نواوري فرهنگي وتوسعه جامعه

استاد مربوطه :آقاي عامري

رشته :علوم اجتماعي گرايش تعاون

تهيه كننده زينت مهرعليان

مقدمه

با اين حال،‌در اين فصل ما خود را محدود كرديم به تأكيد نهادن بر گروههاي مسلط در جامعه. مي‌توان پرسيد چگونه چارچوبهاي كنش ادراكي گروههاي مسلط بر گروههاي تحت سلطه مثل زنان، طبقات يا كاستهاي پايين‌تر، يا اقليتهاي مذهبي و قومي تأثير مي‌گذارد، حتي اگر اين گروهها اين سوگيري را سوگيري خود ندانند، چگونه ممكن است چارچوبهاي فهم كنش گروههاي تحت سلطه به گونه‌اي متفاوت بر آنها اثر بگذارد در مقايسه با شيوه‌هايي كه چارچوب گروههاي مسلط، گروه مسلط را مقيد مي‌كند؟ آيا ممكن است گروههاي تحت سلطه ـ كه بايد با چارچوب گروههاي مسلط براي فهم كنش و نيز چارچوب خود آشنا باشندـ ابزارهاي فرهنگي بيشتري در ذخاير فرهنگي‌شان داشته باشند؟ تمام اينها از پرسشهاي مهمي است كه پژوهشهاي بعدي بايد جوابگو باشد.

ما برای رسیدن به یک توسعه همه جانبه و حل مشکلات خود، نخست باید بتوانیم باورهای جدید در عرصه های کارکرد اجتماعی ایجاد کنیم، باید بستر نو آوری را در عرصه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... ایجاد کنیم.

 

 

خود سوزی زنان ایران

دانشجو :هاجر حسن زاده

استاد راهنما: عامري

کاروزی 2

رشته علوم اجتماعی

چکیده

شاید در میان مشکلات ریز و درشت اجتماعی در ایران، مثل اعتیاد و فحشا و طلاق، خودکشی رقم چندان چشمگیری نداشته باشد اما این معضل وجود دارد و آمار خودکشی در بین زنان و جوانان ایران رو به افزایش است.

ایران سومین کشور جهان است که در آن آمار خودکشی زنان افزایش می‌یابد و در حال پیشی گرفتن از آمار خودکشی مردان است. رتبه‌های اول و دوم را در این زمینه کشورهای چین و هندوستان دارند. در کلیه کشورهای دنیا در برابر هر سه مرد که در اثر خودکشی می‌میرند، یک زن از این طریق جان خود را از دست می‌دهد.

بنا بر اعلام کارشناسان، خودکشی معضل اصلی ایران نیست اما بررسی آمار خودکشی در سال‌های گذشته نشان می‌دهد که این آمار رو به افزایش است.

طبق تحقیقات انجام‌شده، زنان بیش از سه برابر مردان اقدام به از بین‌بردن خود می‌کنند، هرچند مرگ در اثر این اقدام در میان مردان بیشتر از زنان است. به عبارت دیگر، گرچه مردان کمتر از زنان دست به خودکشی می‌زنند، اما خودکشی واقعی بین آنان سه برابر زنان است.

کارشناسان، افسردگی را به عنوان عامل اصلی خودکشی معرفی می‌کنند اما در بعضی از استان‌های ایران، اختلافات خانوادگی ممهم‌ترین عامل بیان می‌شود. این تحقیقات هم‌چنین بیانگر افزایش خودکشی در میان جوانان است.

تحقیقی که در سال ۱۳۸۳ در بین ۴۵۰ هزار دانشجو انجام گرفته، نشان می‌دهد که ۱۰درصد از پسران و ۷درصد از دختران انگیزه خودکشی داشته‌اند. آمار خودکشی در میان دانشجویان نیز رو به افزایش است.

بررسی‌های استانی نشان می‌دهد که استان ایلام بالاترین آمار خودکشی و استان سمنان پایین‌ترین شاخص خودکشی "موفق" را به خود اختصاص داده‌اند.

