فلسفه‌ی خودکُشی

کی از عوامل متعدد مرگ و میر در جهان "خودکشی" است. لازم به ذکر است که این پدیده در کشورهای صنعتی و پیشترفته از بیشترین آمار برخوردار است.
 
خودکشی
"مردی در برابر شهرداری خود را به آتش کشید"، "خودکشی پسر 12 ساله بخاطر فقر". اخیرا با موج جدیدی از خودکشی در ایران مواجه شدیم که طی آن چند نفر در شهرهای مختلف و بنا به دلایل متفاوتی اقدام به خودکشی کردند. 

طبق اعلامیه‌ای که از سازمان بهداشت جهانی در رابطه با پدیده خودکشی صادر شده، سالانه حدود هشتصد نفر در دنیا اقدام به خودکشی می‌کنند و بیشترین مرگ‌ومیرهای ناشی از خودکشی، در کشورهای آسیایی رخ می‌دهد.
ادامه نوشته

انکار جنسیت، درد مدرنیته

به اذعان منابع موثق پزشکی، عده کمی هستند که از اختلالات دو جنسیتی و بیماری ترانس سکـ.شوال رنج می برند که قانون و فقه شیعه نیز درباره آن فتوا داده و تغییر جنسیت را به رسمیت شناخته اند.
 
بیمار
"ارینا که در بین چهار هزار شرکت‌کننده به عنوان ملکه زیبایی در قزاقستان انتخاب شد و بعد از فینال اعلام کرد که نام اصلی‌اش ایلی بوده و پسر است." این یکی از سرتیترهای اخبار جهان است. خبر کوتاه و خنده داری که می تواند شما را در مورد اتفاقات جهان به فکر فرو ببرد. این روزها اگر با دقت به اخبار دختران وپسرانی که در جوامع مختلف هستند نگاه کنیم، آشکارا از دگرگونی فیزیکی و رفتاری برخی ازآن ها به فکر فرو می رویم که چه عواملی سبب شده تا افراد جایگاه حقیقی خود را در آفرینش خداوندی نپسندند و از این که در جسمی با خصوصیات مردانه یا زنانه قراردارند، بگریزند؟

زنگ خطر

گرچه مدت هاست که علم پزشکی به یاری انسان هایی با هویت جسمی وروانی نا مشخص آمده و برای هر کدام از مردان زن پندار و زنان مردپندار واژه ای مستقل وضع نموده و به این انگاره های نا متجانس "بیمار" لقب داده، اما هنوز برای طیف وسیعی از انسان ها در دنیا جای سوال است که آیا بجز افرادی که بر اثر اختلال هورمونی دچار بیماری (Terans.s.e.x.ual) شده اند، آیا این " نفی جنسیت"در افراد، دستاورد حیوانیت اشباع شده انسان هاست یا این که رسانه های تبلیغاتی در پی هویت زدایی از جوانان سراسر گیتی هستند تا آن ها را به دغدغه جدیدی در انکار هویت جسمی و جنسی و به خود مشغولی جدید دچار کنند تا علاوه بر ارتقا حس تنوع طلبی و لذت جویی، ابزار کسب درآمد اقتصادی برای کمپانی های مختلف و زدودن هویت ملی از آنان باشند.
به اذعان منابع موثق پزشکی، عده کمی هستند که از اختلالات دو جنسیتی و بیماری ترانس سکـ.شوال رنج می برند که قانون و فقه شیعه نیز درباره آن فتوا داده و تغییر جنسیت را به رسمیت شناخته اند، اما در حال حاضر این فراگیری و تغییر جنسیت به مد تبدیل شده و تبلیغات مستقیم و غیر مستقیم پیرامون آن، چیزی جز فساد وزیاده خواهی، دستاوردی برای انسان ندارد.
شاید امسال با علنی شدن ملکه زیبایی زن نما، خواسته باشند تا با تلخ کردن ذائقه مردم قزاقستان، مرزهای جنسیتی را از بین ببرند و تلویحا به بحران هویت جنسی وجسمی دامن بزنند.

