رقص با اکستازی،تفریحی مرگ آور

آن قدیم‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که هنوز زندگی‌ها، خیلی رنگ و بوی ماشینی شدن و مدرنیته را به خود نگرفته بود، همه‌چیز، گویی با امروز فرق می‌کرد؛ طرز زندگی، رفتار، آداب معاشرت، حتی نوع سرگرمی و تفریحات‌ هم با امروز تفاوت داشت.

اگر پای صحبت مادر یا پدرتان و یا حتی مادربزرگ و پدربزرگ نشسته باشید، مطمئناً این جملات برایتان آشناست و بارها به گوش شما خورده است: آن زمان‌ها که آنقدر امکانات نبود، تفریحات ما خلاصه می‌شد در رفت وآمدهای خانوادگی و یا گشت و گذار در طبیعت و مواردی از این قبیل.

پارتی

البته گردش در طبیعت آنقدر زیبا و دلنشین بود که واقعاً روح انسان را شاد می‌کرد، اینکه غذایی درست می‌کردند و اعضای خانواده کنار هم در هوای پاک آن موقع شهرها می‌نشستند و صحبت می‌کردند و اوقاتشان را با خوشی سپری می‌کردند.

جوانان دیروز، سرگرمی‌های خاص خود را داشتندسرگرمی‌هایی مطابق با زمان خودشان. سرگرمی‌هایی عاری از هرگونه ابزار مدرنیسم، رفته رفته، هرچه زمان جلوتر آمد انگار تفریح معنای واقعی خود را گم کرد!

ادامه نوشته

نقش مردان ‌غیرتی در جامعه

غیرت فضایی آرام و سالم برای فعالیت زنان فراهم می‌کند و مردان و زنان بدون هیچگونه دغدغه و تشویش ذهنی در کنار هم کار و فعالیت می‌کنند.


غیرت

انسان موجودی است که خداوند هنگام خلقش بر او آفرین گفت. این موجود تمامی صفات خدا را در خود دارد. حال برخی از این صفات در وی بروز و رشد کرده است اما برخی از صفات به صورت بالقوه در وی نهفته است. یکی از این صفات، صفت غیرت است. نمونه بارز غیرت مداری در امام حسین علیه السلام است که تا زمان حیات به احدی اجازه نداد تا به حریم زنان و کودکان تعرضی شود و مردانه با دشمنان جنگید. غیرت اقسامی دارد. مانند غیرت دینی، غیرت نسبت به نوامیس، غیرت نسبت به وطن و.... اما غیرتی که در این مقاله مورد بحث ماست، غیرت نسبت به نوامیس است.

غیرت اقسامی دارد. مانند غیرت دینی، غیرت نسبت به نوامیس، غیرت نسبت به وطن و.... اما غیرتی که در این مقاله مورد بحث ماست، غیرت نسبت به نوامیس است.

 غیرت صفتی است که همچون یک پاسبان از نوامیس و انحرافات احتمالی جلوگیری می‌کند و موجب ثبات خانوادگی و حفظ سلامت اجتماعی می‌شود. مردان ایرانی از نمونه‌های بارز غیرت در جهان هستند. مردی که غیرت دارد نه تنها نسبت به خانواده خود این حس را دارد بلکه دربرابر ناموس دیگران نیز احساس مسئولیت کرده و سعی در حفظ و حراست اخلاقیات در اجتماع دارد. شاید به محض شنیدن واژه غیرت، چارچوب آن در حریم خانواده به ذهن متبادر شود در حالی که مرز غیرت فراتر از خانواده است و مردان باید مراقب باشند علاوه بر حفظ نوامیس خود، نسبت به زنانی که در جامعه حضور دارند نیز بی تفاوت نباشند و اگر کسی به آنان تعرضی کرد واکنش نشان دهند

ادامه نوشته

تهران،شهرطلاق‌های موفق!

تهران،شهرطلاق‌های موفق!


بسیاری از مردم متوجه این موضوع نیستند که با نوع فیلم‌هایی که ساخته می‌شود و ایجاد این شبکه‌ها با تاثیرگذاری هدفمند بر تفکر و ذهن افراد باعث فروپاشی بنیان خانواده‌ها می‌شوند.

طلاق

روند افزایشی طلاق در خانواده‌های ایرانی همچنان سیر صعودی دارد. آمار‌ها می‌گوید در 6‌ ماه نخست امسال 70 هزار و 841 طلاق در کشور ثبت شده که این تعداد در مقایسه با سال قبل از آن 6 درصد افزایش یافته است. این یعنی اینکه همچنان دادگاه‌های خانواده و مراکز قوه قضاییه سرریز از زنان و مردانی است که متقاضی جدایی‌اند و این جدایی زنگ خطری بر فروپاشی ساختار خانواده ایرانی است. افزایش شش درصدی طلاق و کاهش پنج درصدی ازدواج طی شش ماهه اول سال جاری آماری نگران‌کننده و بی‌توجهی جامعه از افزایش رشد سالانه آن نگران کننده‌تر است.

