استاد مربوطه:مهدی عامری

گردآورنده:فهیمه نظری

 چکیده:

مديريت استفاده بهينه از منابع انساني، طبيعي و ساخته شده براي رسيدن به هدفها مي باشد توسعه اقتصادي به معناي تحول و دگرگوني ساختار اقتصادي، اجتماعي، سياسي با هدف بالا بردن استاندارد زندگي در سطحي فراگير مطلوب كليه جوامع انساني و از اجزاي لاينفك گرايشهاي تكامل انسان محسوب مي شود خصوصي سازي طرحي كه در جهت رسيدن به توسعه اقتصادي عنوان شده است و در سالهاي اخير رو به رشد بوده است. ولي در مورد نظارت و مديريت آن احتمال مشكلاتي است كه بايد راه حلهايي در مورد آن انديشيد چرا كه با توجه به اينكه با خصوصي سازي واحدهاي توليدي دولتي و همچنين ايجاد واحدهاي توليدي خصوصي بطور حتم نوع مديريت اين واحدها تغيير كرده و به دليل اينكه سود و زيان آن به طور مستقيم متوجه مديريت آن مي شود بايد ديد آيا قوانين صريح و روشني در مورد نوع مديريت اعمال شده دخالت مي كند و توانسته است به گونه اي عمل كند كه موجبات رضايت كارفرما و كارگر را فراهم كند همانطور كه مي دانيم در خصوصي سازي واحدهاي توليدي نوع مديريت اعمال شده به طور طبيعي به اصطلاح خشك تر و انعطاف ناپذير مي شود و اين خود باعث اعمال فشار بيشتر بر كارگر جهت بالا بردن كيفيت و كميت كالاي توليدي بوده است مديريت نظامي خردمندانه است كه ممكن است دچار مشكلات دروني و بروني شود و متناسب با آن بايد واكنش نشان داد ولي گاهي مديريت از اصطلاح يا تغيير روشهاي خود سرباز مي زند و حفظ مديريت جاي حفظ سازمان و تحقق هدفها را    مي گيرد. همانطور كه مي دانيم امروزه ديگر كاركنان فرهيخته مايل به پيروزي از روشهاي فرماندهي و كنترل گذشته نيستند و اين به دليل نوآوري نظام يافته و پيشرفتي است كه در گوهر و اصل كارهاي هوشمندانه وجود دارد در گذشته فكر مي كردند كه مديريت يعني كار از طريق ديگران و در همين راستا، مديران انتظار بالايي از كاركنان داشتند منتها بعدها تجربه نشان داد قبل از آنكه مدير بتواند از طريق ديگران كارها را به انجام برساند اول بايد كم و كيف كار كردن با آنان را بلد باشد و اين امر مستلزم ارتباط و همسوئي مديران با هدفها و افراد اين واحدها و ترجيح منافع سازماني و ملي بر منافع فردي است با خصوصي سازي مراكز تولدي مي بايست مديران باتجربه و باسواد بالا براي اين امر گزينش شوند تا بتوانند به طور مطلوب اعمال مديريت كرده و با اجراي برنامه هاي خاص بتوانند انگيزه كاركنان را براي فعاليت هرچه بيشتر بالا برده و با تامين آنها موجبات پيشبرد اهداف خود را فراهم كند ولي هدف اينها   مي تواند تحت تاثير شرايط اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي قرار گيرد حتي شيوه كار يك مدير در طول دگرگوني شرايط تغيير مي كند و به اين ترتيب در دنياي كنوني عنصري كليدي به نام فرزانگي در مديريت خودنمائي مي كند.