تهران،پایتخت مدگرایی در جهان

«مد» و «مدگرایی» صرفاً در پوشش افراد خودنمایی نمی كند بلكه تمامی شئونات زندگی را در بر می گیرد و در دكوراسیون، وسایل منزل، آرایش صورت و مو، طرز حرف زدن و حركات، نوع تفریح و ورزش كردن ، جراحی های زیبایی، ماشین های مدل بالا، خانه های ویلایی در بالاترین نقطه شهر و نظایر آن جلوه گری می كند.

 
مدگرایی

آنچه بیش از دیگر مظاهر «مد» به چشم می آید  مد و لباس است. اصولاً این پدیده در همه سنین وجود دارد امّا در بین جوانان به خصوص در بین زنان به دلیل علاقه ی وافر ایشان به نمایش و خودآرایی بیشتر دیده می شود. جوان چون به مرحله جدیدی از زندگی وارد می شود به دنبال اثبات شخصیت است و همین خصیصه مهمترین علت گرایش وی به مد گرایی محسوب می شود. البته دلایل متعدد دیگری در این مسأله دخیل هستند:
1. میل به نوگرایی و تنوع طلبی 2. استقلال طلبی 3. به روز بودن و كم نیاوردن در برابر همسالان (همانند سازی) 4. میل به هویت های جدید 5. رقابت و چشم و هم چشمی 6. زیبا و متفاوت بودن و غیره، بهر حال وجود این ظرفیت و تمایلات در میان جوانان، فرصتی طلایی برای دست اندركاران صنعت نساجی و پوشاك كشور است تا به ارائه الگوهای پوشش زیبا براساس فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی بپردازند. اشاعه فرهنگ مدرنیته و نفوذ آن در اعماق نهادهای جامعه موجب گردیده فرهنگ سنتی و فرهنگ متجدد مقابل هم قرار گیرند. این تقابل به تضاد میان اجتماع و خانواده دامن زده است. بطوری كه با گسترش پر شتاب شبكه های ارتباطی و تمایل فزاینده بشر برای دستیابی به زندگی همسو با این حركت و توسعه ؛ در اپیدمی مد و رفع موانع پیش پای آن، سهم عمده ای داشته است. از دیدگاه بسیاری از صاحبنظران اجتماعی، مد نه خوب است نه بد، چرا كه اگر با شاخصه های ارزشی جامعه همخوانی داشته باشد بد نیست اما چنانچه از چارچوب معیارها و ضوابط جامعه خارج شده و از رسانه های بیگانه و معاند الگو بگیرد به هیچ وجه مناسب نبوده و چه بسا تبعات  بسیار منفی به دنبال داشته باشد.

ادامه نوشته

دهه شصتی ها خلاق ترین و قانع ترین نسل

این نسل  با مشقت های فراوان و با توجه به اینکه حجم انبوهی از این نسل در حال گذار به دوران جوانی بود ، اقدام به تحصیل نمودند و مراحل علمی را گام به گام پشت سر گذاشتند .حال مدرک تحصیلی را گرفتند و راهی سربازی شدند .بعد از برگشت به فکر تشکیل زندگی افتادنداما....

 
دهه شصت

در سال 1359 جنگ ایران و عراق آغاز شد .در کشاکش این جنگ، نسلی در حال ظهور بود که درگیر بسیاری از کمبودها و معضلات و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بود .از یکسو کمبودهای ناشی از جنگ بر زندگی آنها سایه افکنده بود و از سوی دیگر فرصتی نبود تا بتوانند علایق و استعدادهای خود را به عرصه ظهور برسانند .این نسل در حالی مراحل رشد خود را سپری می نمود که خبری از امکانات تحصیلی و رفاهی نبود .رفته رفته به دوران نوجوانی نزدیک شدند .در آن دوران فقر تکنولوژی منجر به حضور پررنگ آنها در خیابان ها می شد. با مشقت های فراوان و با توجه به اینکه حجم انبوهی از این نسل در حال گذار به دوران جوانی بود ، اقدام به تحصیل نمودند و مراحل علمی را گام به گام پشت سر گذاشتند .حال مدرک تحصیلی را گرفتند و راهی سربازی شدند .بعد از برگشت به فکر تشکیل زندگی افتادند ، اما نبود اشتغال این سنت حسنه را به تعویق انداخت .با هزار سختی و مشقت زمینه ای برای اشتغال خود فراهم کردند ، اما مشکل آنجا بود که غالبا این مشاغل هیچ ارتباطی با تحصیلات آنها نداشتند و با تمام این اوصاف آنچه که در طی این سال ها اندوخته بودند در محیط کار خود اجرایی کردند .مدتی پس از دریافت اندک مبلغی ،رفته رفته به فکر ازدواج افتادند .حال وارد چالش اصلی شدند ؛ انتظارات فراوان و کمبود امکانات .

 
ادامه نوشته