پزشکان بر این باورند که منشأ بیماری این اشخاص روانی است، باید با روانکاوی و روان پزشکی معالجه شوند زیرا، جسم سالم بدون روان سالم میسر نیست و بسیاری از مبتلایان به اختلال هویت جنسی به اختلال های روانی از جمله افسردگی های شدید مبتلا هستند که به عمل نیاز ندارند.


بیماری یا انحراف جنسی

نمود خاص جنسیت گریزی، معمولا با رفتارهایی نا متناسب با موقعیت فعلی فرد تجلی می کند.که از آن جمله:
مبدل پوشی Transvetitism ( ترانسوتیتیسم )است. این انحراف رفتار در هر دو جنس دیده میشود و فرد مبتلا به این بیماری با پوشیدن لباس جنس مخالف و تقلید آرایش و رفتار و کردار جنس مخالف به ارضای میل جنسی خود میپردازد.
دگر جنسی Genderidetity disorder در بیماری فرد مبتلا خود را دارای هویت جنسی متفاوت با واقعیت می داند. یعنی اگر مرد است خود را زن و اگر زن است خود را مرد تصور می کند .و در نتیجه در رفتار و کردار و پوشش و آمیزش نقش مورد تصور خود را بازی می کند . والدینی که به کودک پسر خو لباس دخترانه میپوشانند و بالعکس از این بیماری غافل هستند.


عوامل بوجود آورنده بیماری

فقدان الگوی مردانه در خانواده: به اعتقاد روان پزشکان، مردان مبتلا به ناهنجاری های جنسیتی، در فرآیند یادگیری نقش جنسی در دوران طفولیت دچار اختلال بوده اند، زیرا اغلب آنان از مدل نقش مردانه در سالهای رشد کودکی در محیط خانواده محروم بوده اند. دکتر حمید سجاد معتقد است:" شرایط خانوادگی، میزان و کیفیت حضور والدین بویژه پدر، نحوه تعامل والدین با فرزند نیز در این مقوله مؤثر است؛ زیرا تجربه و پژوهشهای علمی نشان داده است پسرانی که با این اختلال مواجه می شوند، اغلب تحت مراقبت زنانه قرار دارند و پدر یا درخانه حضور ندارد یا حضور وی بسیار کمرنگ است.
در حال حاضر این فراگیری و تغییر جنسیت به مد تبدیل شده و تبلیغات مستقیم و غیر مستقیم پیرامون آن، چیزی جز فساد وزیاده خواهی، دستاوردی برای انسان ندارد.
اگر در جریان رشد، پسر نتواند با پدر خود به درستی و به اندازه کافی همانند سازی سالم جنسی نماید یعنی از او الگوی نادرستی بیاموزد یا امکان الگوسازی از پدر (در صورت نبود پدر) را نداشته باشد، امکان انحراف جنسی در او ایجاد می شود. گاهی نیز به دلیل نبود پدر، مادر ناچار است شخصیتی مقتدر را ارائه کند. لذا، فرزند برای جلب رضایت و حفظ شرایط عاطفی و حمایتی، به انجام رفتارهای مادر تمایل نشان می دهد."(1)
نقش سازی یا نقش بازی: عبارت است از الگو پذیری، تقلید نمودن و ادای نقش فردی و اجتماعی از طرف دختر با قراردادن زن در آن فرهنگ به عنوان الگو و ازطرف پسر با پذیرفتن آن فرهنگ خاص به عنوان سرمشق و الگو.
این الگوپذیری و نقش پذیری شامل نحوه تکلم، حرکات، تفریح و بازی، پوشیدن لباس و آرایش و بسیاری از رفتارهای دیگر می شود. ممکن است عدم موفقیت در گرفتن نقش صحیح جنسی سبب اختلال جنسی گردد.
نداشتن خصوصیات جسمانی کافی و لازم: مثلا پسری که ساختمان بدنی زنانه دارد نسبت به پسری که دارای ساختمان جسمی قوی است نقش جنسی مردانه را دشوارتر به خود می گیرد.
فشار اجتماعی و خانوادگی فرد برای نقش پذیرفتن: مثلا اگر توقعات جامعه و بخصوص خانواده، شدیداً با امکانات جسمی و روانی کودک در نقش پذیری جنسی مغایر باشد، کودک دچار تعارض می شود و درنتیجه زمینه انحراف را آماده می سازد.(2)

