فرهنگی از نوع آپارتمان نشینی!

ظهر كوچه خلوت است و بیصدا،کنار بخاری آرمیده اید و چشمانتان تازه گرم شده كه ناگهان صدای تلویزیون همسایه كه اخبار نیمروزی را پخش میكند فضای خانه را پر میكند. سرت را میبری زیر بالش و تلاش میكنی به صدا عادت كنی كه ثانیهای بعد صدای برخورد تكان دهنده و مهیب تعدادی كفش پاشنه بلند و پاشنه كوتاه با سنگ فرش پلههای راهرو خواب نصف و نیمه بعدازظهرت را از بین میبرد.
لذا بلند میشوی و قصد میكنی كه از خانه بیرون بزنی؛ از این دست اتفاقات هر روز زیاد میتوان دید، گویا اینجا خبری از احترام به دایره خصوصی افراد نیست، اگر هم معترض شوی جمله ای جز این را نخواهی شنید: چهاردیواری اختیاری است!
تغییراتی كه گاه از سر شوق و اشتیاق بود، البته گاهی این تغییرات از سر اجبار و نیاز در جامعه نیز بوجود آمد كه دیگر چارهای برای فرار از آن وجود نداشت. خارج شدن خانهها از فضایی كه وسعت آن امروزه برای نسل جدید كمتر در تخیل میگنجد و تبدیل شدن آنها به خانههایی در ابعاد كوچكتر، به گونهای كه هر خانه روی خانهای دیگر بنا شده، مدلی از زندگی را شكل بخشیده است كه به آن آپارتماننشینی میگویند.
سالها از زمان آپارتماننشینی میگذرد اما مشكلات زندگی در این قبیل سكونتگاهها همچنان پابرجاست؛ چون كسی كه برای اولین بار پای آپارتمان به شهر را باز كرد، یادش رفت فرهنگ استفاده از آن را نیز وارد كند و حالا نیز كه آپارتمان سیطرهای انكارنشدنی در شهرها دارد باز هم دستاندركاران امور شهری و فرهنگی فراموش كردهاند كه فرهنگ آپارتماننشینی را به افراد گوشزد كنند.
مدیریت فقط یك مسئولیت است، طبق قانون، مدیر باید ساختمان را از صدمات و خسارات احتمالی ناشی از بیاحتیاطی یا بیمبالاتی حفظ كند یعنی اگر ساكنان در نگهداری و استفاده از كولرها سهلانگاری میكنند و باعث نشت آب به سقف ساختمان میشوند یا به هنگام ترك ساختمان شیر گاز را نمیبندند یا برای جوشكاری از برق عادی ساختمان استفاده میكنند به طوری كه احتمال وقوع آتشسوزی زیاد میشود یا از واحد مسكونی به عنوان كارگاه استفاده میكنند باید وارد عمل شود و جلوی بروز خسارات را بگیرد
مدیر كیست؟
نه یك پست مهم سازمانی است كه برایش دست و پا بشكنیم و نه سمتی است كه حقوق یك فرد نسبت به سایرین را بیشتر میكند؛ اما با این حال در بیشتر آپارتمانها برای كسب مدیریت ساختمان میان چند نفر رقابت وجود دارد.
مدیریت فقط یك مسئولیت است، طبق قانون، مدیر باید ساختمان را از صدمات و خسارات احتمالی ناشی از بیاحتیاطی یا بیمبالاتی حفظ كند یعنی اگر ساكنان در نگهداری و استفاده از كولرها سهلانگاری میكنند و باعث نشت آب به سقف ساختمان میشوند یا به هنگام ترك ساختمان شیر گاز را نمیبندند یا برای جوشكاری از برق عادی ساختمان استفاده میكنند به طوری كه احتمال وقوع آتشسوزی زیاد میشود یا از واحد مسكونی به عنوان كارگاه استفاده میكنند باید وارد عمل شود و جلوی بروز خسارات را بگیرد.

بیمه ساختمان در برابر آتشسوزی، اعلام هزینههای مستمر و مخارج به هر یك از ساكنان و استخدام دربان نیز در فهرست وظایف مدیر ساختمان قرار دارد.البته اگر یك ساختمان بزرگ و با واحدهای متعدد باشد بیگمان وظایف مدیر نیز بیشتر میشود یعنی اگر یك مجتمع آپارتمانی دارای مجمع عمومی باشد مدیر موظف است تصمیمات این مجمع را در ساختمان پیاده كند. مجمع عمومی میتواند در مورد اداره ساختمان، درآمدها، هزینهها و ایجاد اندوخته برای حفظ و نگهداری و تعمیر ساختمان تصمیم بگیرد. در چنین ساختمانهایی مدت مأموریت مدیر یا مدیران دو سال است كه مجمع عمومی میتواند این مدت را اضافه كند.