آمار طلاق و ازدواج

آمار‌های سازمان ثبت احوال می‌گوید که «در 2 استان تهران و البرز در سال گذشته نیز به ازای2-3 ازدواج یک طلاق به ثبت رسیده که نگران کننده است». این آمار تبعات و آسیب‌های مختلفی را می‌تواند همراه داشته باشد که زندگی‌های مشترک غیر رسمی، از جمله آنهاست. در همین زمینه ماه گذشته گزارشی منتشر شد مبنی بر اظهارات رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران از افزایش زندگی مجردی دانشجویی در شهر تهران در محلات شمال شهر که او از ‌این پدیده جدید و پیامدهای خطرناک آن اظهار نگرانی کرد. اگرچه ‌هنوز آمار رسمی در این خصوص اعلام نشده است اما این معضل و پدیده جدید قطعا می‌تواند یکی از عوامل تاثیرگذار در ساختار خانواده و افزایش طلاق باشد.

تغییر رفتار اجتماعی در ایرانی‌ها

رشد محسوس تغییر رفتار اجتماعی در ایرانی‌ها طی سال‌های اخیر، از جمله موضوعاتی است که به گفته کار‌شناسان، می‌تواند در زمینه‌سازی افزایش طلاق در جامعه موثر باشد. دکتر جواد خلعتبری دانشیار و پژوهشگر روان‌شناسی در این باره به عوامل متعددی اشاره می‌کند، که بیشتر به تهاجم فرهنگی در کشور و ایجاد دوگانگی بر می‌گردد.

روند افزایشی طلاق در خانواده‌های ایرانی همچنان سیر صعودی دارد. آمار‌ها می‌گوید در 6‌ ماه نخست امسال 70 هزار و 841 طلاق در کشور ثبت شده که این تعداد در مقایسه با سال قبل از آن 6 درصد افزایش یافته است

در واقع اتفاقاتی که در کشور می‌افتد با هم همخوانی ندارد، از طرفی طرح موضوعاتی همچون فشار برای تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها و تفکیک زن و مرد در جامعه، از طرف دیگر وجود ماهواره و دسترسی به امکانات دیگر مثل یوتویوب و سایر شبکه‌های اجتماعی که فضا را فراهم کرده که همه بتوانند همه چیز را به صورت باز ببینند. این دوگانگی باعث نوعی سردرگمی در بین خانواده‌ها و به خصوص جوانان شده است.

بسیاری از مردم متوجه این موضوع نیستند که با نوع فیلم‌هایی که ساخته می‌شود و ایجاد این شبکه‌ها با تاثیرگذاری هدفمند بر تفکر و ذهن افراد باعث فروپاشی بنیان خانواده‌ها می‌شوند. این پژوهشگر تاکید می‌کند: ماهواره به عنوان یکی از رسانه‌ها و ابزارهای اصلی انتقال و گسترش ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی، در رفتار قشر نوجوان و جوانان به‌ویژه دانشجویان و تغییر رفتار اجتماعی آنان، نقش مهمی را ایفا می‌کند. این تغییر رفتار اجتماعی باعث شده فاصله بین زن و مرد افزایش یابد و به دنبال این افزایش فاصله رجوع برای جدا شدن افزایش پیدا کند.

ادامه نوشته

ازدواج،وقتی پای جادو در میان باشد

ازدواج،وقتی پای جادو در میان باشد


خرافات در ازدواج ریشه‌هایی قطور و قدیمی دارد. آدم‌ها از زمانی که فهمیده‌اند برای خوشبخت‌بودن باید کنار جفتشان قرار بگیرند از همان زمان نیز به دنبال خرافات بوده‌اند.

مردان و زنان از ازدواج چه می خواهند؟

نمی‌شود گفت کدامیک از مردم جهان در ازدواج خرافی‌ترند، آلمانی‌ها که می‌گویند اگر عروس و داماد به کمک هم و با دست راست، در مراسم عقد، کنده درختی را اره کنند حتما خوشبخت می‌شوند یا سیاهپوستان قاره آمریکا که معتقدند بعد از عقدکنان اگر همراه شریک زندگی‌شان از نقطه‌ای به نقطه دیگر، پرشی بلند داشته باشند با موفقیت، دنیای تجرد را پشت سرمی‌گذارند و به سلامت وارد زندگی مشترک می‌شوند. وقتی پای ازدواج در میان است به جز آنهایی که به غیر از عقل، تسلیم نیرویی دیگر نمی‌شوند، همه آدم‌ها فارغ از رنگ و جنس و تبارشان به نیروهایی بی‌پشتوانه چنگ می‌زنند؛ یک زمان به جادو و جمبل، یک زمان به رویا و خیال و یک زمان به ریسمانی بافته‌شده از خرافات.

خرافات در ازدواج ریشه‌هایی قطور و قدیمی دارد. آدم‌ها از زمانی که فهمیده‌اند برای خوشبخت‌بودن باید کنار جفتشان قرار بگیرند از همان زمان نیز به دنبال خرافات بوده‌اند، چون گمان می‌کردند برای یافتن بهترین همدم و شریک زندگی باید از نیروهای ماورایی کمک گرفت و برای حفظ این همدم در کنار خود باید دوباره این نیروها را به کار بست.در ایران به این نیروها جادو می‌گویند،مثل آن کاسه‌های چینی مصرف‌نشده‌ای که دختران دم‌بختی که تا به حال هیچ مردی آنها را نپسندیده‌اند باید به کمک چوب‌کبریت و آب زعفران دور تا دور آن جملاتی بنویسند تا هر چه زودتر آن سوار سفیدپوش از راه برسد.