سخن آخر

دانستیم که بیماری بیماری ترانس سکـ.شوال (Terans.s.e.x.ual) یک بیماری روحی و روانی شدید است و با رسمیت شناختن و درمان بیماری بوسیله تغییر جنسیت، احترام به حقوق انسان و حقوق بشر را به ارمغان می آید اما هر آن چه جز این می تواند زنگ خطر وهشدار جدی باشد در به انحراف کشیدن غرایز ومبتلا کردن جامعه انسانی، به حیوانیت مدرن.
سال گذشته شاهد محجبه شدن الیکزانوا ملکه زیبایی قرقیزستان بودیم که با انتشار عکسی زیبا از حجابش خبر مسلمان شدنش را علنی کرد. شاید امسال با علنی شدن ملکه زیبایی زن نما، خواسته باشند تا با تلخ کردن ذائقه مردم قزاقستان، مرزهای جنسیتی را از بین ببرند و تلویحا به بحران هویت جنسی وجسمی دامن بزنند.


پی نوشت:

1- تأثیر تغییر جنسیت بر زندگی فردی و اجتماعی، سایت بیتوته
2- انواع اختلالات روانشناسی، سایت روانشناسی

نگاهی به سبک زندگی زنان شاغل و چالش‌های پیش روی آنها

دو روی سکه زندگی کارمندی

می‌توان گفت هیچ چیز به اندازه ورود زنان به عرصه رسمی اشتغال، مسیر فرهنگ جوامع را تغییر نداده است. از این رو که اشتغال زنان نه تنها ساختار خانواده، تغییر سبک زندگی، فرزندآوری، پرورش نسل آینده و برهم ریختن معادلات قدرت را در پی داشته، بلکه در ساختار اجتماع، عرصه های سیاسی، دینی، اقتصادی و ... نیز تغییرات گسترده‌ای را فراهم آورده است. اگرچه اشتغال زنان امکانات و مزیت‌های فراوانی را برای آنها به همراه داشته، اما به دلیل سرعت، تنوع و وسعت دامنه این تغییرات، همواره با مسائل و مشکلات فراوانی نیز همراه بوده است.
 
مادر کارمند
تا پیش از ورود زنان به عرصه رسمی اشتغال و کار دستمزدی، قرار گرفتن در مراتب اجتماعی و تقسیم وظایف به سادگی انجام می‌گرفت؛ اما با ورود زنان به عرصه کار و فراهم آمدن فرصت دستیابی به منابع قدرت، اعلام استقلال و گسترده شدن فضای فعالیت روزمره زنان، شاهد پیچیده‌ شدن ابعاد زندگی فردی و اجتماعی و روابط بین افراد هستیم. با این حال، همچنان شاهدیم با وجود گسترده بودن دامنه این تغییرات، ابعاد متنوع این پدیده اغلب، در آثار گوناگون، پژوهش‌ها و آرائی که در این خصوص مطرح می‌شود مورد غفلت قرار گرفته و با نگاهی تک بعدی مورد توجه قرار می‌گیرد.
ادامه نوشته

سونامی جدید آسیب‌های اجتماعی

شاید بتوان ریشه‌ی بسیاری از آسیب‌های اجتماعی را در هنجارشکنی‌های فردی و جمعی جستجو کرد، چرا که هر گاه رفتاری خارج از هنجارها و ارزش‌های یک جامعه صورت پذیرد، بی شک در ادامه‌ی آن بسیاری از کج‌روی‌ها ظهور پیدا می‌کنند که اصطلاحا به آن‌ها؛ آسیب‌های اجتماعی گفته می‌شود.
 
