زیبایی را با نقش مارمولک تجربه کنید!

زیبایی را با نقش مارمولک تجربه کنید!


درحالی که پلیس اعلام کرده که با مراکز ترویج خالکوبی و انجام ان برخورد خواهد کرد، هر روز شاهد افزایش گرایش به این پدیده ناخوشایند درمیان جوانان هستیم .

این درحالی است که به نظر میرسد مراکز فرهنگی کشور مغلوب شبکه های ماهواره ای وترویج افکار ضد فرهنگی درفضای اینترنت شده اند وهیچ راهکار مشخصی برای مقابله با این پدیده ندارند.

خالکوبی

این درحالی است که براساس نتایج یک تحقیق پدیده خالکوبی اخیراً در برخی شهرهای کشور به‌ ویژه کلان‌شهرها در بین دختران دانش‌آموز و دانشجو افزایش یافته‌است.

لیلی می‌خواهد طرح بزرگی از پروانه را پشت بدنش خالکوبی کند. او می‌گوید: دوستانم به من می‌گویند باید به روز باشم و الان مد روز خالکوبی طرح پروانه است. خواننده مورد علاقه‌ام هم این طرح را روی بدنش خالکوبی کرده است.

کبود باش تا متفاوت شوی. این عبارتی است که دهان به دهان بین نسل جوان برای ترویج خالکوبی‌های زیرزمینی می‌چرخد؛ فارغ از اینکه حک کردن نقش‌های عجیب و غریب چه تبعاتی در پی دارد.

مارمولک، اژدهای دو سر، یک حیوان عجیب الخلقه، اسکلت و انواع و اقسام شکل‌هایی که هر حسی را به بیننده منتقل می‌کند به جز حس زیبایی. این روزها کم نیستند آنهایی که تحت تأثیر تبلیغات ماهواره‌ای یا چشم و هم چشمی بدن خود را با این نقش‌ها کبود کرده‌اند.

خالکوبی حدود 5 هزار سال پیش برای نخستین بار کاملاً اتفاقی رخ داد. هنگامی که دست آلوده به خاکستر آتش به‌طور تصادفی به جای زخم مالیده شد و پس از مدتی علامتی ماندگار به رنگ سیاه روی بدن ایجاد شد.

مصری‌ها پایه‌گذار خالکوبی در دنیا هستند و خالکوبی 2 هزار سال قبل از میلاد مسیح به کشورهایی مانند یونان، ایران و جنوب شرق آسیا گسترش یافته است.

ادامه نوشته

رقص با اکستازی،تفریحی مرگ آور

آن قدیم‌ها ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که هنوز زندگی‌ها، خیلی رنگ و بوی ماشینی شدن و مدرنیته را به خود نگرفته بود، همه‌چیز، گویی با امروز فرق می‌کرد؛ طرز زندگی، رفتار، آداب معاشرت، حتی نوع سرگرمی و تفریحات‌ هم با امروز تفاوت داشت.

اگر پای صحبت مادر یا پدرتان و یا حتی مادربزرگ و پدربزرگ نشسته باشید، مطمئناً این جملات برایتان آشناست و بارها به گوش شما خورده است: آن زمان‌ها که آنقدر امکانات نبود، تفریحات ما خلاصه می‌شد در رفت وآمدهای خانوادگی و یا گشت و گذار در طبیعت و مواردی از این قبیل.

پارتی

البته گردش در طبیعت آنقدر زیبا و دلنشین بود که واقعاً روح انسان را شاد می‌کرد، اینکه غذایی درست می‌کردند و اعضای خانواده کنار هم در هوای پاک آن موقع شهرها می‌نشستند و صحبت می‌کردند و اوقاتشان را با خوشی سپری می‌کردند.

جوانان دیروز، سرگرمی‌های خاص خود را داشتندسرگرمی‌هایی مطابق با زمان خودشان. سرگرمی‌هایی عاری از هرگونه ابزار مدرنیسم، رفته رفته، هرچه زمان جلوتر آمد انگار تفریح معنای واقعی خود را گم کرد!

ادامه نوشته

نقش مردان ‌غیرتی در جامعه

غیرت فضایی آرام و سالم برای فعالیت زنان فراهم می‌کند و مردان و زنان بدون هیچگونه دغدغه و تشویش ذهنی در کنار هم کار و فعالیت می‌کنند.


غیرت

انسان موجودی است که خداوند هنگام خلقش بر او آفرین گفت. این موجود تمامی صفات خدا را در خود دارد. حال برخی از این صفات در وی بروز و رشد کرده است اما برخی از صفات به صورت بالقوه در وی نهفته است. یکی از این صفات، صفت غیرت است. نمونه بارز غیرت مداری در امام حسین علیه السلام است که تا زمان حیات به احدی اجازه نداد تا به حریم زنان و کودکان تعرضی شود و مردانه با دشمنان جنگید. غیرت اقسامی دارد. مانند غیرت دینی، غیرت نسبت به نوامیس، غیرت نسبت به وطن و.... اما غیرتی که در این مقاله مورد بحث ماست، غیرت نسبت به نوامیس است.

غیرت اقسامی دارد. مانند غیرت دینی، غیرت نسبت به نوامیس، غیرت نسبت به وطن و.... اما غیرتی که در این مقاله مورد بحث ماست، غیرت نسبت به نوامیس است.

 غیرت صفتی است که همچون یک پاسبان از نوامیس و انحرافات احتمالی جلوگیری می‌کند و موجب ثبات خانوادگی و حفظ سلامت اجتماعی می‌شود. مردان ایرانی از نمونه‌های بارز غیرت در جهان هستند. مردی که غیرت دارد نه تنها نسبت به خانواده خود این حس را دارد بلکه دربرابر ناموس دیگران نیز احساس مسئولیت کرده و سعی در حفظ و حراست اخلاقیات در اجتماع دارد. شاید به محض شنیدن واژه غیرت، چارچوب آن در حریم خانواده به ذهن متبادر شود در حالی که مرز غیرت فراتر از خانواده است و مردان باید مراقب باشند علاوه بر حفظ نوامیس خود، نسبت به زنانی که در جامعه حضور دارند نیز بی تفاوت نباشند و اگر کسی به آنان تعرضی کرد واکنش نشان دهند

ادامه نوشته

تهران،شهرطلاق‌های موفق!

تهران،شهرطلاق‌های موفق!


بسیاری از مردم متوجه این موضوع نیستند که با نوع فیلم‌هایی که ساخته می‌شود و ایجاد این شبکه‌ها با تاثیرگذاری هدفمند بر تفکر و ذهن افراد باعث فروپاشی بنیان خانواده‌ها می‌شوند.

طلاق

روند افزایشی طلاق در خانواده‌های ایرانی همچنان سیر صعودی دارد. آمار‌ها می‌گوید در 6‌ ماه نخست امسال 70 هزار و 841 طلاق در کشور ثبت شده که این تعداد در مقایسه با سال قبل از آن 6 درصد افزایش یافته است. این یعنی اینکه همچنان دادگاه‌های خانواده و مراکز قوه قضاییه سرریز از زنان و مردانی است که متقاضی جدایی‌اند و این جدایی زنگ خطری بر فروپاشی ساختار خانواده ایرانی است. افزایش شش درصدی طلاق و کاهش پنج درصدی ازدواج طی شش ماهه اول سال جاری آماری نگران‌کننده و بی‌توجهی جامعه از افزایش رشد سالانه آن نگران کننده‌تر است.

آمار طلاق و ازدواج

آمار‌های سازمان ثبت احوال می‌گوید که «در 2 استان تهران و البرز در سال گذشته نیز به ازای2-3 ازدواج یک طلاق به ثبت رسیده که نگران کننده است». این آمار تبعات و آسیب‌های مختلفی را می‌تواند همراه داشته باشد که زندگی‌های مشترک غیر رسمی، از جمله آنهاست. در همین زمینه ماه گذشته گزارشی منتشر شد مبنی بر اظهارات رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران از افزایش زندگی مجردی دانشجویی در شهر تهران در محلات شمال شهر که او از ‌این پدیده جدید و پیامدهای خطرناک آن اظهار نگرانی کرد. اگرچه ‌هنوز آمار رسمی در این خصوص اعلام نشده است اما این معضل و پدیده جدید قطعا می‌تواند یکی از عوامل تاثیرگذار در ساختار خانواده و افزایش طلاق باشد.

تغییر رفتار اجتماعی در ایرانی‌ها

رشد محسوس تغییر رفتار اجتماعی در ایرانی‌ها طی سال‌های اخیر، از جمله موضوعاتی است که به گفته کار‌شناسان، می‌تواند در زمینه‌سازی افزایش طلاق در جامعه موثر باشد. دکتر جواد خلعتبری دانشیار و پژوهشگر روان‌شناسی در این باره به عوامل متعددی اشاره می‌کند، که بیشتر به تهاجم فرهنگی در کشور و ایجاد دوگانگی بر می‌گردد.

روند افزایشی طلاق در خانواده‌های ایرانی همچنان سیر صعودی دارد. آمار‌ها می‌گوید در 6‌ ماه نخست امسال 70 هزار و 841 طلاق در کشور ثبت شده که این تعداد در مقایسه با سال قبل از آن 6 درصد افزایش یافته است

در واقع اتفاقاتی که در کشور می‌افتد با هم همخوانی ندارد، از طرفی طرح موضوعاتی همچون فشار برای تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها و تفکیک زن و مرد در جامعه، از طرف دیگر وجود ماهواره و دسترسی به امکانات دیگر مثل یوتویوب و سایر شبکه‌های اجتماعی که فضا را فراهم کرده که همه بتوانند همه چیز را به صورت باز ببینند. این دوگانگی باعث نوعی سردرگمی در بین خانواده‌ها و به خصوص جوانان شده است.