گاهی نیز باید وردهایی خوانده و به سمت دختر و پسر دمیده شود تا تیر خواسته به هدف اجابت، اصابت کند یا بعضی وقت‌ها گیاهانی خشک با هم مخلوط و روی آتش سوزانده شود تا دود برخاسته از آن، گره از بخت جوان‌ها باز کند. بعضی از این گیاهان مثل جرقه‌اند و وقتی روی آتش می‌روند می‌ترکند و سر و صدا ایجاد می‌کنند و درست همان زمان است که معتقدان به جادو به گمان ترکیدن چشم حسودانی که بخت جوان‌ها را می‌بندند، ذوق زده می‌شوند.

اما هیچکدام از این کارها فایده‌ای به حال بخت جوان‌های دم‌بخت ندارد چون گره کار آنها در نوع تفکرشان نسبت به زندگی است نه در اشکالی که تصادفی در ته فنجان قهوه نقش می‌بندد و نه در اشک‌های چکیده یک شمع روی میز و نه در اشعار شعرایی که به گمانِ گیرنده فال، بعد از قرن‌ها وصف حال آنها را می‌گوید، اما با این حال بازار کسانی که با توسل به خرافات یا جادو، خبرهای امیدوارکننده به مردم می‌دهند هنوز بازاری داغ و پر سود است.

ادامه نوشته

آینده‌ای که با سرطان عجین می‌شود!

آینده‌ای که با سرطان عجین می‌شود!


 در 10 روز تهرانی ها همه جور هوایی را تجربه کردند؛ پاک، سالم، ناسالم، برفی، بارانی. فقط کم مانده بود سنگ از آسمان ببارد!

آلودگی هوا

دو ماه آلودگی هوا و نفس تنگی، امان همه را برید؛ هوای تهران و بسیاری شهرهای دیگر که بزرگ و صنعتی هستند، پر از ذرات معلق بود؛ زیر دو و نیم میکرون تا اینکه هفته گذشته آسمان مدد کرد و بارید، بارید و بارید. خیابان ها را شست و کوه ها را سفید کرد. برف و باران به خیلی از استان های ایران رسید. پس هوا اول سالم شد بعد پاک شد، تمیز تمیز. تا روز 11 بهمن 91، روزی که در تاریخ تهران و خیلی شهرها باید نوشت؛ هوا پاک شد.

این شرایط ادامه داشت دو روز دیگر هم تکرار شد. آنقدر هوا خوب شد که یکی از مسوولان پیشنهاد داد مردم بروند در فضای باز و نفس عمیق بکشند و روز بعد هم تکرار شد. آسمان آبی، کوه دماوند، پر از برف. این خاطرات را تهرانی ها حتما نوشته اند. خاطراتی از هوای پاک که پس از یک مصیبت به آنها رو کرد و تازه معلوم شد هوای تمیز چه نعمتی است.

اما همه چیز با یک پیش بینی سازمان هواشناسی خراب شد؛ هوا پایدار می ماند، پس آلودگی بر می گردد. احتمالا پیش بینی پایداری هوا و آمدن آلودگی، تنها بخشی از پیش بینی سازمان هواشناسی است که مردم از اعماق وجودشان دوست دارند اشتباه باشد، اما متاسفانه در دو سه ماه گذشته آنقدر که پیش بینی آلودگی هوا درست از آب درآمده، پیش بینی برف و باران صحیح نبوده است. نمونه اش را در دیماه دیدیم که سازمان هواشناسی به اشتباه بودن پیش بینی اش اعتراف کرد.

این بار اما پیش بینی آلودگی، با یک روز تاخیر به حقیقت پیوست. آنقدر این تاخیر عجیب بود که استانداری اعلام کرد چون هوا خوب است، نیازی به تشکیل کمیته اضطرار هم نیست و شرایط ویژه ای هم حاکم نمی شود. همه هم امیدوار به اشتباه بودن پیش بینی سازمان هواشناسی.

ادامه نوشته

خوش تیپ‌هایی در شغل گدایی

هم اینك با افتخار اعلام می‌كنیم درخصوص تكدیگری و نوآوری‌های این شغل شریف و پر درآمد از دروازه‌های تمدن جهانی گذشتیم!

متکدی-گدا

نمی‌دانیم شما هم مثل ما از فرط بیكاری به این مساله مهم دقت كرده‌اید كه شكل و شیوه گدایی در میهن عزیزمان دستخوش تغییرات بسیاری گشته و دیگر مثل قدیم‌ها نمی‌توان براحتی یك گدای محترم را از چند فرسخی تشخیص داد!

یك روز طرف‌های ظهر از عمارت استیجاری‌مان زدیم بیرون، همان دم در با دیدن آقایی محترم كه با لبخندی زیبا به سمت ما می‌آمد خشكمان زد . آقایی با كت و شلواری آراسته و چهره‌ای متین كه وقتی به ما رسید به آرامی گفت: «سلام پسرم» آنقدر مظلومانه گفت: «پسرم» كم مانده بود همان جا بغلش كنیم و پدر پدر گویان یك دل سیر گریه كنیم. در همین فكر بودیم كه بغلش كنیم یا نه كه آن آقا جفت پا پرید وسط احساساتمان و فرمود: «پسرم! داری 20 هزار تومان به من بدهی؟» خشكمان زد، زل زدیم به عینك دودی مباركشان و گفتیم: «نه والا! پدرجان، آخر برجه، 20 هزار كه هیچ، 2000 تومن هم نداریم!» ـ واقعا هم نداشتیم ـ‌ آقاهه همانجور كه محترمانه آمده بود محترمانه خداحافظی كرد و رفت.