در مورد خودکشی زنان در گزارش ملی خشونت علیه زنان که توسط نهاد ریاست‌جمهوری در سال ۱۳۷۹ منتشر شد، آمده‌است که آمار خودکشی زنان دراستان‌های کهگیلویه و بویراحمد، کرمانشاه و کردستان بسیار بالاتر از میزان کشوری آن است. در حالی که رقم خودکشی زنان در استان‌هایی مثل تهران و سیستان و بلوچستان به زیر ۱۰درصد می‌رسد، اما در سه استان یادشده این رقم به ۳۶ تا ۳۸ درصد می‌رسد. بعد از سه استان‌ کهگیلویه و بویراحمد، کرمانشاه و کردستان، بوشهر و خوزستان بالاترین رقم خودکشی زنان را به خود اختصاص داده‌اند.

 

اعتياد

دانشجو :مريم سعيدي

استاد راهنما :عامري

كاروزي۲

مقدمه

اعتیاد نه تنها آسیبی اجتماعی، بلکه سیاسی، اقتصادی و حتی در روابط بین‏الملل دارای بعدی استراتژیک است. اعتیاد اگر از یک منظر معضلی فردی – روانی است، از منظری دیگر یک مساله اجتماعی است. اگر در دید امنیتی – انتظامی جرم است و قابل پیگیری، از دید روانشناسان و جامعه‏شناسان آسیبی است در خور ریشه یابی و ترمیم. در دیدگاه کلان اعتیاد به مواد مخدر و شیوع روزافزون آن در جوامع مختلف حاصل پدیده مهم قاچاق مواد مخدر است که امروز از اقلام بزرگ تجارت جهانی به حساب می‏آید. در بعد فرهنگی اگر اعتیاد ریشه در مشکلات روانی و معضلات اجتماعی دارد، اما از سویی به مجموعه سیاست‏های فرهنگی جهانی هم مربوط می‏شود که در روابط سلطه جویانه میان جهان پیشرفته و جهان سوم معنی می‏شود. اگر می‏بینم که با همه تلاش‏های گسترده‏ای که در سطوح ملی، منطقه‏ای و بین‏المللی برای مبارزه با اعتیاد صورت می‏گیرد، مساله اعتیاد همچنان مساله مهم و پدیده پلید و زشتی در جوامع بشری است و جهان سوم را گرفتار معضلاتی بزرگ در جامعه، اقتصاد، نیروی انسانی و… کرده است، به جهت ابعاد چندگانه و پیچیدگی پدیده اعتیاد است که هر نوع مبارزه موثر و واقعی با آن را دچار بن بست می‏سازد.

افزایش سرسام آور مصرف مواد مخدر در جهان و قاچاق روز افزون این مواد پیامدهای وحشتناکی خواهد داشت که مستقیما نسل جوان و بشریت را تهدید می‌کند. گسترش شبکه قاچاق بین‌المللی و دام اعتیاد ، میلیون‌ها نفر جوان را به فساد و کام مرگ می‌کشاند و سوداگران مرگ را به ثروت و قدرت می‌رساند. اعتیاد یک مسئله بزرگ بهداشتی و بلایی اجتماعی و دارای جنبه‌های متعدد اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی ، روانی ، اخلاقی و حقوقی است. از اینرو آگاهی خانواده‌ها درباره سرانجام نکبت‌بار اعتیاد در پیشگیری و مهار آن کمکی موثر به ‌شمار می‌آید.

اعتیاد یک بیماری روانی، اجتماعی و اقتصادی است که از مصرف غیرطبیعی و غیرمجاز برخی مواد مانند الکل، تریاک، حشیش و... ناشی می‌شود و باعث وابستگی روانی یا فیزیولوژیک فرد مبتلا (معتاد) به این مواد می‌شود و در عملکرد جسمی، روانی و اجتماعی وی تأثیرات نامطلوب بر جای می‌گذارد. بررسی پدیده اعتیاد در قالب علوم پزشکی، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی صورت می‌گیرد. از سال ۱۹۶۴ میلادی، سازمان بهداشت جهانی استفاده از عبارت وابستگی دارویی یا وابستگی به دارو را به جای اصطلاح اعتیاد توصیه نموده‌است، اما استفاده از اصطلاح اعتیاد هنوز رایج است.

