نبض جامعه ما چگونه میزند؟

«ادبیات و فرهنگ عامه» همان چیزی است كه میتواند نبض جامعه را به ما نشان بدهد. تكیهكلامهایی كه هر از چندگاهی میان مردم ما باب میشود یا لطیفههایی كه این روزها دیگر فقط نقل دور هم جمع شدنها و مجلسهایمان نیست بلكه با ورود ابزار پیشرفت تكنولوژی از طریق پیامك تلفن همراه یا رایانامهها هم بین ما رد و بدل میشود و میتوانیم در آن واحد بخشی از این فرهنگ عامه را كه اتفاقاً انعطافپذیری زیادی هم دارد به دهها و بلكه صدها نفر منتقل كنیم.
اگر بخواهیم این نقل و انتقالات واژهها، اصطلاحات، تكیهكلامها، لطیفهها و صورتهای دیگر فرهنگ عامه میان مردم جامعه خودمان را در سطح وسیعتر در نظر بگیریم، بیاغراق میتوان گفت هر روز این زبان عمومی و اصطلاحات كوچهبازاری میلیونها بار در بین جمعیت كشور رد و بدل میشود. هرچند بسته به قومیتها و خردهفرهنگها زبان و ادبیات عامه هم تفاوتهایی دارد اما به هر رو تمام این جملات، تكیهكلامها، لطیفهها، جوكها و هجویات یك نشانه است؛ نشانهای از آنچه در لایههای زیرین جامعه در حال رخ دادن است و در واقع میتواند به ما بگوید در افكار عمومی افراد جامعه چه میگذرد و سبك زندگی غالب در جامعه ما چیست.
خوب و بد ادبیات كوچهبازاری و فرهنگ عامه
فرهنگ عمومی و ادبیات عامه هم یك فرصت است و هم یك تهدید؛ این نكتهای است كه دكتر امانالله قرائیمقدم به آن اشاره دارد. وی درباره آثار سوء یا آثار مثبت این شكل از فرهنگ عمومی و ادبیات كوچه بازاری پاسخ میدهد: اگر این واژهسازیها هجو كردن و لطیفهساختنها جنبه تخریب به خود نگیرد و با حفظ حریمها و حد و حدود باشد اشكالی ندارد و در حالت معمول این روند در فرهنگ عمومی همه جوامع و فرهنگ ها رخ میدهد. به گفته قرائیمقدم تازه اگر از زاویه علم مردمشناسی به این پدیده بنگریم درمییابیم كه اصلاً پیدایش و تكامل زبان از همین جا آغاز شده و از همین راه انتشار یافته و بازسازی شده است. این موضوع در هر قوم و خرده فرهنگی نیز به صورت مستقل وجود دارد و ما در اقوام و خرده فرهنگهای مختلف شاهد اصطلاحات و مفاهیمی هستیم كه فقط برای خود آنها قابل فهم است.
وی در عین حال تأكید میكند اگر بنا باشد این واژهها، مفاهیم هجو و جوكها به مضحكه كردن اقوام، فرهنگ آنها یا نسبتهای زشت و ركیك دادن به دیگران كشیده شود، به روندی خطرناك تبدیل میشود. هر چند فرهنگ عامه، تظاهرات زبانی آن و تغییراتی كه در آن رخ داده و میدهد، از زوایای دیگری هم قابل بررسی است.







بار الهی آنگاه که شکست می خورم امید را در دل من زنده کن و آنگاه که پیروز می شوم غرور و تکبر را در من بمیران . خداوندا مرا نیک بیاموز که نیک ببینم تا در رسیدن به آرمانم آنچه زشت و نادیدنی است زیبا شود . محبوب من مرا یاد ده که سپاس بگویم قلب هایی را که برای من می تپدوچشم های که برای من نگران است و محبت کنم آنهایی که با شادیم شاد مانند و آنهایی که با اندوهم غمگین اند . پروردگار توانا همیشه بیادم بیاور که تو را به یاد بیاورم ان زمانی که همه چیز را از یادمیبرم و زیبای مطلق چشم هایم برای توست بیاموز روشن باشد اندیشه ام از آن توست بیاموز پاک باشد و زندگی ام محتاج توست بیاموز خدایی باشد.