بگیرو ببند درکنار ویترین‌های مروج بدحجابی!


یکی از نکاتی که مقام معظم رهبری در فرمایشات اخیر خود در جمع مردم خراسان شمالی به آن اشاره داشتند، این بود که طراحی لباس در کشور ما چقدر منطقی و عقلانی است؟ این در حالی است که کشور ما با پیشینه هنر هزاران ساله خود سرآمد جهان در رشته‌های مختلف بوده است اما این روزها ما به جای بازگشت به سبقه تاریخی‌مان تنها به تقلید از مدل‌های غربی می‌پردازیم.

وقتی لباس مناسب در بوتیک‌ها پیدا نمی‌شود
ویترین بوتیک

حتماً برای همه اتفاق افتاده است، اینکه برای خرید لباسی که هماهنگ با ارزش‌های دینی و اعتقادی‌تان است به بوتیک یا مرکز خریدی مراجعه کنید و با کمال تعجب ببینید در تمام مغازه‌های مرکز خرید مورد نظر حتی یک نمونه از لباسی که با انتظارات شما منطبق باشد، پیدا نمی‌شود. این مسئله باعث می‌شود که شما در جستجوی لباس مناسب مورد نظرتان تمام نقاط شهر را جستجو کنید و در آخر کار مجبور شوید که پارچه خریده و لباس مورد نظر را به خیاط سفارش بدهید تا بلکه بتوانید لباسی که با باورهایتان هماهنگ است بر تن کنید!

اما به جای لباس‌های مناسب با فرهنگ ایرانی و اسلامی، این روزها پاساژها و مراکز خرید پر شده از مدل‌های غربی که هیچ تناسبی با فرهنگ بومی ما ندارد. مانتوهایی که همگی یا تنگ هستند یا کوتاه، در کنار شلوارهای جین پاره و فاق کوتاه و تیشرت هایی آستین کوتاه با نقوش و نوشته‌هایی که معلوم نیست مروج کدام فرهنگ غربی است. جوانان ما هم وقتی می‌بینند لباس‌های تمام بوتیک‌ها غربی هستند، به اجبار تن به تهیه این لباس‌های می‌دهند.

ادامه نوشته

ساسی‌مانکن‌ها و عروسی‌های چند میلیاردی


مدیران تالارهای عروسی و دفاتر خدماتی و تشریفات برگزاری مراسم‌های عروسی 100 میلیون تا یک میلیارد تومانی را تائید می‌کنند. این در حالی است که برخی دیگر نیز از داشتن مشتریانی برای برگزاری مراسم طلاق خبر می‌دهند.

عکس عروسی

6 صفحه از پرفروش‌ترین نشریه نیازمندی‌های تهران به خدمات مجالس و مراسم‌ها اختصاص دارد که در آن می‌توان انواع مراسم‌ها اعم از مراسم ترحیم، عقد، عروسی و ... را با قیمت‌های مختلف سفارش داد. نکته قابل تأمل این است که در کنار برگزاری مراسم سخنرانی‌ها، همایش‌ها، میهمانی‌های خانوادگی و عقد و عروسی منوی مراسم طلاق هم اضافه شده که به گفته مدیران تالارها هم موجب تعجب و هم تأسف است ولی ما پولمان را می‌گیریم و مراسم را برگزار می‌کنیم. هر چند قانون، بخشنامه و نامه‌ای از سوی اتحادیه و وزارت ارشاد یا اداره اماکن مبنی بر ممنوعیت برگزاری جشن‌های طلاق به تالارهای عروسی ابلاغ نشده ولی برگزاری این گونه مراسم‌ها قطعاً تاثیرات منفی در جامعه خواهد داشت و هزینه‌های گران برای برگزاری یک جشن عروسی هم در کنار آمارهای کاهش ازدواج قابل تأمل است.

گران‌ترین عروسی‌ها بیشتر از 100 میلیون نمی‌شود.