 دانشجو :نجيبه سرچلو

استاد راهنما : عامري          

چکیده                                                                                  

امنیت،به مثابه یکی از پدیده های اساسی وبنیادین در زندگی اجتماعی است واز جمله نیازهای فردی واجتماعی به شمار میرود .امروزه امنیت در توسعه همه جانبه کشور نقش بسزایی داشته واحساس امنیت رشد وشکوفایی فعالیت های ارزشمند جامعه را در پی خواهد داشت.                                                                                           

در دوره گذروانتقال ،قوانین،آداب ورسوم ومناسبت ها دستخوش تغییروتحولاتی می گردد.به تبع آن سطح انتظارات مردم نیز تغییر می کند. به همین خاطر نحوه برقراری وارتبط وروابط اجتماعی نیز می بایست متناسب با تغییرات تحول یابد سوال اصلی ما این است که آیا نحوه بر خورد پلیس با مردم می تواند در مشارکت آنان وبرقراری امنیت وکاهش جرائم نقش داشته باشد یا خیر؟ شهرستان گرمسار بعنوان جامعه آماری این پژوهش می باشد واز روش مشاهده مستقیم ومصاحبه استفاده شده وابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه دوربین فیلمبرداری وعکاسی می باشد که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند.                                                                                            

نتایج مطالعه حاکی از آن است که رمز موفقیت پلیس در کاهش جرائم وارتقاء سطح مشارکت مردم در برخورد مناسب با شهروندان می باشد. پلیس می تواند با نظم صحیح وبا نزاکت وبا رفتار خردمندانه اش در تقویت فرهنگ خود کنترلی واگر کنترلی مردم نقش داشته باشد بگونه ای که شهروندان در نبود پلیس طبق ارزش ها،هنجارها وقوانین عمل نمایند.                                                                                                                           

اعتیاد و امنیت اجتماعی

دانشجو : زینب احمدی

استاد راهنما:عامري

مقدمه

اعتیاد به مواد مخدر به عنوان جدی­ترین مسأله اجتماعی ایران، وجوه مختلف جامعه­شناسی، روان­شناسی، حقوقی، سیاسی و ... دارد. به اعتقاد تحلیل­گران اجتماعی، اعتیاد به مواد مخدر، به­عنوان یکی از مسائل پیچیده اجتماعی درعصر حاضر است که زمینه ساز بروزبسیاری ازآسیب­ها وانحرافات اجتماعی می­باشد. به عبارت دیگررابطه اعتیاد بامسائل اجتماعی ارتباطی دوجانبه است؛ازیک­سو اعتیاد، جامعه را به رکودوانحطاط می­کشاندوازسوی دیگر پدیده­ای است که ریشه درمسائل اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی جامعه دارد. اعتیادگرایش فردرا به اصول اخلاقی ومعنوی وارزش­های اجتماعی کاهش می­دهد به­طوری که آسیب شناسان اجتماعی، اعتیادرابه مثابه « جنگ شیمیایی خانگی » و« جنگ بدون مرز » می­دانند. سازمان بهداشت جهانی مسأله موادمخدر،اعم ازتولید، انتقال،توزیع ومصرف رادرکنارسه مسأله جهانی دیگریعنی تولیدوانباشت سلاح­های کشتارجمعی، آلودگی محیط زیست،فقروشکاف طبقاتی،ازجمله مسائل اساسی شمرده است که حیات بشری رادرابعاداجتماعی، اقتصادی،فرهنگی وسیاسی درعرصه جهانی موردتهدیدوچالش جدی قرار می­دهد. ضرورت شناخت ابعاد و سطوح این مسأله اجتماعی زمانی عمیق­تر درک می­شود که بدانیم پدیده اعتیاد، متأثر از توسعه فن­آوری­های ارتباطی ورایانه­ای وباند­های مافیایی و دست­های پنهان است وازچنان پیچیدگی­هایی برخوردارشده که سازمان ملل متحد آن راازجرایم سازمان یافته تلقی واقدام به صدور کنوانسیون­ها وپروتکل­های مختلف برای مقابله باآن ( کنوانسیون­های 1971، 1961، پروتکل اصلاحی 1972 و کنوانسیون 1988) نموده است. حجم گسترده تجارت و چرخش مالی مرتبط با قاچاق موادمخدردرسطح جهان ونقش مافیای منطقه­ای وجهانی این موضوع را بسیار قابل تأمل کرده است.

