تکنیک های خاص تحقیق

نام استاد : آقای مهدی عامری

دانشجو: فاطمه عموئی

رشته: علوم اجتماعی ( پژوهشگری)

مقدمه

عوامل مؤثر مهارتهاي زندگي بر رفتار دانشجويان

اجتماعي شدن جرياني است كه در آن هنجارها ، انگيزه ها ، نگرش ها و رفتارهاي فرد شكل مي گيرد تا ايفاي نقش كنوني يا آتي او در جامعه ، مناسب و مطلوب شناخته شود . اين جريان از لحظه ي تولد كودك آغاز مي شود و در آن برخي از افراد و گروهها و سازمان هاي اجتماعي نقش كليدي را دارند ، پدر و مادر وخواهر و برادر ، مربيان و معلمان  بخش بزرگي از وقت خود را براي ارائه ارزشها و جهت دادن و تغيير رفتار كودكان صرف مي كنند .

سازمان مدرسه ، مسجد و نهادهاي گوناگون كه وظيفه ي انتقال فرهنگ را بر عهده  دارند ، وهمچنين وسايل ارتباط جمعي ( خاصه تلويزيون ) نيروهاي قدرتمند ، در شكل دادن به طرز تلقينها و خواسته ها و رفتارهاي كودكان هستند .

اجتماعي شدن نوعي يادگيري است  كه به سازگاري  با جامعه  ومحيط فرهنگي ، بستگي دارد . منظور از رشد اجتماعي ، نضج فرد در روابط اجتماعي است به طوري كه بتواند با افراد جامعه اش هماهنگ و سازگار باشد . اگر رشد اجتماعي كودك درست انجام نگيرد ، موفقيت او در ابزار استعدادها و استفاده  از آنها بسيار كم خواهد بود .

در حقيقت پرورش استعدادهاي كودك بدون تربيت ادراك اجتماعي او امكان پذير نيست .

مدرسه  بهترين مركزي است كه صلاحيت تربيت اجتماعي  صحيح كودكان را دارد . بنابراين ، برنامه ي مدارس بايد طوري تنظيم شود كه در عين پرورش استعدادها و مهارتهاي گوناگون كودك و آماده كردن محيط مناسب براي رشد طبيعي او ، وي را يك فرد اجتماعي بار آورد . به طوري كه صلاح خود را در صلاح جامعه  بداند ، و در همه ي اعمال و حركات  خود تنها به فكر منافع نباشد و همواره نفع عمومي را بر نفع خود ترجيح دهد ، يا به گفته ي جان ديويي فيلسوف و مربي مشهور آمريكايي « آموزش و پرورش جديد ، هميشه بايد تغييرات و نيازهاي  اجتماعي را در نظر بگيريد و بايد ميان محيط مدرسه و محيط رندگي حقيقي و فعاليت مثبت آن همواره ارتباط باشد .براي رسيدن به اين هدف ، بهترين وسيله اين است كه ميان درسهاي گوناگون ، ارتباط برقرار شود تا كودك همه تجاربي را كه در محيط خانواده به دست آورده است ، در مدرسه مورد استفاده قرار دهد . و در عوض ، آنچه را كه در مدرسه مي آموزد ، در زندگي روزانه به كار ببرد و در نتيجه ، مدرسه به يك مجموعه متجانس و زنده تبديل شود . زيرا هدف اساسي مدرسه عبارت است از : پرورش استعداد و شايستگي كودك براي سازگاري  شخصي و اجتماعي  است . اجتماعي كردن صحيح كودكان به عنوان يكي ار اهداف مهم تعليم و تربيت ، در گرو آموزش مهارتهاي اجتماعي به آنهاست و اين مهارتها مي توانند در روابط آنها با ديگران نتايج مثبت و موفقيت آميزي بوجود آورند ؛ اين امر طي دو سه دهه ي اخير مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است . علاوه بر اين ، زندگي بشر در نيم قرن اخير همراه با رشد سريع  جمعيت و تغييرات وسيع اجتماعي و صنعتي ، تحولات عظيمي يافته است . شمار زيادي از كودكان و نوجوانان دچار مشكلات سازگاري اجتماعي و رفتاري و عاطفي شده اند . از روش هاي پرورش مهارتهاي اجتماعي يا آموزش مهارتهاي زندگي ، توسط روانشناسان و محققان با حمايت  سازمان هاي ملي و بين المللي براي سطوح مختلف مدارس ، برنامه ريزي شده است .

اگر چه آموزش اين مهارتها  و دانشهاي مربوط به آن هنوز سالهاي اول رشد  خود را مي گذارند ، اما روز به روز تحقيقات بيشتري در اين مورد صورت مي گيرد و به صورت يكي از ابعاد جديد آموزش  و پرورش  همگاني و تعليم و تربيت ويژه در مي آيد . بنابراين بر محققان ، برنامه ريزان و معلمان  ضروري است  كه در كسب آگاهي هاي لازم از كيفيت ارائه اين برنامه ها تلاش نمايند . تهيه ي  كتاب آموز ش مهارتهاي زندگي در مدارس ، از جمله  فعاليتهايي است كه طي سالهاي اخير در كشور ما انجام شده است . امر ارزيابي اين فعاليتها براي پژوهشگران ضروري به نظر مي رسد ، تا از آن  طريق بتوانند  در مورد اثرات آموزش  مهارتهاي زندگي  بر تغيير رفتار ، مبناي سنجشي داشته باشند ؛ و در كار معلمان وبرنامه ريزان نيز ارزيابي مؤثرترين عامل محسوب مي شود : زيرا آنها نيز بايد از نتايج كوششهايشان آگاه شوند . امروزه كتابها و مقالات  متعددي به بحث درباره ي ارزيابي مهارتهاي زندگي پرداخته اند . همچنين منابع اطلاعاتي بسياري از جمله بزرگسالان ، همسالان و نيز خود كودك مطرح مي شوند . اما نظر كودك همواره منبع اطلاعاتي مهمي براي ارزيابي به ويژه براي ايجاد  انگيزش در تغيير و واكنش در برابر مهارتهاي زندگي در مدارس از ديدگاه دانش آموزان بپردازد . باشد كه زمينه اي هر چند كوچك ، براي ارائه ي هر چه بهتر اين گونه برنامه ها در مدارس فراهم گردد .