آسیب های اجتماعی
"افزایش آمار طلاق"، "فراگیری خشونت اجتماعی"، "گسترش کودکان کار" و صدها عنوان اینچنینی؛ تنها گوشه‌ای از آسیب‌های اجتماعی را تشکیل می‌دهند. آسیب‌هایی که گاه آشکارا و گاه در لایه‌های زیرین شهر اتفاق می‌افتند و کسی به آن‌ها توجه نمی‌کند.


آسیب اجتماعی و انواع آن

طبق تعاریف علمی؛ به هر گونه کج رفتاری، انحراف اخلاقی و رفتار خارج از عُرف که زیان‌بار باشد، آسیب اجتماعی  Social harm گفته می‌شود. شاید در نگاه اول، دایره‌ی مصادیق ما از اصطلاح آسیب‌های اجتماعی؛ به اعتیاد، طلاق، خودکشی، دزدی، بیکاری و... محدود شود اما باید متذکر شویم که آسیب‌های اجتماعی نه تنها در کشور ما که در سراسر جهان گستره‌ای بی‌نهایت دارد.

شاید بتوان ریشه‌ی بسیاری از آسیب‌های اجتماعی را در هنجارشکنی‌های فردی و جمعی جستجو کرد، چرا که هر گاه رفتاری خارج از هنجارها و ارزش‌های یک جامعه صورت پذیرد، بی شک در ادامه‌ی آن بسیاری از کج‌روی‌های زنجیره‌وار، ظهور پیدا می‌کنند که اصطلاحا به آن‌ها؛ آسیب‌های اجتماعی گفته می‌شود.

فقر در خانواده؛ عدم تأمین نیازهای اساسی، دوستان ناباب، محیط آلوده و... از عوامل روی آوری فرد به بزهکاری است.



در این میان باید توجه داشت که آسیب‌های اجتماعی در جوامع مختلف تعاریف و مصادیق متفاوتی دارند، چرا که همان طور که پیش‌تر نیز گفته شد، به هرگونه هنجارشکنی و رفتار خارج از عُرف، عنوان آسیب اجتماعی اطلاق می‌شود و در جوامع مختلف؛ مصادیق عُرف، هنجار و ارزش‌های اجتماعی تعاریف مختلفی دارند که بر پایه‌ی فرهنگ و اعتقادات آن جامعه شکل می‌گیرد.

عوامل بروز آسیب اجتماعی

در پیدایش انحرافات اجتماعی و رفتارهای نابهنجار و آسیب‌زا، عوامل متعددی زمینه ساز هستند که به 4 دسته‌ی اصلی تقسیم می‌شوند:

عوامل فردی: جنس، سن، وضعیت ظاهری، ضعف و قدرت، بیماری، عاوامل ژنتیکی و...
عوامل روانی: حساسیت، نفرت، ترس و وحشت، اضطراب، کم‌هوشی، خیال پردازی، قدرت طلبی، کم رویی، حسادت، بیماری‌های روانی و...
عوامل محیطی: شرایط اقلیمی، زندگی در شهر یا روستا، گرما و سرما و...
عوامل اجتماعی: فرهنگ خانوادگی، طلاق، فقر، اوضاع اقتصاد، بیکاری، شغل، مهاجرت، جمعیت و...

باید توجه داشت که بسیاری از افراد، ابتدأ عمل بزه را با قصد و نیت منفی انجام نمی‌دهد، یعنی این دسته از بزهکاران، زمانی که برای نخستین بار عمل هنجارشکنانه و خارج از عُرفی را انجام می‌دهند، از سر کنجکاوی، سرگرمی، کم رنگ شدن با دوستان و... است اما همین موضوع هم، به تدریج سبب قبح‌شکنی عمل شده و فرد را به انحرافات گسترده‌ای می‌کشاند.