کشور ایران به دلیل شرایط خاص و همجواری بامراکزعمده تولیدکننده موادمخدروقرارگرفتن در بهترین وکوتاهترین مسیرترانزیت،درچنددهه اخیرگذرگاه انتقال مواد مخدرازافغانستان به اروپا بوده است. وجودزمینه­های رشدوگسترش موادمخدردرایران و قاچاق آن که هم­اکنون به یک تجارت زیرزمینی تبدیل شده است، پیچیدگی اوضاع فعلی را فراهم ساخته است ومی­رود تا به یک بحران اساسی در جامعه تبدیل شود. درعرصه ملی، کشور ایران به جهت ساختار جمعیتی، موقعیت ژئوپولتیکی و فقدان استراتژی و طرح جامع ملی مبارزه با عرضه، کاهش، تقاضا و درمان معتادان، به­عنوان یکی ازآسیب ­پذیرترین کشورهای جهان در مقابل مسأله مواد مخدر است. گزارش­های آماری حاکی از گسترش فزاینده اعتیاد به مواد مخدر در ایران است. به­طوری که اعتیاد بعد از بيکاری وگرانی سومین معضل اجتماعی است. در موردآمارمعتادان در ايران، اعدادو ارقام مختلفي ذكر مي­شود، بر اساس آخرين اعلام ستاد مبارزه با مواد مخدر، يك ميليون و 200 هزار نفر در ايران معتاد دائمي هستند و حدود 800 هزار نفر نيز به صورت تفنني مواد مخدر مصرف مي­كنند كه البته با توجه به اين­كه در همه جاي دنيا تعداد افرادي كه به صورت تفريحي و تفنني مواد مخدر مصرف مي­كنند بيش از معتادان دائمي است، اكثر كارشناسان به اين آمار به ديده ترديد نگاه مي‌كنند.

طبق گزارشات در سال 1382، سن آغاز مصرف مواد مخدر در ایران به 14 تا 16 سال رسیده است(توسلی،9:1379) و سالانه 10٪ به تعداد معتادان افزوده می­شود. رشد اعتیاد تزریقی 30٪ است و این میزان تقریباً 5 برابر جمعیت کشور است.

 

زنان و تعارض سنت و مدرنيته

استاد راهنما:«آقای  مهدي عامري »

 پژوهشگر:(رقيه گل محمَّدي )

« چكيده »

سنت و مدرنيته امروزه دركشورهاي درحال توسعه به مثابه ي دو نيرو دو پديدة متعارض مطرح مي شوند درحالي كه فرايندهاي تاريخي و توسعه دركشوهاي توسعه يافته وصنعتي كنوني لزوماً چنين تعارضي وجود نداشته است. درواقع مدرنيته صنعتي و پيش از آن فرايندهاي تجدد ونوسازي كه آن ها را نيز مي توان نوعي (مدرن) شدن به حساب آورد در اكثر موارد از درون سنت بيرون آمده اند. مفهوم تعارض بودن سنت ومدرنيته دركشورهاي درحال توسعه كه نياز به تدفيق و تعديل دارد عمدتاً حاصل ورود مدرنيته به مثابه يك پديده ي «بيروني» به درون يك نظام اجتماعي ناآشنا وناهماهنگ با آن است در اين تحقيق تلاش مي شود مباحث دربارة رابطه ي سنت ومدرنيته به ويژه با محوريت زنان درچهارچوب فرايند جهاني شدن، نحوة شكل گيري فرايند عمومي جهاني شدن، نحوة شكل گيري فرايند گسترده اي كه سبب پديدآمدن اشكال «پيوندي» ميان سنت و مدرنيته مي شود مورد تحليل قرار گيرد. درك اين فرايندها به ما امكان مي دهد كه به رديابي مهم ترين مشكلات مربوط به تعارض زنان در كوتاه مدت ودرازمدت بپردازيم و راه كارهايي را ارائه بدهيم. روش گردآوري مطالب دراين تحقيق به صورت كتابخانه اي مي باشد.

 

عوامل موثر مهارتهای زندگی بررفتار دانشجویان

 

تکنیک های خاص تحقیق

نام استاد : آقای مهدی عامری

دانشجو: فاطمه عموئی

رشته: علوم اجتماعی ( پژوهشگری)

مقدمه

عوامل مؤثر مهارتهاي زندگي بر رفتار دانشجويان

اجتماعي شدن جرياني است كه در آن هنجارها ، انگيزه ها ، نگرش ها و رفتارهاي فرد شكل مي گيرد تا ايفاي نقش كنوني يا آتي او در جامعه ، مناسب و مطلوب شناخته شود . اين جريان از لحظه ي تولد كودك آغاز مي شود و در آن برخي از افراد و گروهها و سازمان هاي اجتماعي نقش كليدي را دارند ، پدر و مادر وخواهر و برادر ، مربيان و معلمان  بخش بزرگي از وقت خود را براي ارائه ارزشها و جهت دادن و تغيير رفتار كودكان صرف مي كنند .