«یک دستگاه پراید هدیه به عروس و داماد»، «ورودی رایگان تالار»، «اتاق عقد و آتش بازی رایگان» و «سورپرایز برای عروس و داماد» از جمله تبلیغاتی است که می‌توان در آگهی‌های برگزاری مجالس در نشریات مختلف مشاهده کرد. اما این همه آن چیزی نیست که در مراسم‌های عروسی در تهران در جریان است. عروسی‌های مجلل این روزها در تهران حرف نخست را می‌زنند. مراسم‌هایی که نمونه کاملی از اسراف گرایی و تجمل گرایی در شهری است که در برخی از محله‌های آن جوانان به علت درآمد کم قادر به ازدواج نیستند و عطای آن را به لقایش می‌بخشند. درآمدهای میلیاردی بی حساب و کتاب در کلان‌شهر پایتخت باعث شده تا در کنار مراسم‌هایی که با عنوان ازدواج آسان و با هزینه‌ای معادل 400 هزار تومان در شهر انجام می‌شود، مراسم‌های عروسی چند صد میلیونی نیز در پایتخت رواج پیدا کند. 

ادامه نوشته

مفتخرم که مارک‌دار می‌پوشم!


صاحبان مارک‌های اغلب اروپایی، در بهترین خیابان‌های شهر تهران نمایندگی دارند و به تدریج این نمایندگی‌ها به خیابان‌های مرکزی شهر و حتی شهرستان‌ها هم توسعه پیدا کرده است.

به نظر می‌رسد در رابطه با نحوه استفاده از کالاهای مصرفی، اصول ثابت و پایداری در رفتار انسان‌ها وجود دارد. اصولی که در هر دوره و برهه زمانی، انسان‌ها در چهارچوب آن عمل می‌کنند.

مارک دار-بوتیک

مثلاً اینکه انسان‌ها اگر احساس كنند كالایی از جهت كیفیت ساخت و نوع كاربرد قابل استفاده تر است و با سود و زیان و درآمد و خرج زندگی آن‌ها تناسب بیشتری دارد، تمایل بیشتری به خرید آن كالا دارند. این یک رویکرد اصولی در رابطه با نحوه مصرف کالاست و رویکردی منطقی به نظر می‌رسد، اما به راستی نوع مصرف مردم زمان کنونی، به همین صورت است؟

موضوع نابرابری اقتصادی و سیاسی کشور ما با قدرت‌های غربی، به سال‌های طولانی در گذشته بازمی گردد. آن زمان که بعد از انقلاب صنعتی، چهره اروپا در قالب علم و صنعت و تكنولوژی با اهداف استعماری رخ نمود و با همین چهره بر سایر كشورها مسلط  ‌شد.

بنابراین از پی یک سلطه‌ی سیاسی و اقتصادی، سلطه‌ی فرهنگی هم به طور تدریجی رخ داد. تا جایی كه مردم ما احساس می‌كردند اگر آن‌ها امروز در صنعت و فناوری رشد كرده‌اند، شاید كالاهای آن‌ها هم مرغوب‌تر است. به این ترتیب مردم ما تدریجاً جذب كالاهای ساخت آن‌ها شدند و نسبت به استفاده از كالاهای ساخت داخل احساس تردید پیدا كردند.

نكته‌ای كه ما باید به آن توجه داشته باشیم، این است كه سه ركن سیاست، فرهنگ و اقتصاد در چرخش زندگی بشر رابطه‌ای متقابل دارند. یعنی جامعه‌ای متوازن است كه فرهنگ، سیاست و اقتصاد آن با هم رابطه‌ای متوازن داشته باشند. هرگاه یكی از این‌ها دست خوش تغییر شود، خود‌به‌خود دو عنصر دیگر نیز به گونه‌ای با این عنصر به چالش كشیده می‌شوند تا دوباره به توازن برسند و جامعه‌ بتواند رفتار متناسب و متوازنی بروز دهد. كشور ما در دوره‌های پیش از استعمار در هر سطحی از رشد تاریخی، اجتماعی و اقتصادی كه بود، اما مجموعاً عرصه‌های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی متوازنی داشت. بنابراین هیچ‌گونه بحران هویتی یا احساس حقارتی هم وجود نداشت. 

