آستانه تحمل جوان‌ها پایین آمده

در همه جوامع پدیده‌های اجتماعی فراوانی درحال شکل‌گیری یا در برخی موارد در حال فراموشی هستند اما آنچه امروز به یکی از پدیده‌های نوظهور و هشدارگونه در جامعه خانواده‌محور ما تبدیل شده است، افزایش زندگی مجردی و گرایش جوانان به زندگی‌های به دور از خانواده است.

تحمل شوهر بداخلاق

اگر چند سال پیش واژه زندگی مجردی عنوان می‌شد همه با تعجب به آن توجه داشتند اما در حال حاضر بیان این واژه دیگر با تعجب کسی همراه نیست و به نوعی در جامعه ما عادی شده است. انگار قبح آن شکسته شده و کم‌کم روال عادی‌شدن این سبک غلط از زندگی در حال طی‌شدن است. آنچه در اولین نگاه به آمار افزایش زندگی‌های مجردی بین جوانان به ذهن می‌رسد این است که چرا باید روابط عاطفی بین والدین و بین والدین و فرزندان اینقدر متزلزل شود که به‌راحتی فرزندان بتوانند دوری از یکدیگر یا دوری از پدر و مادر را تاب آورند.

 در جامعه کنونی ما خانواده‌های بسیاری هستند که با انسجام و روابط عاطفی بالا در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و تحمل یک ساعت دوری و بی‌خبری از همدیگر را ندارند و فرزندان چنین خانواده‌هایی با وجود اینکه در سنین 50 یا 60 سال هستند هنوز به پدر و مادر خود سر می‌زنند و از کیان خانواده خود پاسداری می‌کنند. چنین فرزندانی را مقایسه کنید با افرادی که با کوچک‌ترین موضوع خانه را ترک کرده و به دنبال زندگی انفرادی و مجردی می‌روند. چرا باید برخی از جوانان جامعه تحمل رای مخالف والدین را نداشته باشند و به نوعی تنزل تحمل در مقابل رای مخالف گرفتار باشند که با کمترین اختلاف نظر تحمل همدیگر را نداشته باشند.

در حقیقت این روزها آستانه تحمل جوانان در مواجه‌شدن با مشکلات زندگی پایین آمده است. دلیل بروز این رفتارهای نامتعارف تنها به یک مساله مرتبط است و آن نداشتن استحکام خانواده و برپایی مفهوم خانواده به شکل جدید است.

این روزها آستانه تحمل جوانان در مواجه‌شدن با مشکلات زندگی پایین آمده است. دلیل بروز این رفتارهای نامتعارف تنها به یک مساله مرتبط است و آن نداشتن استحکام خانواده و برپایی مفهوم خانواده به شکل جدید است. یعنی خانواده در ظاهر و شکل ظاهری آن مانند گذشته و بر پایه پدر، مادر و فرزند استوار است اما در باطن پدر خانواده به دلیل مشغله فراوان تا دیروقت به کار مشغول است

 یعنی خانواده در ظاهر و شکل ظاهری آن مانند گذشته و بر پایه پدر، مادر و فرزند استوار است اما در باطن پدر خانواده به دلیل مشغله فراوان تا دیروقت به کار مشغول است و مادر خانواده هم حداقل یک شیفت در بیرون از خانه به کار مشغول است و همین کنار هم نبودن‌ها باعث سستی روابط عاطفی بین اعضای خانواده خواهد شد و بچه‌ها در سن نوجوانی از لذت با پدر بودن و از لذت با مادر روز را سپری‌کردن محروم می‌شوند و همین موضوع روابط عاطفی آنان را تحت تاثیر قرار داده و کار به جایی می‌رسد که در برخی از موارد جوان به راحتی می‌تواند از خانه و خانواده جدا شود. از دیگر دلایل بروز و شکل‌گیری این رفتار در بین جوانان تقلید از مدل‌های غربی و فرهنگ بیگانه است که هیچ نوع سازگاری با تعریف خانواده در زندگی ایرانی- اسلامی جامعه ما ندارد. به نوعی این موضوع با تحمیل و ترویج گسترده از راه ماهواره‌ها و سایر فضاهای رسانه‌ای به جامعه رخنه کرده و کم‌کم شاهد بروز آثار مخرب و زیانبار آن در جامعه هستیم.

5 شگرد عضوگیری در عرفان‌های کاذب

براساس تازه‌ترین خبرها توزیع جزوات و کتاب‌هایی با عناوین«بلک‌سَبت» و «متالیکا» در حوالی مراکز دانشجویی، فعالیت در پوشش انجمن‌های خیریه غیرمجاز و برگزاری همایش‌های گوناگون برای آشنایی دختران و پسران جوان و همچنین عضوگیری از بین جوانان برای آشنایی این قشر از جامعه با این ادیان ساختگی از تازه‌ترین تاکتیک‌های فرقه‌های انحرافی است.


عرفان های کاذب

 

این در حالی است که کارشناسان دینی و اجتماعی نسبت به ضرورت هوشیاری جوانان و خانواده‌ها درباره فعالیت باند‌های منحرف عرفانی و تاکتیک‌های تازه این گروه‌ها برای عضو‌گیری از بین جوانان هشدار می‌دهند! به باور کارشناسان، ایجاد شگفتی‌های جذاب، جلسات مختلط، خوردن مشروبات الکلی، برپایی جلسات رقص و اعتیاد 5 تاکتیک مهم باند‌های عرفان‌های کاذب برای عضوگیری و جذب جوانان است. در ماه‌های گذشته با دستگیری برخی از سرشاخه‌های داخلی و خارجی مرتبط با این عرفان‌ها و افشای تاکتیک‌ها و روش‌های جذب گذشته، این‌ بار با تاکتیک‌ها و شگردهای تازه‌ای وارد عمل شده‌اند و در فاز تازه در تلاش هستند تا جوانان و بویژه دانشجویان را در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی در دام خود گرفتار کنند!

ادامه نوشته