بسیاری از مردم متوجه این موضوع نیستند که با نوع فیلم‌هایی که ساخته می‌شود و ایجاد این شبکه‌ها با تاثیرگذاری هدفمند بر تفکر و ذهن افراد باعث فروپاشی بنیان خانواده‌ها می‌شوند. این پژوهشگر تاکید می‌کند: ماهواره به عنوان یکی از رسانه‌ها و ابزارهای اصلی انتقال و گسترش ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی، در رفتار قشر نوجوان و جوانان به‌ویژه دانشجویان و تغییر رفتار اجتماعی آنان، نقش مهمی را ایفا می‌کند. این تغییر رفتار اجتماعی باعث شده فاصله بین زن و مرد افزایش یابد و به دنبال این افزایش فاصله رجوع برای جدا شدن افزایش پیدا کند.

ادامه نوشته

ازدواج،وقتی پای جادو در میان باشد

ازدواج،وقتی پای جادو در میان باشد


خرافات در ازدواج ریشه‌هایی قطور و قدیمی دارد. آدم‌ها از زمانی که فهمیده‌اند برای خوشبخت‌بودن باید کنار جفتشان قرار بگیرند از همان زمان نیز به دنبال خرافات بوده‌اند.

مردان و زنان از ازدواج چه می خواهند؟

نمی‌شود گفت کدامیک از مردم جهان در ازدواج خرافی‌ترند، آلمانی‌ها که می‌گویند اگر عروس و داماد به کمک هم و با دست راست، در مراسم عقد، کنده درختی را اره کنند حتما خوشبخت می‌شوند یا سیاهپوستان قاره آمریکا که معتقدند بعد از عقدکنان اگر همراه شریک زندگی‌شان از نقطه‌ای به نقطه دیگر، پرشی بلند داشته باشند با موفقیت، دنیای تجرد را پشت سرمی‌گذارند و به سلامت وارد زندگی مشترک می‌شوند. وقتی پای ازدواج در میان است به جز آنهایی که به غیر از عقل، تسلیم نیرویی دیگر نمی‌شوند، همه آدم‌ها فارغ از رنگ و جنس و تبارشان به نیروهایی بی‌پشتوانه چنگ می‌زنند؛ یک زمان به جادو و جمبل، یک زمان به رویا و خیال و یک زمان به ریسمانی بافته‌شده از خرافات.

خرافات در ازدواج ریشه‌هایی قطور و قدیمی دارد. آدم‌ها از زمانی که فهمیده‌اند برای خوشبخت‌بودن باید کنار جفتشان قرار بگیرند از همان زمان نیز به دنبال خرافات بوده‌اند، چون گمان می‌کردند برای یافتن بهترین همدم و شریک زندگی باید از نیروهای ماورایی کمک گرفت و برای حفظ این همدم در کنار خود باید دوباره این نیروها را به کار بست.در ایران به این نیروها جادو می‌گویند،مثل آن کاسه‌های چینی مصرف‌نشده‌ای که دختران دم‌بختی که تا به حال هیچ مردی آنها را نپسندیده‌اند باید به کمک چوب‌کبریت و آب زعفران دور تا دور آن جملاتی بنویسند تا هر چه زودتر آن سوار سفیدپوش از راه برسد.

گاهی نیز باید وردهایی خوانده و به سمت دختر و پسر دمیده شود تا تیر خواسته به هدف اجابت، اصابت کند یا بعضی وقت‌ها گیاهانی خشک با هم مخلوط و روی آتش سوزانده شود تا دود برخاسته از آن، گره از بخت جوان‌ها باز کند. بعضی از این گیاهان مثل جرقه‌اند و وقتی روی آتش می‌روند می‌ترکند و سر و صدا ایجاد می‌کنند و درست همان زمان است که معتقدان به جادو به گمان ترکیدن چشم حسودانی که بخت جوان‌ها را می‌بندند، ذوق زده می‌شوند.

اما هیچکدام از این کارها فایده‌ای به حال بخت جوان‌های دم‌بخت ندارد چون گره کار آنها در نوع تفکرشان نسبت به زندگی است نه در اشکالی که تصادفی در ته فنجان قهوه نقش می‌بندد و نه در اشک‌های چکیده یک شمع روی میز و نه در اشعار شعرایی که به گمانِ گیرنده فال، بعد از قرن‌ها وصف حال آنها را می‌گوید، اما با این حال بازار کسانی که با توسل به خرافات یا جادو، خبرهای امیدوارکننده به مردم می‌دهند هنوز بازاری داغ و پر سود است.

ادامه نوشته

آینده‌ای که با سرطان عجین می‌شود!

آینده‌ای که با سرطان عجین می‌شود!


 در 10 روز تهرانی ها همه جور هوایی را تجربه کردند؛ پاک، سالم، ناسالم، برفی، بارانی. فقط کم مانده بود سنگ از آسمان ببارد!

آلودگی هوا

دو ماه آلودگی هوا و نفس تنگی، امان همه را برید؛ هوای تهران و بسیاری شهرهای دیگر که بزرگ و صنعتی هستند، پر از ذرات معلق بود؛ زیر دو و نیم میکرون تا اینکه هفته گذشته آسمان مدد کرد و بارید، بارید و بارید. خیابان ها را شست و کوه ها را سفید کرد. برف و باران به خیلی از استان های ایران رسید. پس هوا اول سالم شد بعد پاک شد، تمیز تمیز. تا روز 11 بهمن 91، روزی که در تاریخ تهران و خیلی شهرها باید نوشت؛ هوا پاک شد.

این شرایط ادامه داشت دو روز دیگر هم تکرار شد. آنقدر هوا خوب شد که یکی از مسوولان پیشنهاد داد مردم بروند در فضای باز و نفس عمیق بکشند و روز بعد هم تکرار شد. آسمان آبی، کوه دماوند، پر از برف. این خاطرات را تهرانی ها حتما نوشته اند. خاطراتی از هوای پاک که پس از یک مصیبت به آنها رو کرد و تازه معلوم شد هوای تمیز چه نعمتی است.

اما همه چیز با یک پیش بینی سازمان هواشناسی خراب شد؛ هوا پایدار می ماند، پس آلودگی بر می گردد. احتمالا پیش بینی پایداری هوا و آمدن آلودگی، تنها بخشی از پیش بینی سازمان هواشناسی است که مردم از اعماق وجودشان دوست دارند اشتباه باشد، اما متاسفانه در دو سه ماه گذشته آنقدر که پیش بینی آلودگی هوا درست از آب درآمده، پیش بینی برف و باران صحیح نبوده است. نمونه اش را در دیماه دیدیم که سازمان هواشناسی به اشتباه بودن پیش بینی اش اعتراف کرد.

این بار اما پیش بینی آلودگی، با یک روز تاخیر به حقیقت پیوست. آنقدر این تاخیر عجیب بود که استانداری اعلام کرد چون هوا خوب است، نیازی به تشکیل کمیته اضطرار هم نیست و شرایط ویژه ای هم حاکم نمی شود. همه هم امیدوار به اشتباه بودن پیش بینی سازمان هواشناسی.

ادامه نوشته

خوش تیپ‌هایی در شغل گدایی

هم اینك با افتخار اعلام می‌كنیم درخصوص تكدیگری و نوآوری‌های این شغل شریف و پر درآمد از دروازه‌های تمدن جهانی گذشتیم!

متکدی-گدا

نمی‌دانیم شما هم مثل ما از فرط بیكاری به این مساله مهم دقت كرده‌اید كه شكل و شیوه گدایی در میهن عزیزمان دستخوش تغییرات بسیاری گشته و دیگر مثل قدیم‌ها نمی‌توان براحتی یك گدای محترم را از چند فرسخی تشخیص داد!

یك روز طرف‌های ظهر از عمارت استیجاری‌مان زدیم بیرون، همان دم در با دیدن آقایی محترم كه با لبخندی زیبا به سمت ما می‌آمد خشكمان زد . آقایی با كت و شلواری آراسته و چهره‌ای متین كه وقتی به ما رسید به آرامی گفت: «سلام پسرم» آنقدر مظلومانه گفت: «پسرم» كم مانده بود همان جا بغلش كنیم و پدر پدر گویان یك دل سیر گریه كنیم. در همین فكر بودیم كه بغلش كنیم یا نه كه آن آقا جفت پا پرید وسط احساساتمان و فرمود: «پسرم! داری 20 هزار تومان به من بدهی؟» خشكمان زد، زل زدیم به عینك دودی مباركشان و گفتیم: «نه والا! پدرجان، آخر برجه، 20 هزار كه هیچ، 2000 تومن هم نداریم!» ـ واقعا هم نداشتیم ـ‌ آقاهه همانجور كه محترمانه آمده بود محترمانه خداحافظی كرد و رفت.

بعد از آن سوار اتوبوس شدیم ـ ما هر موقع هوس ماساژ و مشت و مال مجانی می‌كنیم سوار اتوبوس می‌شویم ـ هنوز از بهت دیدار با آن آقای محترم خارج نشده بودیم كه دیدیم یك آقایی حدود سی ساله روبه‌روی ما ایستاده و در حالی كه تمام عضلات صورت و بدنش را در امتداد چهار جهت اصلی كش می‌داد با صدایی لرزان می‌گفت: «تمام تنم پلاتینه!» برای بار دوم در یك‌روز خشكمان زد و بی‌خود و بی‌جهت زبانمان بند آمد.

به ذهنمان رسید كه پیشنهاد بدهیم بانك مركزی حداقل به هر كدام از این متكدیان محترم یك دستگاه كارتخوان سیار بدهد! چون ممكن است زبانمان لال كسی قصد كمك داشته باشد و... خب آدمیزاد كه همیشه وسط اتوبوس پول همراهش نیست! هست؟ ضمناً به ما چه كه چند ایستگاه بعد وقتی این آقا با ما از اتوبوس پیاده شد، چند دقیقه بعد داخل پیاده رو عینهو... می‌دوید.

ادامه نوشته

کدام کشورها به ازدواج علاقمندترند؟

سن ازدواج در ایران سال به سال رو به افزایش است. روندی که تنها مختص به ایران نیست .