سازمان مدرسه ، مسجد و نهادهاي گوناگون كه وظيفه ي انتقال فرهنگ را بر عهده  دارند ، وهمچنين وسايل ارتباط جمعي ( خاصه تلويزيون ) نيروهاي قدرتمند ، در شكل دادن به طرز تلقينها و خواسته ها و رفتارهاي كودكان هستند .

اجتماعي شدن نوعي يادگيري است  كه به سازگاري  با جامعه  ومحيط فرهنگي ، بستگي دارد . منظور از رشد اجتماعي ، نضج فرد در روابط اجتماعي است به طوري كه بتواند با افراد جامعه اش هماهنگ و سازگار باشد . اگر رشد اجتماعي كودك درست انجام نگيرد ، موفقيت او در ابزار استعدادها و استفاده  از آنها بسيار كم خواهد بود .

در حقيقت پرورش استعدادهاي كودك بدون تربيت ادراك اجتماعي او امكان پذير نيست .

مدرسه  بهترين مركزي است كه صلاحيت تربيت اجتماعي  صحيح كودكان را دارد . بنابراين ، برنامه ي مدارس بايد طوري تنظيم شود كه در عين پرورش استعدادها و مهارتهاي گوناگون كودك و آماده كردن محيط مناسب براي رشد طبيعي او ، وي را يك فرد اجتماعي بار آورد . به طوري كه صلاح خود را در صلاح جامعه  بداند ، و در همه ي اعمال و حركات  خود تنها به فكر منافع نباشد و همواره نفع عمومي را بر نفع خود ترجيح دهد ، يا به گفته ي جان ديويي فيلسوف و مربي مشهور آمريكايي « آموزش و پرورش جديد ، هميشه بايد تغييرات و نيازهاي  اجتماعي را در نظر بگيريد و بايد ميان محيط مدرسه و محيط رندگي حقيقي و فعاليت مثبت آن همواره ارتباط باشد .براي رسيدن به اين هدف ، بهترين وسيله اين است كه ميان درسهاي گوناگون ، ارتباط برقرار شود تا كودك همه تجاربي را كه در محيط خانواده به دست آورده است ، در مدرسه مورد استفاده قرار دهد . و در عوض ، آنچه را كه در مدرسه مي آموزد ، در زندگي روزانه به كار ببرد و در نتيجه ، مدرسه به يك مجموعه متجانس و زنده تبديل شود . زيرا هدف اساسي مدرسه عبارت است از : پرورش استعداد و شايستگي كودك براي سازگاري  شخصي و اجتماعي  است . اجتماعي كردن صحيح كودكان به عنوان يكي ار اهداف مهم تعليم و تربيت ، در گرو آموزش مهارتهاي اجتماعي به آنهاست و اين مهارتها مي توانند در روابط آنها با ديگران نتايج مثبت و موفقيت آميزي بوجود آورند ؛ اين امر طي دو سه دهه ي اخير مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است . علاوه بر اين ، زندگي بشر در نيم قرن اخير همراه با رشد سريع  جمعيت و تغييرات وسيع اجتماعي و صنعتي ، تحولات عظيمي يافته است . شمار زيادي از كودكان و نوجوانان دچار مشكلات سازگاري اجتماعي و رفتاري و عاطفي شده اند . از روش هاي پرورش مهارتهاي اجتماعي يا آموزش مهارتهاي زندگي ، توسط روانشناسان و محققان با حمايت  سازمان هاي ملي و بين المللي براي سطوح مختلف مدارس ، برنامه ريزي شده است .