بعد از آن سوار اتوبوس شدیم ـ ما هر موقع هوس ماساژ و مشت و مال مجانی می‌كنیم سوار اتوبوس می‌شویم ـ هنوز از بهت دیدار با آن آقای محترم خارج نشده بودیم كه دیدیم یك آقایی حدود سی ساله روبه‌روی ما ایستاده و در حالی كه تمام عضلات صورت و بدنش را در امتداد چهار جهت اصلی كش می‌داد با صدایی لرزان می‌گفت: «تمام تنم پلاتینه!» برای بار دوم در یك‌روز خشكمان زد و بی‌خود و بی‌جهت زبانمان بند آمد.

به ذهنمان رسید كه پیشنهاد بدهیم بانك مركزی حداقل به هر كدام از این متكدیان محترم یك دستگاه كارتخوان سیار بدهد! چون ممكن است زبانمان لال كسی قصد كمك داشته باشد و... خب آدمیزاد كه همیشه وسط اتوبوس پول همراهش نیست! هست؟ ضمناً به ما چه كه چند ایستگاه بعد وقتی این آقا با ما از اتوبوس پیاده شد، چند دقیقه بعد داخل پیاده رو عینهو... می‌دوید.

ادامه نوشته

کدام کشورها به ازدواج علاقمندترند؟

سن ازدواج در ایران سال به سال رو به افزایش است. روندی که تنها مختص به ایران نیست .

اردواج هندی

بررسی سن ازدواج جوانان ایرانی در چند دهه اخیر، روندی صعودی را نشان می‌دهد در حالی که سن ازدواج در سال 1354 حدود 25 سالگی بود، پس از چند دهه افزایش (بجز سال 1365)‌ در سال‌های اخیر برای پسران به 28 و دختران به 24 رسیده است. البته آمارهای متفاوتی در این باره ارائه می‌شود و طبق اعلام مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، سن ازدواج برای پسران 29 و دختران 28 است. این در حالی است که محمد مدد، رییس مرکز آمار ایران در خصوص جمعیت زن و مرد گفت:مطابق نتایج سرشماری سال گذشته، سن ازدواج در مردها ‌6 دهم سال و در زنان ‌8 دهم سال نسبت به سال ‌75 افزایش یافته است .

وی ادامه داد: بر اساس سرشماری سال قبل، تقاضا برای ازدواج نسبت به گذشته کمتر نشده‌است و در حالی که در سال ‌75، ‌59 درصد بانوان ازدواج کرده‌اند، در سال ‌85 این میزان به ‌64 درصد رسید. در مردها نیز با رشد ‌4 درصدی ازدواج مواجه بودیم . به هر صورت در گوشه و کنار شهر صدای فریادهای خاموش جوانان را از گرانی میوه، نان، سایر اقلام خوراکی، پوشاک، اجاره بها و ... شنید. قطعاً این میزان افزایش تورم و گران شدن بی ضابطه و بی قانون مسکن و هر آنچه که با زندگی مردم در ارتباط است، تاثیرات و پیامدهای جدی بر زندگی اجتماعی و خانوادگی جوانان و بالطبع متزلزل شدن بنیان خانواده خواهد گذاشت.

با بررسی قیمت های اجاره بها در مناطق مختلف تهران و مقایسه کردن آن با میزان حقوق یک زوج جوان کارمند، می توان براحتی ادعا کرد که قطعاً جوانان برای تهیه مسکن در ابتدای ازدواج و حتی سالهای پس از آن با مشکلات عدیده ای مواجه می شوند. این در حالی است که افزایش تورم و گرانی مسکن هیچ تناسبی با افزایش حقوق ندارد و به طور متوسط میزان درآمد و حقوق یک زوج جوان کارمند در طول یکماه بیشتر از یک میلیون و 200 هزار تومان فراتر نمی رود.

با بررسی قیمت های اجاره بها در مناطق مختلف تهران و مقایسه کردن آن با میزان حقوق یک زوج جوان کارمند، می توان براحتی ادعا کرد که قطعاً جوانان برای تهیه مسکن در ابتدای ازدواج و حتی سالهای پس از آن با مشکلات عدیده ای مواجه می شوند

اعداد و ارقام در مورد سن ازدواج هر چه که باشد، از بالا بودن سن تاهل خبر می‌دهد . اما آیا این روند تنها مختص به ایران است؟ طی سال های 1970 تا 2010 میانگین سن ازدواج همه کشورهای منتخب آسیا و اقیانوسیه افزایش یافته است.

ادامه نوشته

لطفا لایی نکشید

رانندگی كردن یعنی این. این كسانی كه مثل لاك‌پشت پشت‌سر هم توی خیابون‌ها حركت می‌كنن كه در اصل رانندگی كردن بلند نیستن. رانندگی یعنی این كه بتونی تو خیابون و اتوبان از بین ماشین‌ها رد بشی بدون این كه تصادف كنی و دلت بلرزه.»