اردواج هندی

بررسی سن ازدواج جوانان ایرانی در چند دهه اخیر، روندی صعودی را نشان می‌دهد در حالی که سن ازدواج در سال 1354 حدود 25 سالگی بود، پس از چند دهه افزایش (بجز سال 1365)‌ در سال‌های اخیر برای پسران به 28 و دختران به 24 رسیده است. البته آمارهای متفاوتی در این باره ارائه می‌شود و طبق اعلام مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، سن ازدواج برای پسران 29 و دختران 28 است. این در حالی است که محمد مدد، رییس مرکز آمار ایران در خصوص جمعیت زن و مرد گفت:مطابق نتایج سرشماری سال گذشته، سن ازدواج در مردها ‌6 دهم سال و در زنان ‌8 دهم سال نسبت به سال ‌75 افزایش یافته است .

وی ادامه داد: بر اساس سرشماری سال قبل، تقاضا برای ازدواج نسبت به گذشته کمتر نشده‌است و در حالی که در سال ‌75، ‌59 درصد بانوان ازدواج کرده‌اند، در سال ‌85 این میزان به ‌64 درصد رسید. در مردها نیز با رشد ‌4 درصدی ازدواج مواجه بودیم . به هر صورت در گوشه و کنار شهر صدای فریادهای خاموش جوانان را از گرانی میوه، نان، سایر اقلام خوراکی، پوشاک، اجاره بها و ... شنید. قطعاً این میزان افزایش تورم و گران شدن بی ضابطه و بی قانون مسکن و هر آنچه که با زندگی مردم در ارتباط است، تاثیرات و پیامدهای جدی بر زندگی اجتماعی و خانوادگی جوانان و بالطبع متزلزل شدن بنیان خانواده خواهد گذاشت.

با بررسی قیمت های اجاره بها در مناطق مختلف تهران و مقایسه کردن آن با میزان حقوق یک زوج جوان کارمند، می توان براحتی ادعا کرد که قطعاً جوانان برای تهیه مسکن در ابتدای ازدواج و حتی سالهای پس از آن با مشکلات عدیده ای مواجه می شوند. این در حالی است که افزایش تورم و گرانی مسکن هیچ تناسبی با افزایش حقوق ندارد و به طور متوسط میزان درآمد و حقوق یک زوج جوان کارمند در طول یکماه بیشتر از یک میلیون و 200 هزار تومان فراتر نمی رود.

با بررسی قیمت های اجاره بها در مناطق مختلف تهران و مقایسه کردن آن با میزان حقوق یک زوج جوان کارمند، می توان براحتی ادعا کرد که قطعاً جوانان برای تهیه مسکن در ابتدای ازدواج و حتی سالهای پس از آن با مشکلات عدیده ای مواجه می شوند

اعداد و ارقام در مورد سن ازدواج هر چه که باشد، از بالا بودن سن تاهل خبر می‌دهد . اما آیا این روند تنها مختص به ایران است؟ طی سال های 1970 تا 2010 میانگین سن ازدواج همه کشورهای منتخب آسیا و اقیانوسیه افزایش یافته است.

ادامه نوشته

لطفا لایی نکشید

رانندگی كردن یعنی این. این كسانی كه مثل لاك‌پشت پشت‌سر هم توی خیابون‌ها حركت می‌كنن كه در اصل رانندگی كردن بلند نیستن. رانندگی یعنی این كه بتونی تو خیابون و اتوبان از بین ماشین‌ها رد بشی بدون این كه تصادف كنی و دلت بلرزه.»

اتوبان،خودرو،لایی

شاید این جملات و مواردی از این دست را زیاد شنیده باشید، بخصوص از زبان جوانانی كه فكر می‌كنند فقط خودشان راننده هستند و تمام كسانی را كه با رعایت قوانین رانندگی می‌كنند، ترسو می‌دانند.

خیلی‌ها فكر می‌كنند رانندگی‌شان حرف ندارد. برای همین اگر كوچك‌ترین ایرادی از آنها بگیرید یا حتی پیشنهادی به آنها بدهید، حتما ناراحت می‌شوند و اخم‌هایشان در هم فرومی‌رود.

البته شاید بعضی‌ها واقعا رانندگانی حرفه‌ای باشند كه كمتر كسی بتواند با آنها رقابت كند، اما این راننده‌های باتجربه اغلب می‌دانند رانندگی یعنی جاده و همراهی با سایر اتومبیل‌ها.

این گروه از رانندگان معمولا آنقدر تبحر و مهارت دارند كه با لجبازی و یكدندگی خودشان را به خطر نیندازند، اما بعضی جوان‌ها به محض این كه یك سال از گرفتن گواهینامه رانندگی‌شان می‌گذرد (البته خیلی‌‌ها حتی منتظر این یك سال هم نمی‌شوند) فكر می‌كنند حالا دیگر استاد شده‌اند و می‌توانند در تمام جاده‌ها رانندگی كنند. غافل از این كه آنها هنوز جاده را نشناخته‌اند و رانندگی را آن طور كه باید و شاید مزه‌مزه نكرده‌اند.

همه ما وقتی در خیابان‌های شهر تردد می‌كنیم، چنین افرادی را می‌بینیم؛ كسانی كه هنگام رانندگی، انواع و اقسام رفتارها و حركات پرخطر را اجرا می‌كنند و توجهی به خطرات و دردسرهای آن ندارند؛ خطراتی كه هم خود راننده را تهدید می‌كند و هم سایر شهروندان را.

دكتر حسین ابراهیمی مقدم، روان‌شناس، با اشاره به این كه عوامل مختلفی موجب بروز چنین رفتارهایی می‌شود، می‌گوید: اشخاص مختلفی به علل متفاوت، هنگام رانندگی در كوچه و خیابان رفتارهایی پرخطر و همراه با ریسك از خودشان نشان می‌دهند. گروهی از افراد تمایل دارند اعمالی را انجام دهند كه همراه با هیجان زیاد است، پس این افراد (هیجان‌خواه بالا) یكی از گروه‌هایی هستند كه ممكن است با سرعت بسیار زیاد و همراه با حركات خطرناك رانندگی كنند.

ادامه نوشته

از جراحی زیبایی لاله گوش تا کشیدن پلک!

هم اکنون ایران از جمله کشورهایی است که بیشترین عمل جراحی پلاستیک درآن انجام می شود از این رو نمی توان به جراحی بینی در کشور به عنوان یک مسئله پزشکی نگاه کرد چرا که این جراحی با بقیه جراحی ها فرق کرده و به یک مسئله اجتماعی تبدیل شده است.

بررسی پدیده جراحی های مرسوم زیبایی نیاز به محاسبه عوامل مختلف دارد. بر عکس آنچه ممکن است در ابتدا به نظر آید یک پدیده این چنینی تنها از یک علت برنیامده و علت های پنهان و آشکار گوناگون فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و غیره بر آن موثر است.

عمل جراحی زیبایی صورت

آماری که از سوی انجمن جراحان فک و صورت ارائه شده، نشان می دهد که سالانه 200 میلیارد تومان هزینه جراحی بینی می شود. به طوری که در سه سال گذشته در ایران حداقل 240 هزار بار جراحی زیبایی انجام شده است که از این تعداد 170 هزار جراحی زیبایی بینی انجام شده است.

از تقسیم 200 میلیارد تومان هزینه سالانه هر عمل زیبایی بینی به متوسط تعداد افرادی که هر ساله این عمل را انجام می دهند (85 هزار نفر در سال) مبلغ تقریبی 2.353.000 تومان هزینه هر عمل جراحی می شود.

اعمال جراحی بینی در ایران بیشتر جنبه زیبایی دارد، یعنی فرد بدلیل آنکه بینی خود را زیبا ندانسته اقدام به جراحی زیبایی می کند. به نظر می رسد مشکلاتی از قبیل پایین بودن اعتماد به نفس، مصرف زدگی، مدگرایی، چشم و هم چشمی و عدم توانایی گروه های مرجع در ایجاد هویت های مذهبی و ملی از اصلی ترین دلایل بروز و رواج این پدیده باشد.

افزایش مدگرایی در سطح جامعه

درصد بالایی از تقاضای جراحی زیبایی در ایران از سوی دختران است؛ به طوری که 95 درصد از متقاضیان را زنان و دختران 14 تا 45 سال برای جراحی بینی و اندام و 5 درصد را مردان برای انجام جراحی بینی و کاشت مو تشکیل می دهند. در دنیای کنونی روندی درحال وقوع است که هیچ کشوری از آن مصون نیست؛ روند کالایی شدن و جز به جز شدن زیبایی.

مدگرایی غربی در غیاب مدهای اسلامی

از سویی مدها و مدل ها درحال تغییر و غربی شدن است. دنیای غرب با ایجاد مصرف زدگی و مد زدگی توانسته است به بسیاری از اهداف خود در کشورهای در حال توسعه مانند ایران برسد. در آماری که در سال 2010 منتشر شد ایران رتبه اول را در جهان به خود اختصاص داده است.

ادامه نوشته

تولد شغل جدید در یک چشم به هم زدن؟


ناپدید‌شدن شغل‌ها، تدریجی و نامحسوس است همان‌طور كه پدیدار شدن‌شان؛ مثلا یك روز ناگهان حواستان جمع می‌شود كه خیلی وقت است پنبه‌زنی در خیابان ندیده‌اید.

مشاغل

كسی با جعبه‌ای چوبی دور گردنش فرفره نمی‌فروشد، آن چرخ فلك گردان‌های سرگردان هم دیگر نیستند كه با صدایشان بچه‌ها را از خانه‌هایشان بیرون بكشند، زمانی با خبر می‌شوید كه شغلی به نام دادزنی هم به وجود آمده كه كار شاغلانش فقط فریاد زدن در خیابان برای تبلیغ كتاب است، برخی كارشان راه‌اندازی و نصب آكواریوم‌های بزرگ در خانه‌های مجلل یا مدیریت باغ‌وحش‌های خصوصی آنهاست و برخی زندگی‌شان را با تكه‌تكه‌كردن خودروهای كهنه می‌گذرانند.