اگر چه آموزش اين مهارتها  و دانشهاي مربوط به آن هنوز سالهاي اول رشد  خود را مي گذارند ، اما روز به روز تحقيقات بيشتري در اين مورد صورت مي گيرد و به صورت يكي از ابعاد جديد آموزش  و پرورش  همگاني و تعليم و تربيت ويژه در مي آيد . بنابراين بر محققان ، برنامه ريزان و معلمان  ضروري است  كه در كسب آگاهي هاي لازم از كيفيت ارائه اين برنامه ها تلاش نمايند . تهيه ي  كتاب آموز ش مهارتهاي زندگي در مدارس ، از جمله  فعاليتهايي است كه طي سالهاي اخير در كشور ما انجام شده است . امر ارزيابي اين فعاليتها براي پژوهشگران ضروري به نظر مي رسد ، تا از آن  طريق بتوانند  در مورد اثرات آموزش  مهارتهاي زندگي  بر تغيير رفتار ، مبناي سنجشي داشته باشند ؛ و در كار معلمان وبرنامه ريزان نيز ارزيابي مؤثرترين عامل محسوب مي شود : زيرا آنها نيز بايد از نتايج كوششهايشان آگاه شوند . امروزه كتابها و مقالات  متعددي به بحث درباره ي ارزيابي مهارتهاي زندگي پرداخته اند . همچنين منابع اطلاعاتي بسياري از جمله بزرگسالان ، همسالان و نيز خود كودك مطرح مي شوند . اما نظر كودك همواره منبع اطلاعاتي مهمي براي ارزيابي به ويژه براي ايجاد  انگيزش در تغيير و واكنش در برابر مهارتهاي زندگي در مدارس از ديدگاه دانش آموزان بپردازد . باشد كه زمينه اي هر چند كوچك ، براي ارائه ي هر چه بهتر اين گونه برنامه ها در مدارس فراهم گردد .

 

رفاه و تامین اجتماعی

هاجرحسن زاده

وزارت رفاه و تامین اجتماعی

جامعه شناسی سازمانها رشته علوم اجتماعی

استاد :عامری

در سال 1312 هنگام خاک برداري از تخت جمشيد 85 لوح گلي کشف شد که اطلاعات بدست آمده از آنها بيانگر وجود مواردي از خدمات رفاه و تامين اجتماعي براي کارگران در دوران هخامنشي است. اين يافته ها نشان مي دهد کارگران ايراني حقوق بگير بوده اند و سيستم ثبت و ضبط معيني براي پرداخت به آنان وجود داشته است، ميزان دستمزد کارگران به مهارت آنان بستگي داشته و افراد مختلف در مشاغل يکسان، غالبا حقوق برابر داشته اند، کارگراني که داراي حداقل حقوق بوده اند براي جبران کسري زندگيشان اضافه دريافتي وگاه پاداش دريافت میکنند.

 اوقات فراغت

 

نام و نام خانو ادگی: نازی حاجی محمدی

 نام استاد: عامري

 نام درس مربوطه : کارورزی ۲

  اوقات فراغت نزدیک‌ترین پیوند را با زندگی معنوی و فرهنگی افراد دارد و ارتباط آن با حیات معنوی و فرهنگی جامعه نیز تنگاتنگ است چون فرد می‌تواند در اوقات فراغت همان چیزی را که می‌پسندد انجام دهد، شخصیت نهایی خود را بازیابد و آن را ابراز کند. بنابراین قابلیت های فرد غالباً در عرصه اوقات فراغت جلوه گر می‌شود.از طرف دیگر، فعالیتهای اوقات فراغت از چنان اهمیتی برخوردار است که از آن به مثابه آیینه فرهنگ جامعه یاد می‌کنند.در نتیجه چگونگی گذران اوقات فراغت افراد یک جامعه به میزان زیادی معرف خصوصیات فرهنگی آن جامعه است. در جوامع اولیه‌ بین کار و اوقات فراغت مرز مشخصی وجود نداشت. در این گونه جوامع و حتی در بسیاری از بخشهای جهان امروز، مردمانی وجود دارند که برای تامین مایحتاج اولیه خود و خانواده‌شان چنان سخت و طولانی کار می‌کنند که زندگیشان عاری از چیزی است که ما اوقات فراغت می‌نامیم.دومازدیه معتقد است که حتی در جوامع کشاورزی که دارای کتابت هم بوده‌اند نمی‌توان از فراغت به معنی امروزی آن سخن گفت. از نظر دومازدیه فراغت دارای دو شرط ویژه است و نبود آن در تمدنهای باستانی و کشاورزی به سبب نبود ‌این دو شرط است: شرط اول آن، این است که فراغت تحت تأثیر مراسم اجباری و الزامات و تعهدات فرهنگی، اجتماعی جامعه قرار نداشته باشد بلکه با انتخاب و اختیار فرد سپری گردد و شرط دوم این که فراغت از سایر فعالیتهای انسان چون کار جدا باشد.