نو، جدید و متمایل به غرب هستند به طوری که مشاهده می شود لباس هایی که در بازار و مغازه ها وجود دارند با فرهنگ ما سازگار نیست.

مصرف کنندگان بر نحوه تولید و عرضه پوشاک و لباس در بازار نقش بسیار مهمی دارند تا زمانی که آنها لباس های بیشتر را مصرف کنند و به دنبال مد روز باشند؛ تولید کنندگان از این جوی که در جامعه حاکم است سو استفاده می کنند و برای کسب درآمد بیشتر، هر روز لباس هایی را با مدهای متنوع ، تازه، نو و متمایل به غرب تولید می کنند متاسفانه گروهی از مردم که به دنبال مد نیستند و طرفدار لباس های سازگار با فرهنگ جامعه هستند دچار مشکل های بسیار می شوند.

تولید کنندگان، لباس های نامناسب و مبتذل را وارد بازار می کنند جوانان جذب این لباس ها می شوند و آنها را تهیه و مصرف می کنند ادامه این رویه مشکلات بسیاری را همراه دارد.

فرهنگ نامناسبی در جامعه حاکم می شود اگر این لباس ها در سطح جامعه توسعه پیدا کنند، آسیب های زیادی را به دنبال دارد به طوری که باعث رواج بی حجابی، بی بند و باری ، فساد و فحشا در جامعه می شود.»

وی در خصوص عواقب وجود لباس های مبتذل و تاثیر آن بر جوانان معتقد است:« مصرف کنندگان زمانی که می بینند جنسی را که می خواهند در بازار و مغازه ها نیست، به ناچار سراغ لباس های مبتذل می روند.

ادامه نوشته

لحظات شاد و پرهیاهو با شنیدن فحش‌های ناموسی!

لحظات شاد و پرهیاهو با شنیدن فحش‌های ناموسی!


علاقه ی بسیار برخی  ما ایرانیان به اروپایی بودن و اصطلاحا امروزی بودن یکی از دلایلی است که متاسفانه باعث گردیده است تا گذشته و تاریخ خود را فراموش کرده و زندگی خود را دائم در جهت زندگی و رفتار غربی گونه تغییر دهیم.

تغییر روشهای زندگی و نیل به مدرنیته شده نمونه بارز همین زندگی غربی گونه است. کافی است به اطراف خود نیم نگاهی بیندازیم تا به راحتی متوجه این تغییرات گردیم . البته در مورد نوع پوشش و ذائقه موسیقی قضیه کمی متفاوت تر می نمایاند. میتوان اینگونه برداشت نمود که تغییرات چشمگیر در سلیقه های موسیقایی جوانان نشاندهنده نوعی اعتراض و نارضایتی است .

موسیقی-جوانان

متاسفانه مدتی است با رواج انواع مختلف موسیقی های غربی در ایران بازار این نوع موسیقی ها بسیار داغ شده اند تا جایی که گوی سبقت را از سایر انواع موسیقی ها ربوده اند . سبک های مختلفی که متعلق به سایر کشورهاست و هر یک دارای پیشینه ای بسیار کوتاه هستند . سبکهایی که آن متانت و وزن موسیقی ایرانی را ندارند آنچنان در میان جوانان رواج یافته اند که روحیات و خلقیات زیبای دوران جوانی و نوجوانی را تحت تاثیر ذات خشن خود در آورده و روحیات جوانان را تسخیر نموده  اند. .

دانش آموزان و دانشجویان و سایر اقشار جوان را می بینیم که این روزها صدای موسیقی " دیش دیش " بی معنی به نام موسیقی رپ ، موسیقی متال و نیو متال و غیره از گوشی های موبایلشان یا از باندهای داخل ماشین آنها پخش می شود و به قول جدیدی ها دارند لذت می برند و حال می کنند ولی هیچیک از آن آدمهای غیرتی توجهی نمی کنند که متاسفانه این موسیقی ها ، موسیقی هایی است  که به عزیز ترین کلمات جهان یعنی ، مادر ، الفاظ بسیار زشت و وقاحت باری را نسبت می دهد و حتی به الفاظی مانند خواهر یا مادر آنها هم حمله می کند ، گویی معنی شعرهای این آهنگهای بی اساس را گوش نداده و نمی فهمند ! خیلی ها فقط رپ را به عنوان یک موسیقی می شناسند اما حقیقت این است که این روز ها شاهد مدل موی رپ ، مدل مخصوص لباس و... هستیم. گویی رپ تبدیل به یک فرهنگ در بین بعضی نوجوانان و جوانان شده است.