پیش از ما هم داستان همین بوده است مثلا یك روز پدربزرگ من، صبح كه از خانه بیرون آمد تا برود و دو تا نان سنگك تنوری بگیرد و دندانش زق زق كرد، یادش افتاد دیگر خبری از آن دندان‌كش‌های انبر به دست كه پیشبندشان همیشه خونی و چرك بود نیست، یادش افتاد خیلی وقت است به حمام خانه‌اش می‌رود و دیگر كسی نیست كه توی حمام عمومی، وقتی او كرخت از ریختن آب‌گرم روی تنش، روی زمین دراز كشیده، مشت و مالش بدهد و انعام بگیرد و بعد از خودش پرسید چرا یادش نبوده كه مدت‌هاست صدای آب‌حوض خالی‌كن‌ها، چینی‌بند‌زن‌ها، دوغی‌ها و آب‌زرشكی‌ها را از كوچه نشنیده است و پاتیلی‌های آش و چلو را دور میدان‌های بزرگ ندیده است و وقتی رسید جلوی نانوایی از خودش پرسید از كی این راسته، پر از فروشندگان رایانه شده است و بعد نانش را در روزنامه‌ای پیچید كه روی آن خبرنگاری با مردی حرف زده بود كه شغلش مزه‌مزه‌كردن غذا برای كارخانه‌های تولید مواد غذایی بود.

ادامه نوشته

تا جامعه ای ایده آل چند فرسنگ مانده؟


 اعتیاد و ورود مخدرهای جدید صنعتی كشنده، قتل، سرقت، تجاوز، رشد جرایم اینترنتی، تهاجم فرهنگی، ، کم‌رنگ شدن ارزش‌های اخلاقی، رشد طلاق و فروپاشی خانواده، فقر و بیکاری، حاشیه‌نشینی، بی‌خانمانی و ده‌ها نمونه دیگر، سرفصلی از بیماری‌های اجتماعی هستند كه امروز جوامع بشری را مبتلا كرده‌اند.

كدام جامعه بر روی كره هستی است كه مسوولان آن ادعا كنند مدینه فاضله‌ای ساخته‌اند كه عاری از هر یک از آسیب های فوق است.

بیکاری

اما جوامع حال حاضر اگر در داشتن تمام یا برخی از این آسیب‌ها وجه اشتراك دارند، در یك چیز متمایز می‌شوند و آن قدرت در كنترل و مهار آسیب‌ها بر اساس برنامه از پیش تعیین شده» است. قدرتی كه ایجاد نمی‌شود مگر در سایه باور واقعیت‌ها  و پرهیز از پنهان كردن کژی‌های جامعه.

قدرتی كه نه با اعتبار مالی بیشتر و نه با تعدد و كثرت طرح‌های عنوان دار نمایان می‌شود.

قدرتی كه واقعیت‌های موجود را با عموم جامعه بازگو می‌كند و شراكت عملی همه را در تأمین امنیت و حل مشكلات، اصلی انكارناپذیر می‌داند.

قدرتی كه به پشتوانه نظارت آن هیچ دستگاه و مسوول اجرایی جرأت شانه خالی كردن از وظایف خود را ندارد؛ چرا که می‌داند تحت نظارت است و باید پاسخگو باشد.

قدرتی كه در سایه آن، قانون حرف اول و آخر را می‌زند و چنان به تار و پود جامعه نفوذ می‌كند كه به عوامل واسط بی‌شمار برای اجرای قانون نیاز ندارد.

قدرتی كه با هدایت و راهبری رسانه‌ها جریان اطلاع‌رسانی را به سمت سیاستی فرا می‌خواند كه به جای آموزش‌های جرم افزا، خود را در برابر سلامت اجتماعی جامعه مسوول می‌داند.

قدرتی كه از سرمایه و ظرفیت دینی خود چنان بهره می‌برد كه به پشتوانه آن سرمایه‌های مادی‌اش بر باد نمی‌رود.

قدرتی كه علمی می‌اندیشد، علمی تصمیم می‌گیرد، علمی اجرا می‌كند و علمی آینده‌نگری؛ و مانع از شكل‌گیری به هم ریختگی‌های اجتماعی نشأت گرفته از قانون شكنی‌ها و موازی كاری‌ها و بلاتكلیفی‌ها می‌شود.

وضعیت اجتماعی جامعه در حال توسعه هم  نیازمند چنین قدرتی برای بازیابی سلامت كامل بر مبنای نظام واحد پیشگیرانه و كنترلی است .

ادامه نوشته

حساسیت‌های جنسی در سایه حجاب؟


مقوله بی حجابی امروز به یك معضل كاملاً مشهود در جامعه درآمده است معضلی كه فقط برای افراد بی‌حجاب مشكل ایجاد نمی كند؛ در واقع آسیب‌هایی كه از بی‌حجابی ناشی می‌شود، تمام اعضای جامعه در بر می‌گیرد.حجاب و عفاف که یک دستور دینی است از مسائل مهم و کلیدی جامعه ماست و با بسیاری از مسائل پیوند خورده و دارای ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شده است.
این مسأله ازآن جهت که خطابش با زنان است، به نیمی از جمعیت جامعه مربوط است و از آن جهت که در تنظیم روابط زن و مرد نقش دارد، به همه افراد جامعه مربوط می شود. اگر حجاب در جامعه رعایت شود و روابط جنسی به محیط خانواده محدود گردد، جوانان نیز تمایل بیشتری به ازدواج پیدا می کنند و خانواده های تشکیل شده نیز ثبات بیشتری خواهند گرفت و در نتیجه منفعت بیشتری عاید زنان خواهد شد، زیرا از محبّت و حمایت مالی مردان برخوردار خواهند بود.

مراحل قبل از شروع رابطه جنسی

ولی اگر روابط جنسی در غیر محیط خانواده میسّر گردد، جوانان مشکلات ازدواج را نخواهند پذیرفت و خانواده های تشکیل یافته هم متزلزل می شود

بی تردید تأکید بر مسئله ی حجاب و رعایت پوشش اسلامی، نه تنها حساسیت‌ها را نسبت به مسائل جنسی افزایش نمی‌دهد، بلکه کمک و راه نمایی می کند که نیازهای جنسی و عاطفی در محیط خانواده که زن و شوهر، عهده دار آن هستند تأمین شود.

به گزارش شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) به نقل از ماهنامه پیام زن، بحث حجاب و رعایت پوشش الهی، مورد هجمه ی زیادی واقع شده است. از آن جایی که معمولاً همه ی شبهه های مسئله ی حجاب، هماهنگی مفهومی وخاستگاه مشترکی دارند، لذا عیار بازشناسی معارف حق از باطل ضرورت دارد. در این بخش به طرح کلی این شبهات و تردیدها پرداخته، سعی می کنیم پاسخ های مناسبی ارائه دهیم.

ادامه نوشته

مبارزه با سگ بازی وظیفه کیست؟


«سگ‌بازی» و «سگ‌گردانی» در بوستان‌های پایتخت كم‌كم برای همه عادی می‌شود! اگر پیش از این، سگ‌بازی مخصوص بالای شهر بود، امروزه بوستان‌های پایتخت ـ هرجا كه باشد ـ شاهد سگ‌بازهاست، با این تفاوت كه شدت آن در بالای شهر بسیار بیشتر است.

سگ بازی

سگ بازی و سگ گردانی طی سالهای اخیر به یكی از معضلات پایتخت نشینان تبدیل شده است بطوریكه علاوه بر ایجاد مزاحمت برای برخی شهروندان رواج دهنده فرهنگ مبتذل غرب است. پلیس نیز اعلام كرده با این پدیده برخورد می‌كند اما شهروندان تاكنون برخورد قاطع و جدی از ماموران را در این زمینه ندیده اند.

در حالی بر اساس مصوبه مجلس سگ بازی ممنوع شده است كه برخی از پایتخت نشینان نگهداری سگ را باعث تفاخر خود می دانند. این افراد با سگ هایی كه برخی از آنها قیمتی میلیونی دارند در شهر می چرخند و از نگاه شهروندان به خود و سگشان احساس غرور و تفاخر می كنند. از سوی دیگر اهمال پلیس با این موضوع باعث شده سگ بازان در خیابان های پایتخت جولان دهند. كافی است سری به خیابان های شمال تهران بزنید و با انواع مختلف سگ در این محله ها روبرو شوید كه صاحبانشان آنها را برای گردش به خیابان آورده اند. بوستان‌ها بعد از ساعت 9 و 10 شب در برخی مناطق در تسخیر سگ‌بازها هستند. اگر در این ساعت‌ها به یكی از این بوستان‌ها پا بگذارید، افرادی را در سنین مختلف می‌بینید كه قلاده سگی را در دست گرفته و حیوان را به گردش آورده‌اند و این تقید همیشگی برای گردش شبانه گاهی رشك‌برانگیز است! شاید برخی سگ‌بازان متاهل كه دارای فرزند هم هستند، به میزان تعصبی كه به گردش رفتن با حیوان دارند، مقید به تفریح با فرزندان نباشند (بگذریم از آنها كه حیوان را جایگزین فرزند كرده‌اند!)

تا چند سال قبل زنان بیشتر به نگهداری سگ علاقمند بودند اما حالا پسران جوان نیز به طرفداران سگ های خانگی پیوسته اند و با قرار دادن سگ ها روی صندلی جلوی خودروهای گرانقیمت خود خیابان های شمال تهران را بالا و پائین می كنند.

بدیهی است این مجال، محل بحث درباره دلایل و عوارض گسترش سگ‌بازی در جامعه اسلامی نیست. بدیهی است هیچ‌یك از دست‌اندركاران حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی بر این پدیده مذموم صحه نمی‌گذارند.