ادامه نوشته

دوستی با پسر، یک تجدد بدلی


توجه به جنس مخالف و شناخت آن نیازی فطری و روانی است که حد و مرز ان را فرهنگ ها و فضای اجتماعی جامعه ترسیم می کند.
دوستی دختر و پسر

در کشورهای اسلامی که قوانین مدنی و فرهنگ نهادینه شده در اذهان مردم بر پایه دستورات دین مبین اسلام است؛از همان ابتدای سن بلوغ که اولین نگاه ها و گرایش ها به سوی جنس مخالف کشیده می شود،دستورالعمل هایی برای تعامل سالم و عفیف میان مردان و زنان نامحرم در خانواده و جامعه لحاظ شده است. دستورالعمل هایی که زن را در حجاب و مرد را با نگاهی عاری از شهوت به حضور در جامعه فرا می خواند. اما متاسفانه در فضای کنونی جامعه ما که فرهنگ های وارداتی در قالب تجدد و امروزی بودن، بسیاری از باید و نبایدها را زیر پا گذاشته است، هر روزه در کمال ناباوری شاهد ناهنجاری های شدید ارتباطی و تعاملات خارج از عرف دختران و پسران در کوچه و خیابان وحتی بسیاری از مراکز عمومی و تفریحی مانند پارک ها و سینماها و حتی در مهدهای علم و دانشی چون دانشگاه هستیم!!

فضای این گونه تعاملات به گونه ای باز شده است که جوانان به راحتی و حتی با توسل به برخی از استدلال ها و توجیهات اسلامی « در اسلام گفته شده است دو نفر كه یكدیگر را دوست داشته باشند، به هم محرم‏اند! » بدون هیچ گونه عقد رسمى یا صیغه، با هم قدم مى‏زنند و یا حتى گاهى اوقات، به قول خودشان براى شناخت بیشتر، بدون اطلاع خانواده‏ها در خلوت باهم صحبت مى‏كنند. دوستی هایی که بنا به گفته دختران و پسران جوان بابت آشنایی بیشترشان با جنس مخالف و پر کردن اوقات فراغت به نحوی شادمانه !! صورت می گیرد و گاهی برای توجیه عملکرد خود دم از شناخت برای ازدواج می زنند .فضای این گونه تعاملات به گونه ای باز شده است که جوان امروز بی هیچ واهمه و شرمندگی دست به کارهای ناشایست زده و حد و مرز های تعاملات اجتماعی را می شکند . دیگر زمانی شده که دختر و پسر امروز،  با شجاعت  و جسارت هر چه بیشتر در جلوی چشم مردان و زنان، پیر و جوان، آشنا و غریب و... با یكدیگر قدم مى‏زنند یا دست مى‏دهند و یا شانه به شانه راه مى‏روند!!

قبح دوستی های خیابانی تا بدان جایی ریخته شده که دیگر جوانان این روابط را نه تنها مجاز و عادی می دانند بلکه آن را به عنوان یک امتیاز برای خود محسوب می کنند و در دفترچه تلفنشان تعدادی  اسم دختر یا پسر نوشته و بدان مباهات می کنند وحتی بسیار مشاهده  شده  که برخی در این عرصه دست به رقابت های ناسالمی زده  و راه را بسیار بیراهه پیش می برند!!!