موسیقی ‌های امروزی بر روی جذابیت‌های جنسی و ظاهری تأکید می‌کنند

موسیقی‌هایی که عشق در نگاه اول را تلقین می‌کنند، موسیقی‌هایی هستند که محتوای عاشقانه‌شان همراه با هیجان ریتمیک است که تأثیرگذاری بر روی جوان را افزایش می‌دهد. این نوع موسیقی‌ها بیشتر بر روی جذابیت‌های جنسی و ظاهری تأکید می‌کنند و نه معیارهای عقلانی، که نام «عشق» را بر آنها گذاشته‌اند.

وقتی که جوان با مشکلات روبرو می‌شود به موسیقی‌هایی پناه می‌برند که آنها هم معمولا تم غمگین و نا امیدانه دارند، یعنی الگوهایی که دریافت می‌کند به دلیل پدیده‌ای که ما در روان‌شناسی آن را «همانندسازی» می‌نامیم.

غیر از اینکه موسیقی‌های مبتذل و سطحی بر روی زندگی زناشویی و روند ازدواج جوانان تأثیر می‌گذارد، بر روی نوجوانان هم بسیار تأثیرگذار است.

ادامه نوشته

بگیرو ببند درکنار ویترین‌های مروج بدحجابی!


یکی از نکاتی که مقام معظم رهبری در فرمایشات اخیر خود در جمع مردم خراسان شمالی به آن اشاره داشتند، این بود که طراحی لباس در کشور ما چقدر منطقی و عقلانی است؟ این در حالی است که کشور ما با پیشینه هنر هزاران ساله خود سرآمد جهان در رشته‌های مختلف بوده است اما این روزها ما به جای بازگشت به سبقه تاریخی‌مان تنها به تقلید از مدل‌های غربی می‌پردازیم.

وقتی لباس مناسب در بوتیک‌ها پیدا نمی‌شود
ویترین بوتیک

حتماً برای همه اتفاق افتاده است، اینکه برای خرید لباسی که هماهنگ با ارزش‌های دینی و اعتقادی‌تان است به بوتیک یا مرکز خریدی مراجعه کنید و با کمال تعجب ببینید در تمام مغازه‌های مرکز خرید مورد نظر حتی یک نمونه از لباسی که با انتظارات شما منطبق باشد، پیدا نمی‌شود. این مسئله باعث می‌شود که شما در جستجوی لباس مناسب مورد نظرتان تمام نقاط شهر را جستجو کنید و در آخر کار مجبور شوید که پارچه خریده و لباس مورد نظر را به خیاط سفارش بدهید تا بلکه بتوانید لباسی که با باورهایتان هماهنگ است بر تن کنید!

اما به جای لباس‌های مناسب با فرهنگ ایرانی و اسلامی، این روزها پاساژها و مراکز خرید پر شده از مدل‌های غربی که هیچ تناسبی با فرهنگ بومی ما ندارد. مانتوهایی که همگی یا تنگ هستند یا کوتاه، در کنار شلوارهای جین پاره و فاق کوتاه و تیشرت هایی آستین کوتاه با نقوش و نوشته‌هایی که معلوم نیست مروج کدام فرهنگ غربی است. جوانان ما هم وقتی می‌بینند لباس‌های تمام بوتیک‌ها غربی هستند، به اجبار تن به تهیه این لباس‌های می‌دهند.

