عبور طلایی از خط سرخ فقر

از مشخصات بارز تجمل گرایی بیشتر در اقشاری دیده می شود که به رویه بیرون زندگی اهمیت خاص می دهند و اندرون زندگی که روح و روان ساکنین خانواده در مرکز این پرگار هستند به دایره حاشیه رانده می شوند و این همان اصل فراموش شده است که در درجه اول خود آن ها مهم هستند.

 
title

برداشت اول

ایرانی‌ها به نسبت بسیاری از مردم ثروتمند جهان بیشتر به سفر می‌روند، بیشتر طلا می‌خرند و بیشتر خودروهای لوکس سوار می‌شوند. این درحالی است که درآمد بسیاری از آنها نه‌تنها خیلی خوب نیست، بلکه عمدتا از طبقه متوسط با یک حقوق معمولی هستند. پس چرا آنها اینچنین خرج می‌کنند ولی برج‌شان کم است؟ آیا آنها دچار تجمل‌گرایی شده‌اند؟ آمارهای رسمی و غیررسمی از سفرهای غیرعلمی ایرانی‌ها خبر می‌دهند و نمودارهای اقتصادی به ما یادآور می‌شوند که ایرانی‌ها مشتریان پروپا قرص طلاهای وارداتی و افزایش خریداران خودرو‌های گرانقیمت و شاسی‌بلند هستند.  همچنین مقام پنجم ایران در مصرف لوازم آرایش و جراحی‌های زیبایی به خوبی وجوه دیگر چهره ایرانی‌ها را نشان  می‌دهند.  

سال‌هاست که دو پدیده تجمل‌گرایی و مصرف‌گرایی به سبک زندگی ایرانی‌ها وارد شده و چالش بزرگی را برای خانواده‌های ایرانی به وجود آورده است. پدیده‌ای دامنگیر که باعث شده برخی‌ها برای خرید هر کالای مصرفی، عروسی و عزاداری، تحصیل و کار، بیش از حد به تجملات اهمیت دهند.  درست مثل برگزاری عروسی‌های هوایی، جهیزیه‌ها و سیسمونی‌های چند صد میلیونی که دیگر مثل سابق به چند دست ظرف و ظروف و لحاف و تشک، کمد و قالی ختم نمی‌شود؛ حالا ماشین ظرفشویی، یخچال سایدبای‌ساید، مایکروفر و فرش‌های ابریشم جزو وسایلی است که اگر در جهاز عروس گذاشتی که گذاشتی اگر نه یخچال و گاز و ست کاسه و بشقاب، جهاز درست و حسابی حساب نمی‌شنود! باورهایی که باعث به وجود آمدن زندگی‌های قسطی شده و در این بین سرپرست‌های خانواده به شدت تحت فشارهای مالی قرار می‌گیرند.

اگرچه کارشناسان اقتصادی تجمل‌گرایی را در کنار مصرف‌گرایی معنا می‌کنند اما درواقع بین مصرف‌گرایی و تجمل‌گرایی مرز باریکی وجود دارد، چرا که مصرف‌گرا بودن یعنی اسراف در خریدکردن اما تجمل‌گرایی یعنی توجه نشان دادن به کالاهای گرانقیمت و خاص.

ادامه نوشته

سنت ارزشمندی به نام دید و بازدید

نوروز، با رسم و  رسوم متعددی برای ایرانیان به همراه است. رسوم ارزشمند و پسندیده ای که هر چند در دنیای مدرن امروز، کمرنگ تر از گذشته شده اند اما همچنان پایدار مانده اند. سنت دیدار با دوستان و اقوام در سال نو، آثار مثبت و ارزنده ای به همراه دارد.

 

سنت ارزشمندی به نام دید و بازدید

عید نوروز برای همه ما، با دید و بازدیدهای خویشاوندی و عیدی دادن و عیدی گرفتن عجین شده است؛ همه اینها رفتار و رسوم زیبایی هستند که رنگ و بویی عجیب و دوست داشتنی، به عید نوروز می دهند. به نظر می رسد که ارزشمند ترین عمل ایرانیان در عید نوروز، عمل  "صله ارحام" است.

