بوی محرم و ردپای خاطره
حال و هوای محرم زودتر از خود محرم می آید

بوی اسپند و آتش و نذری یکی از خاطره های ماندگاری است که همواره محرم را در خاطر ایرانی ها تداعی می کند، عطری که در روزها و شبهای محرم هوای شهرها را در خود غرق می کند و مردم را به حال و هوای معنوی فرو می برد.

هر چه مراسم محرم دوست داشتنی و تاثیر گذار است اما برخی از این افراط های محرمی، باعث می شود که خاطره شبهای روشن محرم در ذهن برخی به تاری بگراید. شاید برخی از دستجاتی که در ساعات گذشته از نیمه شب راه خیابان های سطح شهر را در پیش می گیرند، هیچ گاه به این فکر نکنند که صدای بلند گوها و باندهایشان وقتی در صدای طبل و دهل می پیچد تا چه اندازه می تواند صبر و قرار بیمارانی که در بستر، روزگار می گذرانند را از میان ببرد. و در این میان چقدر بهتر است که دسته جات در ساعات پس از نیمه شب ادامه عزاداری هایشان را در داخل هیات و مساجد ادامه دهند و با حضور در معابر و خیابان ها آسایش مردم را سلب نکنند.


بار الهی آنگاه که شکست می خورم امید را در دل من زنده کن و آنگاه که پیروز می شوم غرور و تکبر را در من بمیران . خداوندا مرا نیک بیاموز که نیک ببینم تا در رسیدن به آرمانم آنچه زشت و نادیدنی است زیبا شود . محبوب من مرا یاد ده که سپاس بگویم قلب هایی را که برای من می تپدوچشم های که برای من نگران است و محبت کنم آنهایی که با شادیم شاد مانند و آنهایی که با اندوهم غمگین اند . پروردگار توانا همیشه بیادم بیاور که تو را به یاد بیاورم ان زمانی که همه چیز را از یادمیبرم و زیبای مطلق چشم هایم برای توست بیاموز روشن باشد اندیشه ام از آن توست بیاموز پاک باشد و زندگی ام محتاج توست بیاموز خدایی باشد.