ادامه نوشته

ساسی‌مانکن‌ها و عروسی‌های چند میلیاردی


مدیران تالارهای عروسی و دفاتر خدماتی و تشریفات برگزاری مراسم‌های عروسی 100 میلیون تا یک میلیارد تومانی را تائید می‌کنند. این در حالی است که برخی دیگر نیز از داشتن مشتریانی برای برگزاری مراسم طلاق خبر می‌دهند.

عکس عروسی

6 صفحه از پرفروش‌ترین نشریه نیازمندی‌های تهران به خدمات مجالس و مراسم‌ها اختصاص دارد که در آن می‌توان انواع مراسم‌ها اعم از مراسم ترحیم، عقد، عروسی و ... را با قیمت‌های مختلف سفارش داد. نکته قابل تأمل این است که در کنار برگزاری مراسم سخنرانی‌ها، همایش‌ها، میهمانی‌های خانوادگی و عقد و عروسی منوی مراسم طلاق هم اضافه شده که به گفته مدیران تالارها هم موجب تعجب و هم تأسف است ولی ما پولمان را می‌گیریم و مراسم را برگزار می‌کنیم. هر چند قانون، بخشنامه و نامه‌ای از سوی اتحادیه و وزارت ارشاد یا اداره اماکن مبنی بر ممنوعیت برگزاری جشن‌های طلاق به تالارهای عروسی ابلاغ نشده ولی برگزاری این گونه مراسم‌ها قطعاً تاثیرات منفی در جامعه خواهد داشت و هزینه‌های گران برای برگزاری یک جشن عروسی هم در کنار آمارهای کاهش ازدواج قابل تأمل است.

گران‌ترین عروسی‌ها بیشتر از 100 میلیون نمی‌شود.

«یک دستگاه پراید هدیه به عروس و داماد»، «ورودی رایگان تالار»، «اتاق عقد و آتش بازی رایگان» و «سورپرایز برای عروس و داماد» از جمله تبلیغاتی است که می‌توان در آگهی‌های برگزاری مجالس در نشریات مختلف مشاهده کرد. اما این همه آن چیزی نیست که در مراسم‌های عروسی در تهران در جریان است. عروسی‌های مجلل این روزها در تهران حرف نخست را می‌زنند. مراسم‌هایی که نمونه کاملی از اسراف گرایی و تجمل گرایی در شهری است که در برخی از محله‌های آن جوانان به علت درآمد کم قادر به ازدواج نیستند و عطای آن را به لقایش می‌بخشند. درآمدهای میلیاردی بی حساب و کتاب در کلان‌شهر پایتخت باعث شده تا در کنار مراسم‌هایی که با عنوان ازدواج آسان و با هزینه‌ای معادل 400 هزار تومان در شهر انجام می‌شود، مراسم‌های عروسی چند صد میلیونی نیز در پایتخت رواج پیدا کند. 

ادامه نوشته

مفتخرم که مارک‌دار می‌پوشم!


صاحبان مارک‌های اغلب اروپایی، در بهترین خیابان‌های شهر تهران نمایندگی دارند و به تدریج این نمایندگی‌ها به خیابان‌های مرکزی شهر و حتی شهرستان‌ها هم توسعه پیدا کرده است.

به نظر می‌رسد در رابطه با نحوه استفاده از کالاهای مصرفی، اصول ثابت و پایداری در رفتار انسان‌ها وجود دارد. اصولی که در هر دوره و برهه زمانی، انسان‌ها در چهارچوب آن عمل می‌کنند.

مارک دار-بوتیک

مثلاً اینکه انسان‌ها اگر احساس كنند كالایی از جهت كیفیت ساخت و نوع كاربرد قابل استفاده تر است و با سود و زیان و درآمد و خرج زندگی آن‌ها تناسب بیشتری دارد، تمایل بیشتری به خرید آن كالا دارند. این یک رویکرد اصولی در رابطه با نحوه مصرف کالاست و رویکردی منطقی به نظر می‌رسد، اما به راستی نوع مصرف مردم زمان کنونی، به همین صورت است؟

موضوع نابرابری اقتصادی و سیاسی کشور ما با قدرت‌های غربی، به سال‌های طولانی در گذشته بازمی گردد. آن زمان که بعد از انقلاب صنعتی، چهره اروپا در قالب علم و صنعت و تكنولوژی با اهداف استعماری رخ نمود و با همین چهره بر سایر كشورها مسلط  ‌شد.