اتوبان،خودرو،لایی

شاید این جملات و مواردی از این دست را زیاد شنیده باشید، بخصوص از زبان جوانانی كه فكر می‌كنند فقط خودشان راننده هستند و تمام كسانی را كه با رعایت قوانین رانندگی می‌كنند، ترسو می‌دانند.

خیلی‌ها فكر می‌كنند رانندگی‌شان حرف ندارد. برای همین اگر كوچك‌ترین ایرادی از آنها بگیرید یا حتی پیشنهادی به آنها بدهید، حتما ناراحت می‌شوند و اخم‌هایشان در هم فرومی‌رود.

البته شاید بعضی‌ها واقعا رانندگانی حرفه‌ای باشند كه كمتر كسی بتواند با آنها رقابت كند، اما این راننده‌های باتجربه اغلب می‌دانند رانندگی یعنی جاده و همراهی با سایر اتومبیل‌ها.

این گروه از رانندگان معمولا آنقدر تبحر و مهارت دارند كه با لجبازی و یكدندگی خودشان را به خطر نیندازند، اما بعضی جوان‌ها به محض این كه یك سال از گرفتن گواهینامه رانندگی‌شان می‌گذرد (البته خیلی‌‌ها حتی منتظر این یك سال هم نمی‌شوند) فكر می‌كنند حالا دیگر استاد شده‌اند و می‌توانند در تمام جاده‌ها رانندگی كنند. غافل از این كه آنها هنوز جاده را نشناخته‌اند و رانندگی را آن طور كه باید و شاید مزه‌مزه نكرده‌اند.

همه ما وقتی در خیابان‌های شهر تردد می‌كنیم، چنین افرادی را می‌بینیم؛ كسانی كه هنگام رانندگی، انواع و اقسام رفتارها و حركات پرخطر را اجرا می‌كنند و توجهی به خطرات و دردسرهای آن ندارند؛ خطراتی كه هم خود راننده را تهدید می‌كند و هم سایر شهروندان را.

دكتر حسین ابراهیمی مقدم، روان‌شناس، با اشاره به این كه عوامل مختلفی موجب بروز چنین رفتارهایی می‌شود، می‌گوید: اشخاص مختلفی به علل متفاوت، هنگام رانندگی در كوچه و خیابان رفتارهایی پرخطر و همراه با ریسك از خودشان نشان می‌دهند. گروهی از افراد تمایل دارند اعمالی را انجام دهند كه همراه با هیجان زیاد است، پس این افراد (هیجان‌خواه بالا) یكی از گروه‌هایی هستند كه ممكن است با سرعت بسیار زیاد و همراه با حركات خطرناك رانندگی كنند.

ادامه نوشته

از جراحی زیبایی لاله گوش تا کشیدن پلک!

هم اکنون ایران از جمله کشورهایی است که بیشترین عمل جراحی پلاستیک درآن انجام می شود از این رو نمی توان به جراحی بینی در کشور به عنوان یک مسئله پزشکی نگاه کرد چرا که این جراحی با بقیه جراحی ها فرق کرده و به یک مسئله اجتماعی تبدیل شده است.

بررسی پدیده جراحی های مرسوم زیبایی نیاز به محاسبه عوامل مختلف دارد. بر عکس آنچه ممکن است در ابتدا به نظر آید یک پدیده این چنینی تنها از یک علت برنیامده و علت های پنهان و آشکار گوناگون فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و غیره بر آن موثر است.

عمل جراحی زیبایی صورت

آماری که از سوی انجمن جراحان فک و صورت ارائه شده، نشان می دهد که سالانه 200 میلیارد تومان هزینه جراحی بینی می شود. به طوری که در سه سال گذشته در ایران حداقل 240 هزار بار جراحی زیبایی انجام شده است که از این تعداد 170 هزار جراحی زیبایی بینی انجام شده است.

از تقسیم 200 میلیارد تومان هزینه سالانه هر عمل زیبایی بینی به متوسط تعداد افرادی که هر ساله این عمل را انجام می دهند (85 هزار نفر در سال) مبلغ تقریبی 2.353.000 تومان هزینه هر عمل جراحی می شود.

اعمال جراحی بینی در ایران بیشتر جنبه زیبایی دارد، یعنی فرد بدلیل آنکه بینی خود را زیبا ندانسته اقدام به جراحی زیبایی می کند. به نظر می رسد مشکلاتی از قبیل پایین بودن اعتماد به نفس، مصرف زدگی، مدگرایی، چشم و هم چشمی و عدم توانایی گروه های مرجع در ایجاد هویت های مذهبی و ملی از اصلی ترین دلایل بروز و رواج این پدیده باشد.

افزایش مدگرایی در سطح جامعه

درصد بالایی از تقاضای جراحی زیبایی در ایران از سوی دختران است؛ به طوری که 95 درصد از متقاضیان را زنان و دختران 14 تا 45 سال برای جراحی بینی و اندام و 5 درصد را مردان برای انجام جراحی بینی و کاشت مو تشکیل می دهند. در دنیای کنونی روندی درحال وقوع است که هیچ کشوری از آن مصون نیست؛ روند کالایی شدن و جز به جز شدن زیبایی.