اما براستی روابط پسران و دختران كه بسیارى از اوقات زشت و ناپسند است، ناشى از چیست؟

ادامه نوشته

زنان کارتن‌خواب جوان‌تر شده‌اند


بی‌خانمان‌های شهرمان جوان‌تر شده‌اند، آنقدر جوان كه بعضی‌هایشان به زحمت 20 سالشان می‌شود، حالا دیگر كارتن‌خوابی در پایتخت مرد و زن نمی‌شناسد؛ از مردان و زنان سالمند گرفته تا دختران جوان کم سن و سال.

زنان کارتن خواب

می‌ترسم و حق دارم كه بترسم! بعد از نیم ساعت سرگردانی در كوچه پس‌كوچه‌های خلوت و طولانی حوالی میدان اعدام سابق، دم غروب به بن‌بستی رسیده‌ام كه ته آن خانه‌ای كلنگی و تاریك جا خوش كرده است و به محض در زدنم، مرا می‌بلعد تا جزئی از حیاطش شوم و آنجا 10-12 زن معتاد كارتن خواب دوره‌ام كنند تا با خشم و تنفر و شك، از حمله مردم به سرپناهشان بگویند و التماس كنند كاری كنم كه اهالی محل، تنها گوشه امن دنیا را كه متعلق به آن‌ها مانده است، روی سرشان خراب نكنند تا ناچار نشوند از ترس یخ زدن در خیابان یا به هوای بشقابی غذای گرم یا جای خواب، به هر حقارتی تن بدهند.

«نگذار آواره بشویم. من كارتن خواب بودم. 10 سال هم معتاد بودم. از خودم بدم می‌آمد، اما حالا ترك كردم. اینجا از بقیه زن‌ها مراقبت می‌كنم.» لی‌لی‌ آستین‌هایش را بالا می‌زند. منظورش از «اینجا» خانه‌ای است كه یكی از سازمان‌های مردم نهاد به عنوان سرپناه برای زنان معتاد كارتن خواب در ضلع شرقی میدان اعدام اجاره كرده است تا زن‌های معتاد شب‌هایشان را در آن بگذرانند و حالا من و عكاس در حیاطش، روی خرده شیشه‌ها، ایستاده‌ایم تا شرح هجوم همسایه‌هایی را كه نمی‌خواهند سرپناه زن‌ها در محله‌شان باشد به این مركز بشنویم.

لی‌لی‌ اصرار دارد دست‌هایش را ببینم. ساعدها و مچ دست‌های او دیگر جا برای زخم خوردن ندارند. بیش از سی جای زخم افقی و عمودی را كه گوشت اضافه آورده‌اند نشانم می‌دهد. خانه لی‌لی‌ پیش‌تر پارك‌ها و زیر پل‌ها بوده است، كوچه‌های تاریك، خرابه‌ها و خانه‌هایی كه بهای ماندن در آن‌ها زیر پا گذاشتن حیثیتش بوده است.

ادامه نوشته

خیانت نتیجه سریال های شبکه جم

 


شبکه های ماهواره ای و بخصوص چند شبکه خاص مثل شبکه جم تمام عزم خود را جزم کرده اند تا بنیاد خانواده های ایرانی را هدف قرار دهند.

خیانت نتیجه سریال های شبکه جم

شبکه جم به دنبال آسیب رساندن و عادی سازی مسائلی مثل خیانت و جدایی در میان خانواده های ایرانی می باشد و شاهد این مدعا سریال هایی است که این شبکه پخش می شود.

این شبکه با پخش سریالی که در آن زن خانواده به همسرش خیانت می کند، پس از لو رفتن خیانتش  به همسرش  می گوید :«تو نباید مرا تحقیر کنی و ما می توانیم از هم جدا شویم و ما باید سال های زیادی را زندگی کنیم پس ما می توانیم از هم جدا شویم.»

در ادامه این سریال مرد خانواده با خواندن اشعاری مبنی بر اینکه که همسرش حق این کار را داشته است از همسرش جدا می شود و این همان ترویج بی غیرتی میان خانواده های ایرانی است که شبکه جم و دیگر شبکه های فارسی زبان خارجی آن را دنبال می کنند.