ادامه نوشته

نگاهی به آلبوم قتل‌ در «مزاحمت‌های خیابانی»


«مزاحمت خیابانی» امروزه به عنوان پدیده اخلاقی زننده، به چنان مرحله‌ای در جامعه رسیده كه مسوولان انتظامی بارها و بارها برخورد با عاملان مزاحمت برای نوامیس مردم را در دستور كار طرح امنیت اخلاقی قرار داده‌اند و باید منتظر ماند و دید در جدیدترین برخوردها به دلیل ارتكاب چنین جرم چندش‌آوری! چه تعداد دستگیر و چندهزار خودرو توقیف خواهند شد؟

زنان-مزاحمت

پدیده‌ای به نام «مزاحمت برای نوامیس» از انواع مختلف آن همچون متلك‌پرانی، تنه‌زدن، زل زدن و چشم‌چرانی، بوق زدن و متوقف كردن خودرو در مقابل پای فرد و طرح تقاضای نامشروع، چراغ زدن، مزاحمت تلفنی، تمسخر، ترساندن ، ایستادن بر سر معابر و محلهای رفت و آمد عموم و اجتماع كردن مقابل درب مدارس، بد نشستن با هدف سوء در وسایل نقلیه عمومی مثل تاكسی و ... از جمله آسیب‌هایی است كه ابتدائا به شدت نیاز به ساز و كار پیشگیرانه از نوع فرهنگی و در ادامه، برخورد مقابله‌ای از نوع پلیسی و قضایی دارد.

ادامه نوشته

قهوه تلخ و توسعه شیرین

کشور در حال توسعه یا کشوری در هاله توسعه!؟

توسعه یافتگی

مطمئنم شما خواننده گرامی که چشمانتان را به واژه‌های من قرض دادید که بتوانم از زاویه‌ای متفاوت به بحث توسعه در کشور بپردازم؛ از همان ایرانیانی باشید که هر کجای دنیا که هستند، قلبشان برای این مرز پرگوهر می‌تپد و شک ندارد ایران لیاقتش را دارد که کشوری توسعه یافته باشد. از تعارفات که بگذریم، اضطراب به بهانه‌ی توسعه، افکار حقیر را به یک فنجان قهوه تلخ میهمان می‌کند. حتمآ تجربه نوشیدن یک فنجان قهوه تلخ را داشته‌اید، لذت این نوشیدنی برخی از مواقع به خاطر تلخی‌اش عده‌ای را می‌آزارد و این آزردگی با حل کردن یک قاشق شکر در فنجان قهوه تلخ برطرف خواهد شد.

حال بیندیشیم که لذت بخشی و آزردگی توسعه‌یافتگی در تعریف کشور ما که به عنوان «کشوری در حال توسعه» شناخته شده است چگونه مزمزه می‌شود. گاهی از این موضوع غافل می‌شویم که همه‌ی افراد جامعه ما در توسعه‌یافتگی می‌بایست سهیم باشند، در حالی که به باور این قلم، توده‌های مختلفی از مردم یا به دلیل غفلت مسئولین و یا به جهت کم توجهی برنامه ریزان - و شاید حتی به دلیل ضعف خود آن توده از مردم که اشاره شد- در ایفای نقششان درجهت توسعه‌یافتگی کشور، ضعیف عمل کرده که این موضوع را می‌تواند از تلخی‌هایی به شمار آورد که در توسعه‌یافتگی مزه می‌شود.

 برای مثال، جامعه معلولین کشور را فرض بفرمایید که به مانند همه‌ی انسان‌های دیگر جامعه خود بالاخره از استعدادی خاص برخوردار بوده و در بین ایشان نیز انسان‌های باهوشی پا به عرصه گیتی می‌گذارند، که متأسفانه گاه از امکانات معمولی نیز حتی محروم می‌باشند، حال با این اوصاف چگونه می‌توان باری از توسعه‌یافتگی کشور را به دوش این عزیزان قرار داد؟ لذت بخشی توسعه‌یافتگی نیز طبیعتاً برای هر انسانی قابل فهم خواهد بود که در این مقاله نیازی به تشریحش نمی‌باشد.

خیلی از ما انسان‌ها، خیلی از ما ایرانی‌ها در خیلی از مواقع فقط در حد به زبان آوردن، چیزی را طلب می‌کنیم بدون آنکه ملزومات این طلب را بدانیم. همه و همه از توسعه‌یافتگی سخن به زبان می‌رانیم و به رسانه بحث می کشانیم؛ در حالی که جهشی درخور ملت شریف ایران به سمت توسعه‌یافتگی شاید حاصل نیاید. به بیان دیگر توسعه‌یافتگی، طلبی است که انگاری همه مشتاق آن هستند، و نه چیزی بیشتر!

ادامه نوشته

دومینوی خشم در مردمان این سرزمین

گاه دیده شده که افراد برای اینکه زودتر به مقصود خود برسند با مشاهده کوچکترین بی عدالتی بلافاصله عکس العمل نشان می‌دهند و با فردی که ناعادلانه عمل کرده برخوردهای زشت و زننده می‌کنند.

خشم

خیلی اوقات با افرادی مواجه شده‌ایم که نمی‌توانند خشم خود را کنترل کنند و در برابر کوچکترین رفتارها هم عکس العمل پرخاش جویانه از خود نشان می‌دهند. البته چنین رفتارهایی بدون دلیل نیست و قطعا فرد یا عاملی سبب چنین رفتاری شده است. اما آستانه تحمل افراد نیز با یکدیگر متفاوت است. برخی با توجه به شرایط جسمی و روحی خود و یا مطابق با تربیت و رشد خانوادگی و اجتماعی، بسیار صبور و حلیم هستند و در مواجهه با رفتارها و عواملی که برخلاف میل آنان است با سعه صدر برخورد می‌کنند. اما در مقابل، برخی از افراد نیز هستند که در برابر کوچکترین ناملایمات و یا انجام عملی خلاف میلشان عصبانی می‌شوند و نمی‌توانند خشم خود را کنترل کنند. این رفتارها و اعمال خلاف آداب و رفتارهای اجتماعی است. رفتارهایی مانند عصبانیت، پرخاشگری، توهین و تحقیر دیگران و .... اگر کمی به رفتار پیش آمده دقت و توجه کنیم می‌بینیم که شاید اگر دو نفری که با هم مشکل پیدا کرده‌اند بر سر یک موضوع و با یک یا چند کلمه بی ارزش دچار مشاجره شده اند. اینجاست که فرد مقابل نیز تحمل حرف زده شده را ندارد و با تندی و خشم بیشتر تصمیم به پاسخگویی می‌کند و گاهی هم منجر به زد وخورد فیزیکی و بدنی می‌شود.

خشم و عصبانیت در دراز مدت موجب ایجاد بیماری‌های قلبی، اعصاب و روان، فشار خون و یا کاهش سیستم ایمنی بدن می‌شود. همچنین عصبانیت بر روح آدمی نیز تاثیرات بسیار منفی دارد و موجب ایجاد اختلالات روحی و روانی، استرس، افسردگی، کاهش تمرکز و عدم لذت بردن از زندگی می‌شود.

ادامه نوشته

مشكلات اقتصادی؛زمینه‌ای برای وقوع جرم

امروز ضروری ترین نیاز یک جامعه امنیت اجتماعی است و چه زیبا فرمود مولا علی(ع) که دو نعمت تا وقتی وجود دارند قدرشان شناخته نمی شود اما وقتی از دست رفتند ارزش و جایگاه واقعی آنها پدیدار می شود. این دو نعمت امنیت و سلامت هستنداما اگر می خواهیم امنیت پایدار در جامعه داشته باشیم باید به بعد اقتصادی توجه ویژه داشته باشیم.

تمایل به دیدن تحولات جاری در چارچوب نظریه «توهم توطئه» طی سالهای اخیر فصل مشترک تمام کنشها و اظهارات جنجالی دولتمردان بوده است، روندی که با نزدیک شدن به پایان عمر دولت و آشکار شدن تبعات سوء سیاستهای اجرایی و اقتصادی آن، پر رنگ تر نیز می شود.

جرم-کلاهبرداری

ذهنیتی که جهان پیرامون را در حال توطئه علیه خود می پندارد اساساً بر خط مشی تقابل و بحران آفرینی استوار است. در این بینش همه پدیده ها امنیتی جلوه می کنند و انسانها به دو دسته تقسیم می شوند: آنها که با ما هستند و آنها که بر علیه ما فعالیت می کنند.

چنین تفکری شاید نتایج منفی ای برای شهروندان داشته باشد اما برای متولیان اجرایی کشور بسیار سودمند است چرا که با توسل بدان خود را از تبعات منفی سیاستها و برنامه های خود تبرئه نموده و همزمان نتایج ناکارآمدی برنامه های خود را متوجه رقبا و منتقدین (دشمنان) می کنند.

آخرین مورد از این رویکرد تقابلی دولتمردان طی هفته اخیر حول مسئله افزایش بزه کاری و ناهنجاریهای اجتماعی موجود در کشور و ارتباط این ناهنجاریها با فقر و تورم اقتصادی شکل گرفته است.

خشونت و جرم دلایل مختلفی دارد كه یكی از آنها مسائل اقتصادی است. تقریبا در تمام دنیا تورم، فقر و بیكاری به عنوان موارد مهم دخیل در بروز جرایم و خشونت ها و بزه ها برشمرده می شود.

كشور ما نیز از این امر مستثنا نیست و باتوجه به این كه در سال های گذشته با وجود تورم و افزایش قیمت ها، درآمد افراد افزایش چندانی نیافته است، زمینه های زیادی برای وقوع جرایم ناشی از مسائل اقتصادی وجود دارد.

 در سال 90همزمان با افزایش میزان تورم، سازمان پزشكی قانونی از ارجاع 567 هزار و 315پرونده نزاع به این سازمان گزارش داد و مسلم است كه مسائل اقتصادی نقش زیادی در این میزان نزاع و خشونت داشته است.