مهم‌ترین عامل در انحراف افراد و ارتکاب عمل نابهنجار، فردی است که موجب سوق یافتن وی به سمت بزهکاری می‌شود؛ زیرا فردی که می‌خواهد اولین بار دست به بزهکاری بزند، نیازمند فردی دیگری است که او را راهنمایی کرده و به این سمت هدایت نماید!

بعضا در مراکز بهزیستی مشاهده می‌شود که افراد پس از سخن گفتن با مشاوره‌های این مراکز، اقرار کرده‌اند که در راستای رسیدن به اهداف و آرزوهایی که شرایط و امکانات رسین به آن‌ها را نداشته‌اند، اقدام به بزهکاری و هنجارشکنی کرده‌اند.



دومین عامل این حوزه، امکانات و شرایطی است که فرد در اختیار دارد و زمینه‌ی ارتکاب وی را برای اعمال خلاف اجتماع فراهم می‌آورد. فقر در خانواده؛ عدم تأمین نیازهای اساسی، دوستان ناباب، محیط آلوده و... از عوامل روی آوری فرد به بزهکاری است.

آرزوهای محال!

در کنار تمام عوامل فردی و جمعیِ زمینه‌ساز آسیب‌های اجتماعی، باید به آرزوهای بزرگ و شرایط موجود نیز اشاره کرد. بعضا در مراکز بهزیستی و ندامت‌گاه‌ها مشاهده می‌شود که افراد پس از تحت درمان قرار گرفتن توسط روانپزشکان و یا سخن گفتن با مشاوره‌های این مراکز، اقرار کرده‌اند که در راستای رسیدن به اهداف و آرزوهایی که شرایط و امکانات رسین به آن‌ها را نداشته‌اند، اقدام به بزهکاری و هنجارشکنی کرده‌اند.

به طور مثال، تصویر سازی‌هایی که رسانه ملی از زندگی شخصیت‌های فیلم و سریال‌های خود به نمایش می‌گذارد، هر بیننده‌ای را مجذوب خود می‌کند. ساختمان‌های لوکس، اتومبیل‌های گران قیمت و... ، آرزوی هر فردی است و این قبیل آرزوها؛ در افرادی که شرایط زندگی نامطلوبی دارند، بیش از هر مورد دیگری معضل‌آفرین خواهد شد. تاجایی که بسیاری از این افراد برای رسیدن به ماشین خاص، تلفن همراه چند ده میلیونی و... دست به بزه می‌زنند. 

البته باید متذکر شویم که برخی از نوجوانان نیز به دلیل روحیه تنوع‌طلبی و زیاده‌خواهی و عدم تربیت صحیح و عدم هدایت درست این غریزه طبیعی، دست به اعمال خلاف می‌زنند.

راهکار چیست؟

با توجه به آن چه که گفته شد، در می‌یابیم که بسیاری از آسیب‌های اجتماعی، به ویژه بزهکاری، ریشه در بنیان‌های خانوادگی دارد. بنابراین ارائه‌ی آموزه‌های اخلاقی و مهارت‌های زندگی در کاهش این رویه‌ی نامطلوب تاثیر بسزایی خواهد گذاشت و از آن جایی که این امر در دسته‌ای از خانواده که اوضاع فرهنگی و اقتصادی نامناسبی دارند، امکان پذیر نیست، این وظیفه‌ی مهم بر دوش انواع رسانه‌ها بخصوص رسانه ملی خواهد بود. چرا که این رسانه عهده‌دار فرهنگ سازی در جامعه است.


پی‌نوشت:
1- آسیب ها و انحرافات اجتماعی و. عوامل پیدایش آنها، پایگاه مقالات تخصصی نور