مدگرایی غربی در غیاب مدهای اسلامی

از سویی مدها و مدل ها درحال تغییر و غربی شدن است. دنیای غرب با ایجاد مصرف زدگی و مد زدگی توانسته است به بسیاری از اهداف خود در کشورهای در حال توسعه مانند ایران برسد. در آماری که در سال 2010 منتشر شد ایران رتبه اول را در جهان به خود اختصاص داده است.

ادامه نوشته

تولد شغل جدید در یک چشم به هم زدن؟


ناپدید‌شدن شغل‌ها، تدریجی و نامحسوس است همان‌طور كه پدیدار شدن‌شان؛ مثلا یك روز ناگهان حواستان جمع می‌شود كه خیلی وقت است پنبه‌زنی در خیابان ندیده‌اید.

مشاغل

كسی با جعبه‌ای چوبی دور گردنش فرفره نمی‌فروشد، آن چرخ فلك گردان‌های سرگردان هم دیگر نیستند كه با صدایشان بچه‌ها را از خانه‌هایشان بیرون بكشند، زمانی با خبر می‌شوید كه شغلی به نام دادزنی هم به وجود آمده كه كار شاغلانش فقط فریاد زدن در خیابان برای تبلیغ كتاب است، برخی كارشان راه‌اندازی و نصب آكواریوم‌های بزرگ در خانه‌های مجلل یا مدیریت باغ‌وحش‌های خصوصی آنهاست و برخی زندگی‌شان را با تكه‌تكه‌كردن خودروهای كهنه می‌گذرانند.

پیش از ما هم داستان همین بوده است مثلا یك روز پدربزرگ من، صبح كه از خانه بیرون آمد تا برود و دو تا نان سنگك تنوری بگیرد و دندانش زق زق كرد، یادش افتاد دیگر خبری از آن دندان‌كش‌های انبر به دست كه پیشبندشان همیشه خونی و چرك بود نیست، یادش افتاد خیلی وقت است به حمام خانه‌اش می‌رود و دیگر كسی نیست كه توی حمام عمومی، وقتی او كرخت از ریختن آب‌گرم روی تنش، روی زمین دراز كشیده، مشت و مالش بدهد و انعام بگیرد و بعد از خودش پرسید چرا یادش نبوده كه مدت‌هاست صدای آب‌حوض خالی‌كن‌ها، چینی‌بند‌زن‌ها، دوغی‌ها و آب‌زرشكی‌ها را از كوچه نشنیده است و پاتیلی‌های آش و چلو را دور میدان‌های بزرگ ندیده است و وقتی رسید جلوی نانوایی از خودش پرسید از كی این راسته، پر از فروشندگان رایانه شده است و بعد نانش را در روزنامه‌ای پیچید كه روی آن خبرنگاری با مردی حرف زده بود كه شغلش مزه‌مزه‌كردن غذا برای كارخانه‌های تولید مواد غذایی بود.

ادامه نوشته

تا جامعه ای ایده آل چند فرسنگ مانده؟


 اعتیاد و ورود مخدرهای جدید صنعتی كشنده، قتل، سرقت، تجاوز، رشد جرایم اینترنتی، تهاجم فرهنگی، ، کم‌رنگ شدن ارزش‌های اخلاقی، رشد طلاق و فروپاشی خانواده، فقر و بیکاری، حاشیه‌نشینی، بی‌خانمانی و ده‌ها نمونه دیگر، سرفصلی از بیماری‌های اجتماعی هستند كه امروز جوامع بشری را مبتلا كرده‌اند.

كدام جامعه بر روی كره هستی است كه مسوولان آن ادعا كنند مدینه فاضله‌ای ساخته‌اند كه عاری از هر یک از آسیب های فوق است.

بیکاری

اما جوامع حال حاضر اگر در داشتن تمام یا برخی از این آسیب‌ها وجه اشتراك دارند، در یك چیز متمایز می‌شوند و آن قدرت در كنترل و مهار آسیب‌ها بر اساس برنامه از پیش تعیین شده» است. قدرتی كه ایجاد نمی‌شود مگر در سایه باور واقعیت‌ها  و پرهیز از پنهان كردن کژی‌های جامعه.

قدرتی كه نه با اعتبار مالی بیشتر و نه با تعدد و كثرت طرح‌های عنوان دار نمایان می‌شود.

قدرتی كه واقعیت‌های موجود را با عموم جامعه بازگو می‌كند و شراكت عملی همه را در تأمین امنیت و حل مشكلات، اصلی انكارناپذیر می‌داند.

قدرتی كه به پشتوانه نظارت آن هیچ دستگاه و مسوول اجرایی جرأت شانه خالی كردن از وظایف خود را ندارد؛ چرا که می‌داند تحت نظارت است و باید پاسخگو باشد.

قدرتی كه در سایه آن، قانون حرف اول و آخر را می‌زند و چنان به تار و پود جامعه نفوذ می‌كند كه به عوامل واسط بی‌شمار برای اجرای قانون نیاز ندارد.

قدرتی كه با هدایت و راهبری رسانه‌ها جریان اطلاع‌رسانی را به سمت سیاستی فرا می‌خواند كه به جای آموزش‌های جرم افزا، خود را در برابر سلامت اجتماعی جامعه مسوول می‌داند.

قدرتی كه از سرمایه و ظرفیت دینی خود چنان بهره می‌برد كه به پشتوانه آن سرمایه‌های مادی‌اش بر باد نمی‌رود.