كارشناسان معتقدند تقسیم ناموزون و ناعادلانه فرصت ها موجب شده عده ای راه های مجرمانه و غیرقانونی را برای دستیابی به ثروت و پیشرفت برگزینند. بسیاری از مجرمان پس از دستگیری مدعی می شوند برای انتقام از طبقه مرفه جامعه تصمیم به سرقت گرفته و حق از دست رفته خود را از آنها می گرفتند.

نوسان قیمت ها و دستمزد ها و بازار و پول تاثیر فراوانی در ارتكاب جرایم مالی دارد، به طوری كه اگر اوضاع اقتصادی بهبود یابد، جرایمی چون دزدی و قتل با انگیزه مالی كاهش می یابد و بالعكس اوضاع نامساعد اقتصادی موجب ازدیاد این گونه جرایم می شود.

ادامه نوشته

جوانی مصنوعی با سم بوتاكس

امروزه استفاده از داروها و اعمال جراحی زیبایی روز به روز در حال گسترش است، به گونه‌ای که طبق آمارها در کشورمان ایران سالانه بیش از 100 هزار عمل زیبایی بینی انجام می‌شود. یکی از داروهای زیبایی که استفاده از آن در کشور در حال افزایش است تزریق بوتاکس می باشد. بوتاکس سمی است که به جوان سازی و زیبایی پوست کمک می‌کند.

اما به تازگی با ورود بوتاکس های چینی به نوعی استفاده از این روش با ابهاماتی برای بیماران همراه گشته است.

افراد برای جوانتر شدن خیلی کارها می کنند که از جمله آنها تزریق بوتاکس است که اخیرا در آرایشگاهها نیز به صورت غیر بهداشتی و غیر علمی انجام می شود.

تزریق بوتاکس در پوست صورت

گاهی زیبایی و تب جوان شدن آنقدر یقه ات را می چسبد که به هر دارویی بسنده می کنی تا دوباره جوانی را در آغوش بگیری حتی اگر این اتفاق با سم بوتاکس باشد، جوانی مصنوعی با سمی که معلوم نیست چند نفر را می خواهد قربانی کند.

بوتاکس طی چند سال اخیر گرایش و استفاده از روشهای متفاوت برای زیبایی و جوانی پوست را در بین ایرانیان رواج زیادی داده و کافی است سری به مطب دکترهای پوست و زیبایی و حتی متخصصان زنان و زایمان بزنید، آن وقت متوجه می شوید چند درصد از بیماران مراجعه کننده، می خواهند با تزریق بوتاکس جوانی و زیبایی را به پوست صورت خود بازگردانند.

مداخله آرایشگران در امور پزشکی!

انجمن جراحان پلاستیک و زیبایی کشورمان هم چندی پیش نسبت به خطرات تزریق بوتاکس که در آرایشگاه‌ها و سالن‌های زیبایی انجام می‌شود، هشدار داده و بزرگترین مشکلات آرایشگاه‌های زنانه‌ را دخالت مستقیم و غیرمستقیم آرایشگران در امور پزشکی اعلام کردند.

تجویز کرم‌ها و پمادهای مختلف، تزریق ژل برای پف صورت و سایر نقاط بدن، تزریق بوتاکس زیر چشم و پیشانی همگی از مواردی هستند که در حوزه تخصصی پزشکان حاذق پوست و مو یا جراحان پلاستیک است، در حالی‌که بسیاری از آرایشگرها خودسرانه به تجویز این مواد به مراجعان اقدام می‌کنند. وزارت بهداشت و ارگان‌های مربوطه باید هر چه سریع‌تر به تدوین قانون موارد تخلف آرایشگران اقدام و از کارهای غیرعلمی آنان جلوگیری کنند.

ادامه نوشته

ازدواج موقت زنگ خطر زوال خانواده

شنیده ها در ماه های اخیر حاکی از افزایش گرایش جوانان به سمت ازدواج موقت است. این درحالی است که ازدواج دائم به عنوان مناسب ترین راه برای ارضای نیازهای جنسی همواره از سوی کارشناسان و مسئولان به جوانان پیشنهاد می شود.
پرسشی که در این میان مطرح می شود این است که چرا با وجود شرعی بودن ازدواج موقت در عرف جامعه ما نکوهیده است و هیچ گاه نمی تواند آرامشی که ازدواج دائم به دنبال دارد را برای جوانان به ارمغان بیاورد، این روزها با اقبال برخی از جوانان روبرو شده است و ریشه های افزایش میل به این پدیده غیرعرفی چیست؟

ازدواج مجدد

 

وقتی اقتصاد تیشه به ریشه بنیان خانواده می زند

یکی از دلایل افزایش تمایل پسران و مردان جوان به ازدواج موقت را می توان مشکلات اقتصادی دانست مشکلاتی که امکان ازدواج دایم و تشکیل خانواده را از جوانان می گیرد. در این دوره و زمانی که هزینه های تهیه خانه و مراسم ساده ازدواج سر به فلک می کشد، پسران جوان پس از تحصیل و خدمت چند سال باید کار کنند تا بتوانند از پس خرج و مخارج تشکیل زندگی بر بیایند؟ در این میان پسر جوان سال های جوانی را یکی پس از دیگری می گذراند بی آنکه بتواند شریکی دائم برای زندگی اش انتخاب کند و با توجه به اینکه سالها از سن بلوغ جنسی اش گذشته برای ارضای نیازهایش به ازدواج موقتی پناه می برد که نه تنها درمان دردهایش نیست، بلکه مشکلاتش را چند برابر می کند.

ادامه نوشته

دل سوزاندن‌هایی که مد شده


الهکم التکاثر؛ وای بر فخر فروشان؛ این عبرت نص صریح آیه قرآن است که این روزها درهیاهوی روابط ناسالم اجتماعی ما شنیده نمی‌شود. روابط اجتماعی که اغلب منتقل کننده و بیانگر نگاه منفی از بالا به پایین بین طبقات است.

روابط اجتماعی که هیچ رابطه مثبتی از دل آن بیرون نمی‌آید و آثار روانی مخربی نیز برجای می‌گذارد. دل سوزاندن‌هایی که خیلی‌ها را گربانگیر خود کرده است، فخر فروختن‌هایی که شاید با زبان و شاید هم با رفتار اجتماعی صورت گیرد.

فخر فروشی-پز دادن

فخرفروشی، فارغ از نژاد و طبقه

قدیم‌ها یادش به خیر، پز دادن و فخر فروختن تنها برای مسائل و دارایی‌های نادر اتفاق می‌افتاد، آن هنگامی که دل سوزاندن‌ها، تفاخرها و پز دادن‌ها از طبقه بالای جامعه به شهرنشینان پایین طبقه ابلاغ می‌شد. اما امروز، امروز اوضاع متفاوت شده. البته تفاخرهای بالا به پایین همچنان به کار خود ادامه می‌دهند اما گروه‌ها و خرده فرهنگ‌های فخر فروش به قوم جاهل قدیمی اضافه شدند. طبقه متوسط جامعه نیز این روزها کم فخرفروشی نمی‌کند!!!

فرهنگ مصرف گرایی محض دیگر طبقه و نژاد و محل سکونت نمی‌شناسد، این روزها هر کس احتمالاً چیزی دارد که با آن فخر فروشی کند.

تفاخر حتی در علم هم جایز است

کار ما به جایی رسیده است که حتی ساحت مقدس علم را به این خصیصه نادرست انسانی خود گره زده‌ایم و پای آلودگی‌های اخلاقی خود را به حوزه دانش هم باز کرده‌ایم. این روزها پز دادن اسامی رشته‌های دهان پر کن که چند دقیقه‌ای طول می‌کشد، نام کامل آن را انسان بیان کند؛ شده است مایه مباهات. قدیم‌ها اگر فخر فروشی علمی انجام می‌شد، در حد سطحی بود. به طوری که تنها دانشجو سر خود را بالا می‌گرفت و دانشگاه دولتی محل تحصیل خود را مایه مباهات خود می‌دانست. اما این روزها و به برکت مۆسسات علمی رشته‌های دهان پر کن از جمله مهندسی...، مدیریت...و...شده است مایه مباهات.

ادامه نوشته

یک تهدید رفتاری در جامعه


با توجه به آمار و ارقام موجود در اطلاعیه سازمان ثبت احوال درمورد افزایش 6 درصدی طلاق در شش ماهه اول سال و یک درصد کاهش ازدواج، این نگرانی به صورت یک تهدید رفتاری در جامعه به وجود می‌آید که طلاق و جدایی رو به افزایش رفته در حالی که ازدواج به عنوان پیوند عاطفی کاهش داشته است.

در کنار مشکلات اقتصادی نظیر گرانی، تورم و اشتغال که می‌توانند تنش‌های رفتاری و روانی را به وجود بیاورند، یک اصل کلی به عنوان ضایعه رفتاری خودنمایی می‌کند و آن این نکته است که کاهش آستانه تحمل به عنوان سطح ضعف تفاهم روابط، اصلی‌ترین عامل جدایی بوده و جوانان به خاطر تغییر سبک زندگی و فاصله گرفتن از ساده‌زیستی، از ازدواج ترسان و گریزان شده‌اند.

ازدواج و طلاق

وقتی هزینه یک ازدواج و ساماندهی عاطفی حداقل 30 میلیون تومان می‌شود، یک جوان که تازه توانسته کاری برای خود دست و پا کند چگونه می‌تواند چنین هزینه‌ای را پرداخت کند؟ تازه اگر خانواده‌اش بتواند از او حمایت کند باز هم پرداخت چنین هزینه‌هایی در ابتدای زندگی غیرمنطقی و غیرقابل تحمل ارزیابی می‌شود.

در بررسی علل طلاق در کنار مشکلات اقتصادی، کاهش آستانه تحمل و ضعف مهارت برقراری تفاهم اصلی‌ترین علل رفتاری جدایی بوده و می‌توان در بررسی‌های نظری به این واقعیت دست یافت که در سخنرانی مقام معظم رهبری در خراسان شمالی افزایش طلاق در بعضی از استان‌ها موجب نگرانی ایشان نیز بوده و در سوالات بیست گانه مطرح شده است.