بنابراین از پی یک سلطه‌ی سیاسی و اقتصادی، سلطه‌ی فرهنگی هم به طور تدریجی رخ داد. تا جایی كه مردم ما احساس می‌كردند اگر آن‌ها امروز در صنعت و فناوری رشد كرده‌اند، شاید كالاهای آن‌ها هم مرغوب‌تر است. به این ترتیب مردم ما تدریجاً جذب كالاهای ساخت آن‌ها شدند و نسبت به استفاده از كالاهای ساخت داخل احساس تردید پیدا كردند.

نكته‌ای كه ما باید به آن توجه داشته باشیم، این است كه سه ركن سیاست، فرهنگ و اقتصاد در چرخش زندگی بشر رابطه‌ای متقابل دارند. یعنی جامعه‌ای متوازن است كه فرهنگ، سیاست و اقتصاد آن با هم رابطه‌ای متوازن داشته باشند. هرگاه یكی از این‌ها دست خوش تغییر شود، خود‌به‌خود دو عنصر دیگر نیز به گونه‌ای با این عنصر به چالش كشیده می‌شوند تا دوباره به توازن برسند و جامعه‌ بتواند رفتار متناسب و متوازنی بروز دهد. كشور ما در دوره‌های پیش از استعمار در هر سطحی از رشد تاریخی، اجتماعی و اقتصادی كه بود، اما مجموعاً عرصه‌های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی متوازنی داشت. بنابراین هیچ‌گونه بحران هویتی یا احساس حقارتی هم وجود نداشت. 

ادامه نوشته

دوستی با پسر، یک تجدد بدلی


توجه به جنس مخالف و شناخت آن نیازی فطری و روانی است که حد و مرز ان را فرهنگ ها و فضای اجتماعی جامعه ترسیم می کند.
دوستی دختر و پسر

در کشورهای اسلامی که قوانین مدنی و فرهنگ نهادینه شده در اذهان مردم بر پایه دستورات دین مبین اسلام است؛از همان ابتدای سن بلوغ که اولین نگاه ها و گرایش ها به سوی جنس مخالف کشیده می شود،دستورالعمل هایی برای تعامل سالم و عفیف میان مردان و زنان نامحرم در خانواده و جامعه لحاظ شده است. دستورالعمل هایی که زن را در حجاب و مرد را با نگاهی عاری از شهوت به حضور در جامعه فرا می خواند. اما متاسفانه در فضای کنونی جامعه ما که فرهنگ های وارداتی در قالب تجدد و امروزی بودن، بسیاری از باید و نبایدها را زیر پا گذاشته است، هر روزه در کمال ناباوری شاهد ناهنجاری های شدید ارتباطی و تعاملات خارج از عرف دختران و پسران در کوچه و خیابان وحتی بسیاری از مراکز عمومی و تفریحی مانند پارک ها و سینماها و حتی در مهدهای علم و دانشی چون دانشگاه هستیم!!

فضای این گونه تعاملات به گونه ای باز شده است که جوانان به راحتی و حتی با توسل به برخی از استدلال ها و توجیهات اسلامی « در اسلام گفته شده است دو نفر كه یكدیگر را دوست داشته باشند، به هم محرم‏اند! » بدون هیچ گونه عقد رسمى یا صیغه، با هم قدم مى‏زنند و یا حتى گاهى اوقات، به قول خودشان براى شناخت بیشتر، بدون اطلاع خانواده‏ها در خلوت باهم صحبت مى‏كنند. دوستی هایی که بنا به گفته دختران و پسران جوان بابت آشنایی بیشترشان با جنس مخالف و پر کردن اوقات فراغت به نحوی شادمانه !! صورت می گیرد و گاهی برای توجیه عملکرد خود دم از شناخت برای ازدواج می زنند .فضای این گونه تعاملات به گونه ای باز شده است که جوان امروز بی هیچ واهمه و شرمندگی دست به کارهای ناشایست زده و حد و مرز های تعاملات اجتماعی را می شکند . دیگر زمانی شده که دختر و پسر امروز،  با شجاعت  و جسارت هر چه بیشتر در جلوی چشم مردان و زنان، پیر و جوان، آشنا و غریب و... با یكدیگر قدم مى‏زنند یا دست مى‏دهند و یا شانه به شانه راه مى‏روند!!