مشاعات؛ میدان مشق
فقط راهپله نیست كه مشمول آشفتگی میشود چون تمام قسمتهای مشاع یك آپارتمان ـ كه همه ساكنان در آن شریك هستند ـ میتواند گرفتار سوءاستفاده برخی ساكنان بشود. عدهای تمركزشان را روی پشتبام میگذارند یعنی آن را جزئی از خانه خود تلقی میكنند و همان طور كه در آشپزخانه واحد خود عمل میكنند، روی پشت بام هم كارهای مشابه انجام میدهند.
عدهای روی پشتبام پیاز سرخ میكنند، بعضیها هم بادمجان و ماهی، برخی نیز وسایل اضافهشان را به پشتبام منتقل میكنند و چون باور دارند اینجا جای هیچكس تنگ نمیشود برای برداشتن وسایل دورریختنی عجله نمیكنند اما مشاعات ، میدان مشق نیست كه ساكنان هر وقت خواستند رویش رژه بروند و هر كاری را كه میل داشتند در آن انجام دهند.
پشتبام متعلق به همه ساكنان است و همه به یك اندازه از آن سهم میبرند ضمن اینكه وقتی پشتبام فرسوده شد و نیاز به تعمیر پیدا كرد، این بار نیز همه ساكنان به یك اندازه در تعمیر آن سهم دارند و اگر كسی خلاف این عمل كند و بگوید چون پشتبام روی سرش نیست و كاستیهایش ربطی به او ندارد، برخلاف اصول آپارتمان نشینی رفتار كرده است.
هرگونه تغییر در نما، یا در بالكنهای اختصاصی ممنوع است مگر با توافق اكثر مالكان. تعمیرات و تغییرات داخلی و خارجی كه موجب صدمه به اسكلت ساختمان میشود به هیچ وجه مجاز نیست
راه پله یا بازار مكاره؟
یا باید چشمها را بست و همهچیز را ندیده گرفت یا باید دائم تذكر داد و اگر هم پا داد دعوا كرد. راهپلهها در بعضی آپارتمانها همچون بازار مكاره است. برخی ساكنان نمیدانند راهپله حتی اگر چسبیده به واحد خودشان باشد جزو بخشهای مشترك ساختمان حساب میشود و كسی حق ندارد آن را به نفع خود مصادره كند چه رسد به اینكه وسایل اضافهاش را در آن بچیند و صحنه زشت و آزاردهندهای شبیه انباری به وجود بیاورد.
كفشهای اضافه همه اعضای خانواده، سبدهای مالامال از سیبزمینی و پیاز، گونیهای برنج، گلدانهای اضافه و دورانداختنی، دوچرخه، سطل زباله، واكس، قفس پرنده، ... اینها همان اجناسی است كه راهپله برخی آپارتمانها را به بازاری آشفته تبدیل كرده و صاحبان آن حاضر به جمعكردن آنها نیستند.
كتابچه قانون را با دقت بخوانید
همه آنهایی كه آپارتمان را چاردیواریهای اختیاری میدانند، همه آنهایی كه داشتن خانهای ملكی را آرزویی دستنیافتنی برای خود میدانند و با بیمیلی در آپارتمان زندگی میكنند، همه آنهایی كه فضای كوچك و محدود آپارتمان را با خانههای روستا اشتباه میگیرند، همه كسانی كه در آپارتمان ساز خودشان را میزنند و همه آنهایی كه با فرهنگ زندگی در این ساختمانها بیگانهاند باید یك بار دیگر كتابچه قوانین مربوط به آپارتماننشینی را با دقت بخوانند.
نكات قانونی برخلاف تصور برخی نهتنها دست و پاگیر نیست، بلكه زندگی جمعی را سر و سامان میدهد مثلا اگر تمام نكات مندرج در كتاب قانون در آپارتمانها رعایت شود این فضاها نیز میتواند به اندازه خانههای ویلایی راحت و آرامشبخش باشد.
حالا اگر كتاب قانون در دسترستان نیست ما مهمترین قوانین آپارتماننشینی را مینویسیم تا با تامل در آنها ببینید كه شما به عنوان یك ساكن آپارتمان تا چه حد به این روش زندگی مسلط هستید.

ایجاد سر و صدای غیرمتعارف از ساعت یك تا چهار بعدازظهر و 9 شب تا 9 صبح روز بعد ممنوع است. صدای رادیو، تلویزیون و دیگر وسایل پخش موسیقی نیز دراین ساعتها فقط باید در داخل آپارتمان محل استقرار این وسایل قابل شنیدن باشد.