در بعضی از استان‌ها ساده‌زیستی همراه با ازدواج‌های سنتی یعنی انتخاب همسر توسط والدین یا بزرگترها و همینطور وساطت آنها هنگام بروز مشکلات اصلیترین عامل پایین بودن آمار طلاق است. اجرای بسته‌های ازدواج اعم از موسسات همسرگزینی تا سایت‌های مربوطه هیچکدام نخواهند توانست این مرحله حساس و مهم زندگی جوانان را تسهیل کنند چرا که انتخاب درست، شناخت نقاط ضعف و قوت طرفین قبل از ازدواج و ارزیابی نقاط ضعف رفتاری می‌تواند از ازدواج نارس و غیرمفید جلوگیری کند.

بیشتر ازدواج‌های منجر به طلاق بر اساس معیارهای ظاهری و مادی بوده و همسنگ بودن زوجین از نگاه ظاهری، فرهنگی، اقتصادی، ارزش‌های دینی و خانوادگی مورد توجه قرار نگرفته است. اشتغال زن و مرد به طور مشترک یکی از دلایل کاهش وابستگی عاطفی بوده و مشکلات مالی یعنی «درآمد من، درآمد تو» در پایان هر ماه خودنمایی می‌کند.

یکی دیگر از مسائل این است که در هنگام وقوع مشکلات رفتاری، زن و شوهر جوان تلاش می‌کنند بر اساس تجارب ضعیف خود مشکلات را حل و فصل کنند که در بیشتر مواقع موفق به برداشتن موانع نمی‌شوند بلکه بر حجم مشکلات افزوده می‌شود.

ادامه نوشته

می‌نویسیم تعارف،می‌خوانیم دورویی


ما در خیلی از مواقع نمی‌دانیم تعارفی که به ما شده جدی است و یا فقط یک تعارف است؟!!!! و آیا کسی که تعارف کرده در نهایت رضایت بوده و یا قلبا راضی به انجام آن نیست.

تعارف-دورویی

ایرانی‌ها از دیرباز به مهمان نوازی و داشتن مهر و عطوفت زبانزد بوده‌اند و بسیاری از فرهنگ‌ها و آداب و رسوم ایرانی‌ها مایه افتخار و سربلندی و نشان دهنده یک تمدن غنی در گذشته‌های دور است. اما در  میان تمامی ویژگی‌های مثبت فرهنگی، تعارفات نابجا و خارج از حوزه اختیارات و اعمال افراد تبدیل به یک فرهنگ دست و پاگیر و مزاحم شده است. البته برخی با دیده مثبت به این قضیه نگاه می‌کنند و این تعارفات را نوعی اظهار لطف و محبت به مخاطب تلقی می‌کنند غافل از اینکه این نوع تعارفات می‌تواند گاه اثرات زیانباری بر فرد یا جامعه بگذارد. ما خود را با تعارف کردن به دردسر می‌اندازیم و گمان می‌کنیم این نوع تعارفات نوعی ابراز محبت و علاقه به طرف مقابل است.

یکی از آفات تعارف رنگ باختن صراحت و شفافیت در کلام است. زیرا ما در خیلی از مواقع نمی‌دانیم تعارفی که به ما شده جدی است و یا فقط یک تعارف است؟!!!! و آیا کسی که تعارف کرده در نهایت رضایت بوده و یا قلبا راضی به انجام آن نیست. متاسفانه گاهی اوقات ما ایرانی‌ها ترجیح می‌دهیم رابطه خود را با دیگران حفظ کنیم حتی اگر ضرر و زیانی در این روابط متوجه ما و یا فرد مقابلمان باشد.

تعارف دارای معانی مختلفی است اما آنچه که در این مقاله مورد نظر ماست آن دسته از تعارفاتی است که گوینده آن قصد عملی کردن آن را ندارد و به عبارتی دیگر قلب و زبانش در تعارف ذکر شده یکی نیست.

همه ما هر روز جملاتی از قبیل: خواهش می‌کنم، قابل شما را ندارد، بفرمایید، زحمتی نیست، مزاحم نیستم؟ ما مخلص شما هستیم، چاکریم، فدات بشم، قربان شما و... را می شنویم و یا خود بر زبان می‌آوریم بدون آنکه از این عبارات معانی اصلی آنها را قصد کرده باشیم و یا به عبارتی دل و زبانمان هنگام گفتن این عبارات یکی نیست. در فرهنگ ما اینگونه جا افتاده است که تعارفات را نوعی مردم داری به حساب می آوریم.

ادامه نوشته

راه حل اول خشونت؟


در وضعیت موجود خشونت نزدیک ترین راه حل برای رفع تنش هاست که انتخابش خیلی هنر و دقت نمی خواهد انتخاب راه خشونت پیامدهای سویی برای انتخاب کننده اش به همراه می آورد.


خشونت در خانواده

تصویر اول : احتمالا این صحنه را بارها دیده اید در یکی از همین صبح های شلوغ کاری در خیابان های پراز مسافر به سختی تاکسی پیدا می کنید تا بتوانید به محل کارتان برسید همین که سوار تاکسی شدید راننده تاکسی برای حرکت کردن ماشین جلویی دستش را روی بوق می گذارد و بوق های پی در پی راننده تمام ذهنتان را به هم می ریزد این تازه قسمتی از ماجراست مساله دیگر واکنش راننده ماشین جلویی است که حاضر به تکان خوردن نیست و راننده تاکسی با داد و فریاد باریکه ای برای ردشدن پیدا می کند و هنگام عبور از کنار همان راننده ناسزایی نثارش می کند.

تصویر دوم: سوار تاکسی شدن و دادن کرایه راه برای مسافر و راننده تاکسی به داستانی پرماجرا تبدیل شده است اگر مسافر 50 تومان کمتر کرایه پرداخت کند راننده با عصبانیت پیاده می شود و هزار حرف ناجور به او می زند. بعضی وقت ها مسافر نه به دلیل پرداخت پول بلکه به علت توهین و بی احترامی ای که به او شده واکنش هایی عصبی تر نشان می دهد صفحات حوادث روزنامه های کشور را که ورق می زنیم با شرح نزاع ها و درگیری های خیابانی مواجه می شویم که روز به روز بیشتر از قبل می شوند نزاع هایی که گاهی به جرح و حتی قتل منجر شده است.

اخیرا اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی در حاشیه مراسم صبحگاهی فرماندهی انتظامی کردستان به پرخاشگری و پایین آمدن آستانه تحمل مردم اشاره و تأکید داشت: "با توسعه و پیشرفت های مختلف در سطح جامعه و بروز مشکلات جدید از جمله ترافیک، آلودگی هوا، معضلات و مشکلات اقتصادی مردم و مسایلی از این دست تحمل و صبر مردم در مواقع مختلف پایین آمده و این شرایط روند روبه رشد پرخاشگری را به دنبال داشته است."

احمدی مقدم، پرخاشگری در جامعه را عامل اصلی وقوع نزاع های مختلف می داند و می افزاید: "متاسفانه وضعیت به گونه ای است که در نزاع های ساده هم شاهد جرح های متعددی هستیم."

ادامه نوشته

سقط‌های پنهانی و بی‌مسئولیتی دولت


بر اساس یافته‌های پژوهش‌های اخیر، سالانه 80 هزار سقط جنین غیر قانونی در کشور انجام می‌شود این در حالی است که آمار دیگری تعدد وقوع این رخداد را 120 هزار مورد در سال اعلام کرده است. در این میان اما هیچ یک از نهادهای مسئول گزارش دقیقی از آمار مرگ و میر مادران ناشی از سقط‌های ناایمن و غیربهداشتی اعلام نکرده‌اند و انگار نه انگار که سالیانه تعداد زیادی از زنانی که ناخواسته باردار شدند به دلیل غیرقانونی بودن سقط جنین در کشور، در کام مرگ فرو می‌روند.


از آخرین آمار رسمی سقط جنین 14 سال گذشته است!
سقط جنین

سونامی وقوع سقط جنین‌های غیرقانونی در حالی رخ می‌دهد که تنها آمار رسمی وزارت بهداشت در این زمینه مربوط به 14 سال پیش است. آخرین آماری كه از سقط‌جنین در كشور منتشر شده، به سال 77 باز می‌گردد و بر اساس نتایج به دست آمده از این بررسی، هر سال حدود 90 هزار جنین در كشور به صورت قانونی و غیرقانونی سقط می‌شدند؛ یعنی به طور متوسط هر روز 221 جنین و هر ساعت 9 جنین.

 دكتر حسین ملك‌افضلی، استاد آمار حیاتی و رییس پژوهشکده سلامت خانواده دانشگاه علوم پزشکی تهران با بیان اینكه 10 تا 15 درصد بارداری‌ها به سقط منجر می‌شود، می‌گوید: «بررسی‌ها نشان می‌دهد، از 90 هزار سقط در سال،80 هزار سقط، غیر‌قانونی انجام شده است و به طور تخمینی، می‌توان گفت در حال حاضر سالانه 120 هزار سقط غیرقانونی در كشور انجام می‌شود.».

ادامه نوشته

سراب زیبا شدن


انجمن پزشکی ایران سال گذشته آمار جالبی از عمل زیبایی ارائه کرد. براساس این آمار، میزان عمل زیبایی در ایران از سال 84 سیری صعودی یافته و در سال‌های اخیر، سن کسانی که زیر تیغ جراحی می‌روند به 15 سال رسیده است.


آمار جهانی نشان می‌دهد در کشور كره از هر پنج زن یک نفر زیر تیغ جراحی رفته است. بیشترین آمار جراحی در این کشور مربوط به عمل پلک است که باعث می‌شود چشمان درشت‌تر به نظر برسند. بعد از آن عمل لب و بینی در رتبه‌های بعدی هستند.