ادامه نوشته

شرط ازدواج، زندگی بدون بچه

شاید شما هم دیده باشید بعضی از آقایانِ خواستگاری را که با یک شرط عجیب برای ازدواج قدم پیش می گذارند: «شرط بچه دار نشدن در طول زندگی مشترک». شاید هم صابون این جور خواستگاری ها به تن خودتان خورده باشد. با این خواستگارها که اغلب هم از موقعیت اجتماعی و اقتصادی متوسط به بالایی برخوردارند، چه کار باید کرد؟ 

 
شرط بچه دار نشدن

 

 

 

چرا ازدواج؟ 

شما به چه دلیلی می خواهید ازدواج کنید؟ بله از شما می پرسم. شما به عنوان یک خانم به چه دلایلی می خواهید ازدواج کنید؟ آیا در بین دلایل متنوع و مختلفی که برای خودتان دارید، تمایل به صاحب فرزند شدن جایگاهی ندارد؟ بدون شک برای شما که خانمی عاقل و بالغ هستید، تجربه مادر شدن یکی از جاذبه های مهم ازدواج است. تا همین چند سال قبل برای آقا پسرها هم آرزوی پدر شدن یکی از انگیزه های مهم و شیرین ازدواج بود. اما در چند سال اخیر، بعضی از آقایان گویا تمایل خود را نسبت به این قضیه از دست داده اند و با شرط بچه دار نشدن قدم در راه ازدواج می گذارند. و این به معنای آن است که برای این گروه از افراد، ازدواج یکی از اهداف مهم خودش را از دست داده است. و همان طور که می دانید اگر ازدواج دلایل درست و محکمی نداشته باشد، در گذر زمان حالتی فرسایشی به خود خواهد گرفت و دیر یا زود از درون پاشیده خواهد شد. 
ازدواج با شرط بچه دار نشدن یک وصال ناقص و یک رفتار ناهنجار است، هر چند که بسیار عاشقانه هم باشد. زیرا فرزند دار شدن به جز اینکه موجب بقای نسل ما می شود، فواید بسیار زیادی هم دارد که بی توجهی به آن یک ضرر مهم را به همراه دارد. 

میم، مثل مادر

ازدواج با شرط بچه دار نشدن یک وصال ناقص و یک رفتار ناهنجار است، هر چند که بسیار عاشقانه هم باشد. زیرا فرزند دار شدن به جز اینکه موجب بقای نسل ما می شود، فواید بسیار زیادی هم دارد که بی توجهی به آن یک ضرر مهم را به همراه دارد.

فکر می کنید مادر شدن چه حسی داشته باشد؟ همیشه دوست داشته اید مادر چند فرزند باشید؟ چند تا دختر و چند تا پسر؟ فکر می کنید دلیل این میل غریزی چیست؟ اگر با خانم های جوانی که به تازگی مادر شده اند صحبت کرده باشید حتماً از شگفتی این تجربه چیزهای زیادی شنیده اید. بله همان طور که گفتم این میل یک غریزه است که در وجود شما گذاشته شده تا رنج مادر شدن را برایتان آسان کند و در عوض با چشاندن شیرینی خلق کردن، افق دید شما را نسبت به زندگی وسیع تر کند. مادر شدن، یک اعجاز عاشقانه است که فایده های زیادی دارد. از لحاظ جسمانی ثابت شده که صِرف زایمان و شیردهی چه فایده های بزرگی برای سلامتی مادران دارد. به غیر از آن مادر شدن عواطف شما را عمیق می کند و هویت جدیدی به شما می دهد. همچنین وقتی شما مادر بشوید، زندگی تان معنای تازه ای پیدا خواهد کرد. روانکاوان هم معتقدند که صاحب فرزند شدن ترس ما را از فانی بودنمان کم می کند و احساس جاودانگی نام و منش مان باعث می شود که با آرامش بیشتری زندگی کنیم و به سوی مرگ برویم. به علاوه ثابت شده است که اگر رابطه زن و شوهر از استحکام لازم برخوردار باشد صاحب فرزند شدن می تواند رابطه و زندگی آنها را غنی تر و عمیق تر هم بکند. با این اوصاف، فکر می کنید باید به خواستگاری که شرطش برای ازدواج بچه دار نشدن است چه جوابی بدهید؟ 

