حکایت آدم های خودخواه شهرما
قاعده «زیستن» حکم می کند هر موجودی در صدد حفظ زیستگاهش برآید، انسان ها اما شاید از این قاعده خود را مستثنی کرده اند، قاعده ای که به نام «توسعه»، درصدد تخریب هرچه سریع تر آن برمی آیند. سرزمین ما، ایران، از قدیم به سرزمینی چهارفصل شهره بوده، همان قدر که بیابان ها و کویرهایش داغ ترین زمین های دنیا بودند، جنگل ها و دشت هایش هم سبزترین زمین ها بودند. ما دومین دریاچه شور دنیا را داشتیم که دیگر خبری از هیبت و بزرگی اش نیست؛ خشک کرده ایم اش. ما تالاب ها و رودخانه هایی داشتیم که جزو اولین تالاب های ثبت شده در «کنوانسیون رامسر» بودند، اکنون باید آنها را در «لیست سیاه مونترال» جست وجو کنیم. سد ساختیم و سد ساختیم که کشورمان توسعه یافته شود، غافل از اینکه توسعه یافته هایش در حال تخریب سدهایشان هستند. دریغ که انگار عقب افتادگی تاریخی مان، ادامه دارد.
اما در کنار همه اینها، دولت فعلی، برخلاف ادعایش مبنی بر توجه به محیط زیست با استناد به روایات و احادیث و مباحث دینی، نه تنها توجهی به این مقوله نکرد، که هر چند وقت یک بار گوشه ای از منابع خدادادی سرزمین مان را از بین برد. از جدی نگرفتن سدسازی ها روی حوضه های آبریز تا خشکاندن تالاب ها و تغییر اقلیم آنها که به دنبال خود نابودی گونه های گیاهی و جانوری مناطق مختلف را در پی داشت، تا هجوم «ریزگرد» ها که مدعیان آن را «ریزگرد عربی» می نامند تا در دست نداشتن تمهیداتی برای رفع آلودگی هوا.
قاعده «زیستن» حکم می کند هر موجودی در صدد حفظ زیستگاهش برآید، انسان ها اما شاید از این قاعده خود را مستثنی کرده اند، قاعده ای که به نام «توسعه»، درصدد تخریب هرچه سریع تر آن برمی آیند
استاندارد «یورو4» مدت هاست در کشورهای اروپایی به کار گرفته می شود و هیچ خودرویی بدون این استاندارد حق تردد ندارد، ما هنوز اندرخم یک کوچه ایم: هنوز رییس سازمان محیط زیست بنا به مصلحت های خاص مدنظر خود، الزام خودروسازان به رعایت این استاندارد را به تعویق می اندازد.
مدیریت نادرست منابع آبی باعث شده است سرانه مصرف آب ایرانیان برای 20 سال آینده، یک چهارم میانگین جهانی بشود، از آب های زیرزمینی غافل شده ایم و چسبیده ایم به سدسازی، غافل از اینکه میزان تبخیر آب سطحی از آب های عمقی به مراتب بیشتر است و ما دائم در حال از دست دادن هستیم.

محیط زیست ایران اولویت ندارد، مباحثی اساسی و حتی حیاتی در این حوزه وجود دارد که غفلت چندین ساله از آنها باعث شده است به شکلی تصاعدی و همزمان با هم، زیستگاه مان را به نابودی نزدیک کنند. نه توانسته ایم از خاک مان حفاظت کنیم، خاکی که برای به دست آوردن یک سانتی مترش باید صدها سال صبر پیشه کنیم و ما تن ها خاک به شکلی غیرقانونی از کشور خارج می کنیم، و نه توانسته ایم منابع آبی مان را کنترل کنیم، آبی که در سرزمین خشکی چون ایران، حکم طلا دارد.
گویا به ارتباط درهم تنیده عناصر چهارگانه هم، اعتقادی نداریم. از هیچ اصل و استانداردی پیروی نمی کنیم، به جای حفاظت درست از منابع طبیعی و زیستگاه مان، باغ وحش های مان را تجهیز می کنیم و ببر و پلنگ مبادله می کنیم تا مبادا از قافله عقب بمانیم.
خاک که نباشد، درختی نیست و درخت که نباشد آب نیست، آب که نباشد هوایی قابل تنفس نیست که ممد حیات باشد، اینها از الزامات زندگی هر آدمی است، برای زنده بودن به این عناصر نیاز است، نه برای زندگی. نیاز هم نیست خیلی همه جانبه فکر کنیم، با همان خودخواهی همیشگی هم به خودمان و آینده فرزندان مان که فکر کنیم همه چیز درست می شود

بار الهی آنگاه که شکست می خورم امید را در دل من زنده کن و آنگاه که پیروز می شوم غرور و تکبر را در من بمیران . خداوندا مرا نیک بیاموز که نیک ببینم تا در رسیدن به آرمانم آنچه زشت و نادیدنی است زیبا شود . محبوب من مرا یاد ده که سپاس بگویم قلب هایی را که برای من می تپدوچشم های که برای من نگران است و محبت کنم آنهایی که با شادیم شاد مانند و آنهایی که با اندوهم غمگین اند . پروردگار توانا همیشه بیادم بیاور که تو را به یاد بیاورم ان زمانی که همه چیز را از یادمیبرم و زیبای مطلق چشم هایم برای توست بیاموز روشن باشد اندیشه ام از آن توست بیاموز پاک باشد و زندگی ام محتاج توست بیاموز خدایی باشد.