جراحی زیبایی

آمار دقیق و رسمی از جراحی‌های زیبایی در ایران موجود نیست، اما براساس برخی آمار غیررسمی میزان جراحی‌های زیبایی در ایران هفت برابر اروپاست. برخی آمار غیررسمی دیگر نیز ایران را در ردیف دوم یا سوم از نظر جراحی‌های زیبایی می‌داند. حتی بنا بر گزارش اخیر ایسنا یک فوق‌تخصص جراحی پلاستیک ادعا کرده ایران پایتخت عمل‌های زیبایی جهان است. همین آمار غیررسمی اعلام می‌کند روزانه در کشور بیش از صد عمل زیبایی در مطب‌ها انجام می شود و این بجز آمار کلینیک‌ها و بیمارستان‌هاست.

ادامه نوشته

درمان تضمینی ناتوانی جنسی


تابویی که در مورد مسایل جنسی در کشور ما وجود دارد، باعث شده بسیاری از مردم به جای آنکه به دنبال راه علاج باشند، بیماری خود را مسکوت نگه ‌دارند یا به استفاده از این کالاهای جنسی روی ‌آورند. موج تبلیغات ماهواره و اینترنت در مورد کالاهای جنسی، از یک سو و ناآگاهی مردم از مشکلات جنسی از سوی دیگر باعث می‌شود افراد به این کالاها گرایش پیدا کنند.

رابطه جنسی ،چند بار در سال؟

«فقط با یک تماس تلفنی، محصول مورد نظرتان را در منزل تحویل بگیرید.» این جمله پای ثابت همه تبلیغات اینترنتی و ماهواره‌ای محصولات جنسی است. بخش اعظم تبلیغات در اینترنت و ماهواره، به کالاهای جنسی اختصاص دارد و عناوینی همچون «درمان تضمینی ناتوانی جنسی فقط با یک قرص» و «افزایش قوای جنسی» آنقدر فریبنده‌اند که بسیاری از افراد را به خود جذب می‌کنند...

احتمال این‌كه به سراغ یكی از شبكه‌های فارسی زبان ماهواره بروید و در كنار تبلیغات مختلف چاقی و لاغری به یك تبلیغ در خصوص بهبود، افزایش و رفع مشكلی جنسی برنخورید، بسیار كم است.

در جوامع مختلف، حداقل 20 درصد مردم از یکی از مشکلات جنسی رنج می‌برند، حال تصور کنید در کشور ما از این تعداد مبتلایان، فقط 20 درصد دنبال حل مشکل خود باشند، در این صورت عدد 2 میلیون به دست می‌آید که قابل‌ملاحظه است.

هر چند كه بارها از سوی كارشناسان و متخصصان علوم پزشكی عنوان شده كه اعتماد كردن به تبلیغات حوزه پزشكی در ماهواره اشتباه است، اما دست‌كم در خصوص موارد جنسی، عواملی مانند مسائل فرهنگی، پرهیز از مطرح شدن این مسائل، نبود آموزش شفاف در این حوزه و از همه مهم‌تر نبود آگاهی، سبب شده برخی از افراد نه تنها به این نوع تبلیغات باور داشته باشند، بلكه در عمل با یك تماس تلفنی و پرداخت مبالغی غیرواقعی به آنها اعتماد كنند.

به اعتقاد كارشناسان، متاسفانه به دلیل این‌كه مسائل جنسی در كشور ما، تابو است، برخی افراد نمی‌دانند به چه كسانی برای درمان خود مراجعه كنند و درگیر تبلیغات دروغین می‌شوند.

از طرفی كمبود مراكز مشاوره‌ تخصصی و دولتی در كشور سبب می‌شود اعتماد به تبلیغات و داروهای ماهواره‌ای در مخاطبان به وجود آید، در حالی‌كه نه تنها این تبلیغات القاءكننده مشكلات جنسی محسوب می‌شوند، بلكه در اغلب موارد، تصوری اشتباه در خصوص رابطه جنسی در مخاطب ایجاد می‌كند كه مخاطب را دچار توهم در چگونگی و كیفیت ارتباط می‌كند.

ادامه نوشته

تامین‌اجتماعی و آسودگی نداشته‌اش

میزان تعرفه‌های درمانی به یک موضوع همیشگی و تکراری در سیستم سلامت کشور تبدیل شده است که از یک سو افزایش آن نارضایتی مردم را به‌دنبال دارد و از سوی دیگر، تغییر نیافتن میزان سالانه آن، جامعه پزشکی را ناخرسند می‌کند.
تامین اجتماعی

در مقابل، منتقدان افزایش تعرفه های درمانی هم می‌گویند بار سنگین زیان پزشکان نباید بر دوش مردم بیفتد و همه چشم ها به جای آنکه به بیمه ها دوخته شود به جیب بیماران باشد. در واقع جای بیمه ها در پرداخت هزینه های درمان خالی است.در حال حاضر 70 درصد هزینه”‰های درمان بر دوش مردم است و در غیاب بیمه ها، بالا رفتن تعرفه های درمانی و هزینه های بیمارستانی کمر بیماران را خرد کرده است. بر این اساس چه سازوکاری باید اندیشیده شود که از بار هزینه‌های زیادی که بر دوش مردم سنگینی می‌کند، کاسته شود ؟

در شرایط کنونی اگر کسی بیمار شود و ضرورت داشته باشد که در بیمارستان بستری شود و بیمه تکمیلی هم نداشته باشد، دچار فقر مالی می‌شود. حال تصور کنید که بحث زیرمیزی هم که متأسفانه برخی از پزشکان به‌دلیل نظارت کم، هنوز بر آن تأکید دارند وجود داشته باشد، هزینه‌های مردم چند برابر می‌شود.

به همه این مشکلات تغییرات ایجادشده در قانون تأمین اجتماعی را هم اضافه کنید که بزرگ‌ترین لطمه را به درمان بیمه‌شدگان این سازمان وارد کرده است.

ادامه نوشته

قربون و صدقه‌های شبانه روزی

چاپلوسی، تملق و ستایش بیش از حد این روزها به یکی از آفات اخلاقی انسان تبدیل شده است و اگر حواس بشر به این خصیصه ذاتی نباشد احتمال شخم زنی و ویرانی صد درصدی نفس انسان وجود دارد.

چاپلوسی

انسان موجودی است چند بعدی و چند وجهی که اغلب در روابط دو طرفه با جامعه نیازهای خود را برآورده‌ می‌کند. هم دوست دارد دیگران از او تعریف کنند و هم تمایل به ادامه روابط خود با دیگران دارد به همین منظور کمی از چاشنی تعریف اطرافیان برای حفظ روابط بین فردی استفاده می‌کند.

این امر در صورتیکه در حد تعادل باشد قابل قبول است اما احتمالاً همه ما در طول شبانه روز به انسان‌هایی برخورد کرده‌ایم که همه موجودات بشری حتی بدون استثنا قرار دادن ژن‌های مشترک یا همان نسب خویشاوندی همگی را به یک لقب می‌خوانند،عزیزم.

گاهی این ابراز احساسات شدید تر شده و واژه‌هایی ازجمله گلم، الهی قربانت بشم، فقط تو، عزیزمی و ...برای تمامی افراد از والدین گرفته تا همکار و همسایه طبقه بالا به طور یکسان کاربرد دارد و برای تمامی این افراد استفاده می شود.

به هر حال روی خوش و ابراز احساس واقعی و پرهیز از دورویی رفتاری است که شاید به ندرت بتوان در اطرافیان دید و بعید است صداقت محض پشت این همه تعریف‌ها باشد با این همه از قدیم هم گفته‌اند که اندازه نگه دار که اندازه نکوست.

گاهی متأسفانه برخی از ما به قدری درگیر زندگی و خواسته‌ها و روابط اجتماعی می‌شویم که چشم‌ها را بر روی تمامی واقعیت‌ها بسته و سرا پا ثنای مسئول و یا اطرافیان خود را می‌گوییم.

ادامه نوشته

سونامی فرهنگ آرایش در زنان


چرا زنان ایرانی همواره در قله آمارهای مصرف لوازم آرایش و جراحی های زیبایی دنیا قرار دارند و این صدرنشینی ریشه در چه عواملی دارد؟

همه ما بارها در آمارهای بین المللی مصرف لوازم آرایش شنیده ایم که زنان ایرانی پس از عربستان بیشترین مصرف لوازم آرایش در خاورمیانه و رتبه هفتم جهانی را دارند. پرسشی که در این میان مطرح می شود این است که چرا ما همواره در قله آمارهای مصرف لوازم آرایش و جراحی های زیبایی دنیا قرار داریم و این صدرنشینی ما ریشه در چه عواملی دارد؟

آرایش

مصرف سرانه ای که سر به فلک کشیده است.

براساس تحقیق موسسه تحقیقاتی TMBA، حدود 14 میلیون دختر و زن بین 15 تا 45 سال ساکن شهرهای بزرگ ایران، بطور متوسط ماهانه 7/5 یورو برای خرید لوازم آرایشی هزینه می‌کنند. در این تحقیق همچنین آمده است که زنان و دختران ایرانی به دلیل توجه خاصی به چهره خود می‌کنند. دخترانی هستند که بیش از یک ساعت جلوی آینه آرایش می‌کنند.

آمار و ارقام مصرف لوازم آرایش نشان می دهد که هر زن ایرانی در سال 150 دلار و هر زن در خاورمیانه تقریبا 36 دلار لوازم آرایشی مصرف می‌کند. ضمن آن که زنان ایرانی اغلب از اجناس چینی استفاده می‌کنند و در این زمینه شاید حجم بیشتری از لوازم آرایشی را مصرف کنند. سهم برندهای معتبر اروپایی و آمریکایی که دارای کیفیت و ترکیبات قابل اعتمادتری هستند، به دلیل قیمت‌های بالایی که در ایران دارند، کمتر از یک درصد بازار تخمین زده می‌شود. متاسفانه سهم تولیدکننده‌های ایرانی از این بازار بزرگ رو به گسترش بسیار ناچیز است و حداکثر در حدود پنج درصد تخمین زده می‌شود.

ادامه نوشته