قدرتی كه علمی می‌اندیشد، علمی تصمیم می‌گیرد، علمی اجرا می‌كند و علمی آینده‌نگری؛ و مانع از شكل‌گیری به هم ریختگی‌های اجتماعی نشأت گرفته از قانون شكنی‌ها و موازی كاری‌ها و بلاتكلیفی‌ها می‌شود.

وضعیت اجتماعی جامعه در حال توسعه هم  نیازمند چنین قدرتی برای بازیابی سلامت كامل بر مبنای نظام واحد پیشگیرانه و كنترلی است .

ادامه نوشته

حساسیت‌های جنسی در سایه حجاب؟


مقوله بی حجابی امروز به یك معضل كاملاً مشهود در جامعه درآمده است معضلی كه فقط برای افراد بی‌حجاب مشكل ایجاد نمی كند؛ در واقع آسیب‌هایی كه از بی‌حجابی ناشی می‌شود، تمام اعضای جامعه در بر می‌گیرد.حجاب و عفاف که یک دستور دینی است از مسائل مهم و کلیدی جامعه ماست و با بسیاری از مسائل پیوند خورده و دارای ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شده است.
این مسأله ازآن جهت که خطابش با زنان است، به نیمی از جمعیت جامعه مربوط است و از آن جهت که در تنظیم روابط زن و مرد نقش دارد، به همه افراد جامعه مربوط می شود. اگر حجاب در جامعه رعایت شود و روابط جنسی به محیط خانواده محدود گردد، جوانان نیز تمایل بیشتری به ازدواج پیدا می کنند و خانواده های تشکیل شده نیز ثبات بیشتری خواهند گرفت و در نتیجه منفعت بیشتری عاید زنان خواهد شد، زیرا از محبّت و حمایت مالی مردان برخوردار خواهند بود.

مراحل قبل از شروع رابطه جنسی

ولی اگر روابط جنسی در غیر محیط خانواده میسّر گردد، جوانان مشکلات ازدواج را نخواهند پذیرفت و خانواده های تشکیل یافته هم متزلزل می شود

بی تردید تأکید بر مسئله ی حجاب و رعایت پوشش اسلامی، نه تنها حساسیت‌ها را نسبت به مسائل جنسی افزایش نمی‌دهد، بلکه کمک و راه نمایی می کند که نیازهای جنسی و عاطفی در محیط خانواده که زن و شوهر، عهده دار آن هستند تأمین شود.

به گزارش شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) به نقل از ماهنامه پیام زن، بحث حجاب و رعایت پوشش الهی، مورد هجمه ی زیادی واقع شده است. از آن جایی که معمولاً همه ی شبهه های مسئله ی حجاب، هماهنگی مفهومی وخاستگاه مشترکی دارند، لذا عیار بازشناسی معارف حق از باطل ضرورت دارد. در این بخش به طرح کلی این شبهات و تردیدها پرداخته، سعی می کنیم پاسخ های مناسبی ارائه دهیم.

ادامه نوشته

مبارزه با سگ بازی وظیفه کیست؟


«سگ‌بازی» و «سگ‌گردانی» در بوستان‌های پایتخت كم‌كم برای همه عادی می‌شود! اگر پیش از این، سگ‌بازی مخصوص بالای شهر بود، امروزه بوستان‌های پایتخت ـ هرجا كه باشد ـ شاهد سگ‌بازهاست، با این تفاوت كه شدت آن در بالای شهر بسیار بیشتر است.

سگ بازی

سگ بازی و سگ گردانی طی سالهای اخیر به یكی از معضلات پایتخت نشینان تبدیل شده است بطوریكه علاوه بر ایجاد مزاحمت برای برخی شهروندان رواج دهنده فرهنگ مبتذل غرب است. پلیس نیز اعلام كرده با این پدیده برخورد می‌كند اما شهروندان تاكنون برخورد قاطع و جدی از ماموران را در این زمینه ندیده اند.

در حالی بر اساس مصوبه مجلس سگ بازی ممنوع شده است كه برخی از پایتخت نشینان نگهداری سگ را باعث تفاخر خود می دانند. این افراد با سگ هایی كه برخی از آنها قیمتی میلیونی دارند در شهر می چرخند و از نگاه شهروندان به خود و سگشان احساس غرور و تفاخر می كنند. از سوی دیگر اهمال پلیس با این موضوع باعث شده سگ بازان در خیابان های پایتخت جولان دهند. كافی است سری به خیابان های شمال تهران بزنید و با انواع مختلف سگ در این محله ها روبرو شوید كه صاحبانشان آنها را برای گردش به خیابان آورده اند. بوستان‌ها بعد از ساعت 9 و 10 شب در برخی مناطق در تسخیر سگ‌بازها هستند. اگر در این ساعت‌ها به یكی از این بوستان‌ها پا بگذارید، افرادی را در سنین مختلف می‌بینید كه قلاده سگی را در دست گرفته و حیوان را به گردش آورده‌اند و این تقید همیشگی برای گردش شبانه گاهی رشك‌برانگیز است! شاید برخی سگ‌بازان متاهل كه دارای فرزند هم هستند، به میزان تعصبی كه به گردش رفتن با حیوان دارند، مقید به تفریح با فرزندان نباشند (بگذریم از آنها كه حیوان را جایگزین فرزند كرده‌اند!)