قبح دوستی های خیابانی تا بدان جایی ریخته شده که دیگر جوانان این روابط را نه تنها مجاز و عادی می دانند بلکه آن را به عنوان یک امتیاز برای خود محسوب می کنند و در دفترچه تلفنشان تعدادی  اسم دختر یا پسر نوشته و بدان مباهات می کنند وحتی بسیار مشاهده  شده  که برخی در این عرصه دست به رقابت های ناسالمی زده  و راه را بسیار بیراهه پیش می برند!!!

اما براستی روابط پسران و دختران كه بسیارى از اوقات زشت و ناپسند است، ناشى از چیست؟

ادامه نوشته

زنان کارتن‌خواب جوان‌تر شده‌اند


بی‌خانمان‌های شهرمان جوان‌تر شده‌اند، آنقدر جوان كه بعضی‌هایشان به زحمت 20 سالشان می‌شود، حالا دیگر كارتن‌خوابی در پایتخت مرد و زن نمی‌شناسد؛ از مردان و زنان سالمند گرفته تا دختران جوان کم سن و سال.

زنان کارتن خواب

می‌ترسم و حق دارم كه بترسم! بعد از نیم ساعت سرگردانی در كوچه پس‌كوچه‌های خلوت و طولانی حوالی میدان اعدام سابق، دم غروب به بن‌بستی رسیده‌ام كه ته آن خانه‌ای كلنگی و تاریك جا خوش كرده است و به محض در زدنم، مرا می‌بلعد تا جزئی از حیاطش شوم و آنجا 10-12 زن معتاد كارتن خواب دوره‌ام كنند تا با خشم و تنفر و شك، از حمله مردم به سرپناهشان بگویند و التماس كنند كاری كنم كه اهالی محل، تنها گوشه امن دنیا را كه متعلق به آن‌ها مانده است، روی سرشان خراب نكنند تا ناچار نشوند از ترس یخ زدن در خیابان یا به هوای بشقابی غذای گرم یا جای خواب، به هر حقارتی تن بدهند.

«نگذار آواره بشویم. من كارتن خواب بودم. 10 سال هم معتاد بودم. از خودم بدم می‌آمد، اما حالا ترك كردم. اینجا از بقیه زن‌ها مراقبت می‌كنم.» لی‌لی‌ آستین‌هایش را بالا می‌زند. منظورش از «اینجا» خانه‌ای است كه یكی از سازمان‌های مردم نهاد به عنوان سرپناه برای زنان معتاد كارتن خواب در ضلع شرقی میدان اعدام اجاره كرده است تا زن‌های معتاد شب‌هایشان را در آن بگذرانند و حالا من و عكاس در حیاطش، روی خرده شیشه‌ها، ایستاده‌ایم تا شرح هجوم همسایه‌هایی را كه نمی‌خواهند سرپناه زن‌ها در محله‌شان باشد به این مركز بشنویم.

لی‌لی‌ اصرار دارد دست‌هایش را ببینم. ساعدها و مچ دست‌های او دیگر جا برای زخم خوردن ندارند. بیش از سی جای زخم افقی و عمودی را كه گوشت اضافه آورده‌اند نشانم می‌دهد. خانه لی‌لی‌ پیش‌تر پارك‌ها و زیر پل‌ها بوده است، كوچه‌های تاریك، خرابه‌ها و خانه‌هایی كه بهای ماندن در آن‌ها زیر پا گذاشتن حیثیتش بوده است.

ادامه نوشته