اعتیاد و ورود مخدرهای جدید صنعتی كشنده، قتل، سرقت، تجاوز، رشد جرایم اینترنتی، تهاجم فرهنگی، ، کمرنگ شدن ارزشهای اخلاقی، رشد طلاق و فروپاشی خانواده، فقر و بیکاری، حاشیهنشینی، بیخانمانی و دهها نمونه دیگر، سرفصلی از بیماریهای اجتماعی هستند كه امروز جوامع بشری را مبتلا كردهاند.
كدام جامعه بر روی كره هستی است كه مسوولان آن ادعا كنند مدینه فاضلهای ساختهاند كه عاری از هر یک از آسیب های فوق است.
اما جوامع حال حاضر اگر در داشتن تمام یا برخی از این آسیبها وجه اشتراك دارند، در یك چیز متمایز میشوند و آن قدرت در كنترل و مهار آسیبها بر اساس برنامه از پیش تعیین شده» است. قدرتی كه ایجاد نمیشود مگر در سایه باور واقعیتها و پرهیز از پنهان كردن کژیهای جامعه.
قدرتی كه نه با اعتبار مالی بیشتر و نه با تعدد و كثرت طرحهای عنوان دار نمایان میشود.
قدرتی كه واقعیتهای موجود را با عموم جامعه بازگو میكند و شراكت عملی همه را در تأمین امنیت و حل مشكلات، اصلی انكارناپذیر میداند.
قدرتی كه به پشتوانه نظارت آن هیچ دستگاه و مسوول اجرایی جرأت شانه خالی كردن از وظایف خود را ندارد؛ چرا که میداند تحت نظارت است و باید پاسخگو باشد.
قدرتی كه در سایه آن، قانون حرف اول و آخر را میزند و چنان به تار و پود جامعه نفوذ میكند كه به عوامل واسط بیشمار برای اجرای قانون نیاز ندارد.
قدرتی كه با هدایت و راهبری رسانهها جریان اطلاعرسانی را به سمت سیاستی فرا میخواند كه به جای آموزشهای جرم افزا، خود را در برابر سلامت اجتماعی جامعه مسوول میداند.
قدرتی كه از سرمایه و ظرفیت دینی خود چنان بهره میبرد كه به پشتوانه آن سرمایههای مادیاش بر باد نمیرود.
قدرتی كه علمی میاندیشد، علمی تصمیم میگیرد، علمی اجرا میكند و علمی آیندهنگری؛ و مانع از شكلگیری به هم ریختگیهای اجتماعی نشأت گرفته از قانون شكنیها و موازی كاریها و بلاتكلیفیها میشود.
وضعیت اجتماعی جامعه در حال توسعه هم نیازمند چنین قدرتی برای بازیابی سلامت كامل بر مبنای نظام واحد پیشگیرانه و كنترلی است .