تا چند سال قبل زنان بیشتر به نگهداری سگ علاقمند بودند اما حالا پسران جوان نیز به طرفداران سگ های خانگی پیوسته اند و با قرار دادن سگ ها روی صندلی جلوی خودروهای گرانقیمت خود خیابان های شمال تهران را بالا و پائین می كنند.

بدیهی است این مجال، محل بحث درباره دلایل و عوارض گسترش سگ‌بازی در جامعه اسلامی نیست. بدیهی است هیچ‌یك از دست‌اندركاران حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی بر این پدیده مذموم صحه نمی‌گذارند.

ادامه نوشته

نگاهی به آلبوم قتل‌ در «مزاحمت‌های خیابانی»


«مزاحمت خیابانی» امروزه به عنوان پدیده اخلاقی زننده، به چنان مرحله‌ای در جامعه رسیده كه مسوولان انتظامی بارها و بارها برخورد با عاملان مزاحمت برای نوامیس مردم را در دستور كار طرح امنیت اخلاقی قرار داده‌اند و باید منتظر ماند و دید در جدیدترین برخوردها به دلیل ارتكاب چنین جرم چندش‌آوری! چه تعداد دستگیر و چندهزار خودرو توقیف خواهند شد؟

زنان-مزاحمت

پدیده‌ای به نام «مزاحمت برای نوامیس» از انواع مختلف آن همچون متلك‌پرانی، تنه‌زدن، زل زدن و چشم‌چرانی، بوق زدن و متوقف كردن خودرو در مقابل پای فرد و طرح تقاضای نامشروع، چراغ زدن، مزاحمت تلفنی، تمسخر، ترساندن ، ایستادن بر سر معابر و محلهای رفت و آمد عموم و اجتماع كردن مقابل درب مدارس، بد نشستن با هدف سوء در وسایل نقلیه عمومی مثل تاكسی و ... از جمله آسیب‌هایی است كه ابتدائا به شدت نیاز به ساز و كار پیشگیرانه از نوع فرهنگی و در ادامه، برخورد مقابله‌ای از نوع پلیسی و قضایی دارد.

ادامه نوشته

قهوه تلخ و توسعه شیرین

کشور در حال توسعه یا کشوری در هاله توسعه!؟

توسعه یافتگی

مطمئنم شما خواننده گرامی که چشمانتان را به واژه‌های من قرض دادید که بتوانم از زاویه‌ای متفاوت به بحث توسعه در کشور بپردازم؛ از همان ایرانیانی باشید که هر کجای دنیا که هستند، قلبشان برای این مرز پرگوهر می‌تپد و شک ندارد ایران لیاقتش را دارد که کشوری توسعه یافته باشد. از تعارفات که بگذریم، اضطراب به بهانه‌ی توسعه، افکار حقیر را به یک فنجان قهوه تلخ میهمان می‌کند. حتمآ تجربه نوشیدن یک فنجان قهوه تلخ را داشته‌اید، لذت این نوشیدنی برخی از مواقع به خاطر تلخی‌اش عده‌ای را می‌آزارد و این آزردگی با حل کردن یک قاشق شکر در فنجان قهوه تلخ برطرف خواهد شد.

حال بیندیشیم که لذت بخشی و آزردگی توسعه‌یافتگی در تعریف کشور ما که به عنوان «کشوری در حال توسعه» شناخته شده است چگونه مزمزه می‌شود. گاهی از این موضوع غافل می‌شویم که همه‌ی افراد جامعه ما در توسعه‌یافتگی می‌بایست سهیم باشند، در حالی که به باور این قلم، توده‌های مختلفی از مردم یا به دلیل غفلت مسئولین و یا به جهت کم توجهی برنامه ریزان - و شاید حتی به دلیل ضعف خود آن توده از مردم که اشاره شد- در ایفای نقششان درجهت توسعه‌یافتگی کشور، ضعیف عمل کرده که این موضوع را می‌تواند از تلخی‌هایی به شمار آورد که در توسعه‌یافتگی مزه می‌شود.

 برای مثال، جامعه معلولین کشور را فرض بفرمایید که به مانند همه‌ی انسان‌های دیگر جامعه خود بالاخره از استعدادی خاص برخوردار بوده و در بین ایشان نیز انسان‌های باهوشی پا به عرصه گیتی می‌گذارند، که متأسفانه گاه از امکانات معمولی نیز حتی محروم می‌باشند، حال با این اوصاف چگونه می‌توان باری از توسعه‌یافتگی کشور را به دوش این عزیزان قرار داد؟ لذت بخشی توسعه‌یافتگی نیز طبیعتاً برای هر انسانی قابل فهم خواهد بود که در این مقاله نیازی به تشریحش نمی‌باشد.

خیلی از ما انسان‌ها، خیلی از ما ایرانی‌ها در خیلی از مواقع فقط در حد به زبان آوردن، چیزی را طلب می‌کنیم بدون آنکه ملزومات این طلب را بدانیم. همه و همه از توسعه‌یافتگی سخن به زبان می‌رانیم و به رسانه بحث می کشانیم؛ در حالی که جهشی درخور ملت شریف ایران به سمت توسعه‌یافتگی شاید حاصل نیاید. به بیان دیگر توسعه‌یافتگی، طلبی است که انگاری همه مشتاق آن هستند، و نه چیزی بیشتر!

ادامه نوشته