چند نکته که قبل از جواب دادن به چنین خواستگاری باید به آنها توجه کرد: 

1. روی تغییر عقیده او حساب باز نکنید. این جملات را از خانم های مجردی که خواستگاری با چنین شرایط خاص و عجیبی برایشان آمده زیاد می شنویم که می گویند «حالا ازدواج می کنیم، شاید پنج سال دیگه خودش نظرش عوض شد»، «خودش وقتی در مسیر زندگی بیفتد، نظرش بر می گردد»، «ازدواج که کردیم، کم کم راضیش می کنم»، «ازدواج که کردیم می گذارمش در عمل انجام شده» و ... . یادتان باشد شما باید بر مبنای واقعیت فعلی تصمیم بگیرید نه احتمالات آینده. بر فرض که شما ازدواج هم کردید و رگ خواب شوهرتان هم دستتان آمد. از کجا اینقدر مطمئن هستید که او راضی به فرزند دار شدن خواهد شد آن هم با توجه به اینکه شما قبلاً در سلامت کامل با او بر سر بچه دار نشدن در طول زندگی مشترک توافق کرده بودید؟ به فرض هم که او را در معرض عمل انجام شده قرار دادید و بچه دار هم شدید آیا فکر می کنید بعد از آن نگاه او به شما و زندگی تان مانند قبل خواهد بود؟ آیا به شما اعتماد خواهد کرد؟ یادم می آید چند سال پیش یکی از آشنایان من که شوهرش چنین شرطی برای ازدواج گذاشته بود و خانم به خاطر عشقی که نسبت به او داشت با او ازدواج کرده بود، خواست شوهرش را در عمل انجام شده قرار بدهد و متأسفانه بعد از تولد بچه کارشان به طلاق کشید. پس لطفاً به هیچ وجه روی تغییر خواستگارتان حساب نکنید و بر مبنای واقعیت های موجود تصمیم بگیرید. 
2. قدرت غریزه مادری را دست کم نگیرید. میل به مادر شدن بخشی از وجود شما است. آیا می توانید بخشی از وجودتان را نادیده بگیرید؟ فکر می کنید بعد از چنین ازدواجی تا کی بتوانید زن های حامله را در مهمانی و خیابان ببینید و میل تان را سرکوب کنید؟ تا کجا می توانید خنده ها و شیرین کاری های بچه های دوست و آشنا را ببینید و دلتان برای داشتن یک فرزند با چنین ویژگی هایی قنج نرود؟ شاید الآن به خاطر تب و تاب عاشقی هوای فداکاری به سرتان بزند اما باور کنید که غریزه مادری از عشق شما بسیار بسیار قدرتمند تر است. 
3. بیست سال بعد را تصور کنید. تصور کنید که ده یا بیست سال از زندگی مشترکتان گذشته است. زندگی تان را چگونه می بینید؟ نمی خواهم بگویم که اگر چنین ازدواجی کردید لزوماً بدبخت خواهید شد اما چیزی که مسلم است این است که دست کم در این شرایط آنقدر که می توانستید خوشبخت باشید خوشبخت نخواهید شد. باور نمی کنید؟ کافی است فقط پای صحبت یکی از این زوج ها که عمری از زندگی شان گذشته بنشینید و از آنها بپرسید که فکر می کنند بزرگترین کم و کاست زندگی شان چیست؟