هركاری بخصوص كارهای ساختمانی كه ایجاد صدای ناهنجار میكند باید با هماهنگی مدیریت ساختمان و فقط ازساعت 8:30 تا 13:30 دقیقه و همچنین 15:30 تا 18:30 دقیقه روزهای غیرتعطیل انجام شود.
هرگونه تغییر در نما، یا در بالكنهای اختصاصی ممنوع است مگر با توافق اكثر مالكان. تعمیرات و تغییرات داخلی و خارجی كه موجب صدمه به اسكلت ساختمان میشود به هیچ وجه مجاز نیست.
سایر تعمیرات و تغییرات داخلی آپارتمانها و بخشهای اختصاصی مانند انبار باید با اجازه كتبی مالك و تائید مدیریت ساختمان آن هم در حد معقول انجام شود.
پاركتهای چوبی و كفپوشهای پلاستیكی را فقط میتوان پولیش كرد و نباید آنها را با سنگ یا سرامیك و دیگر پوششهایی كه صدا را تشدید میكنند، جایگزین كرد.
در مواردی كه كف آپارتمان سنگ، سرامیك یا چوب است و راهرفتن و كشیدن اجسام روی آنها در طبقه پایین صداهای ناهنجار ایجاد كند، توصیه میشود حداقل 75 درصد مساحت آپارتمان با قالی یا موكت پوشانده شود.
كفسایی سنگ قسمتهای اختصاصی باید با اجازه كتبی مالك و مدیریت ساختمان انجام شود و تمام مواد حاصل از كفسایی باید بسرعت جمع و در محل مناسبی در خارج از ساختمان دفع شود.
ساكنان هر واحد مسئول جبران خسارت واردشده به ساختمان براثر گرفتگی لولههای فاضلاب، سررفتن آب وان یا سینك هستند.
در كنار این قوانین نوشته، قوانین نانوشتهای نیز وجود دارد كه اگر از هماكنون سرلوحه رفتار ما در آپارتمان قرار گیرد زندگی شیرینتر میشود پس لطفا از امروز نظافت آپارتمان را رعایت كنید، با همسایگان دعوا و جر و بحث نكنید، به اموال آنها خسارت نزنید، بدون اجازه به وسایل دیگران دست نزنید و آنها را حتی اگر در فضاهای عمومی است جا به جا نكنید، به همسایگان امر و نهی نكنید و پشت سر هیچ كدام از آنها غیبت نكرده و مسائل شخصی آنها را برای دیگر همسایهها بازگو نكنید.
مدیرنماها
بعضیها مدیریت را با زورگویی و قلدری اشتباه میگیرند. آنها فكر میكنند اگر عنوان مدیر را یدك میكشند اختیاردار همه امور هستند و ساكنان حتی امور شخصیشان را نیز باید با آنها هماهنگ كنند. بیشتر مدیران ناآشنا با قانون دائم موی دماغ ساكنان میشوند و اگر كسی به عملكردشان اعتراض كند برای لگدكوبكردن او از هیچ اقدامی دریغ نمیكنند.
در برخی ساختمانها مدیرنماهایی وجود دارند كه از مدیریتكردن تنها دریافت پول از مالكان و مستاجران را یاد گرفتهاند در حالی كه اگر فردی از آنها ریز مخارج و هزینهها را بخواهد به شكلهای مختلف از این كار طفره میروند و هیاهو راه میاندازند كه چرا ساكنان به من اعتماد ندارند. اما موضوع بر سر داشتن اعتماد یا بیاعتمادی نیست، بلكه موضوع این است كه مدیر ـ كه ساكنان ساختمان امور مالیشان را به او واگذار كردهاند ـ باید آنقدر شفاف عمل كند كه جای هیچ ابهامی برای كسی باقی نماند، چه رسد به زیر سوالبردن مدیر كه معمولا سرانجام خوشی در آپارتمانها ندارد.
بار الهی آنگاه که شکست می خورم امید را در دل من زنده کن و آنگاه که پیروز می شوم غرور و تکبر را در من بمیران . خداوندا مرا نیک بیاموز که نیک ببینم تا در رسیدن به آرمانم آنچه زشت و نادیدنی است زیبا شود . محبوب من مرا یاد ده که سپاس بگویم قلب هایی را که برای من می تپدوچشم های که برای من نگران است و محبت کنم آنهایی که با شادیم شاد مانند و آنهایی که با اندوهم غمگین اند . پروردگار توانا همیشه بیادم بیاور که تو را به یاد بیاورم ان زمانی که همه چیز را از یادمیبرم و زیبای مطلق چشم هایم برای توست بیاموز روشن باشد اندیشه ام از آن توست بیاموز پاک باشد و زندگی ام محتاج توست بیاموز خدایی باشد.