این اولین سریال و اولین برنامه ای نیست که شبکه جم پخش کرده و در آن بنیاد خانواده ایرانی را هدف قرار داده است و آخرین نیز نخواهد بود اما نکته قابل تامل برای خانواده های ایرانی این است که باید هوشیار باشند و بدانند که با دیدن این گونه سریال ها به مرور قبح خیانت و بی غیرتی نزد آنها ریخته می شود و دیگر خیانت عمل ناهنجار و غیر شرعی محسوب نمی شود.

این اولین سریال و اولین برنامه ای نیست که شبکه جم پخش کرده و در آن بنیاد خانواده ایرانی را هدف قرار داده است و آخرین نیز نخواهد بود

کافی است کمی پیرامون اهداف این شبکه ها که غالبا زیر نظر یک صهیونیستی یا بهایی و یا یک ضد انقلاب فراری وابسته به غرب اداره می شود فکر کرد. آیا دلشان برای ایرانی ها می سوزد، آیا از آمریکا و انگلیس بودجه، نیرو و مکان می گیرند که مردم ایران بدون برنامه نباشند و آیا...

معصومیت زیر چکمه های نادانی

معصومیت زیر چکمه های نادانی


کودکان خیابانی همچنین به دلیل خصلت پاک و معصومانه کودکانه خود مستعد جذب باندهای مواد مخدر، فساد و فحشا و سرقت هستند و سرکرده‌های این باندها با صرف هزینه اندکی همچون تهیه مکان خواب و خوراک برای این کودکان حداکثر استفاده را از آنان می‌کنند.

کودکان خیابانی

کودکان خیابانی به دلیل عدم اطلاع کافی از مشکلات و آسیبهایی اجتماعی با برخی جرائم و ناهنجاریهای اجتماعی مواجه می‌شوند که مناسب سن آنها نیست، و از طرفی چون قدرت تحلیل مطالب و وقایع را ندارند، به مراتب بیشتر از بزرگسالان در معرض آسیبهای اجتماعی و مشکلات موجود در جامعه قرار می‌گیرند.

از جمله عوامل ایجاد کودکان خیابانی، فقر، اعتیاد خانواده‌ها، مهاجرت، حاشیه نشینی اطراف شهرها، اختلالات شخصیتی، فرار از خانه، بالا بودن درآمدهای مشاغل خیابانی، اختلالات خانوادگی و ... است. کودکان خیابانی عموما از طبقات پایین جامعه و از خانواده‌های فقیر و معتاد هستند. برخی از آنان نیز به دلیل شرایط خاص خانوادگی و مشکلات پیش رو اقدام به فرار از خانه می‌کنند و روزها و شبها را در خیابانها و یا مکانهای نامناسب می‌گذرانند.

این کودکان به دلیل طرد شدن از ساختار اجتماعی و بعضا خانواده‌های خود با مشکلات روحی و روانی و جسمی فراوانی مواجه هستند. همچنین به دلیل ترس از دستگیری، بازداشت، زندان، خشونت و پلیس همواره دچار استرس، اضطراب و یک ترس و دلهره درونی هستند که در دراز مدت موجب بسیاری از ناهنجاریها و آسیبهای اجتماعی خطرناکتر خواهد شد. از آنجا که برخی از کودکان خیابانی از سوی بزرگسالان مورد سوء استفاده قرار گرفته‌اند و یا به انواع ظلمها گرفتار شده‌اند اعتمادی به بزرگسالان ندارند. بنابراین هنگام دعوت و جذب آنان به مراکز نگهداری از کودکان با مقاومت آنان مواجه می‌شوند.

کودکان خیابانی همچنین به دلیل خصلت پاک و معصومانه کودکانه خود مستعد جذب باندهای مواد مخدر، فساد و فحشا و سرقت هستند و سرکرده‌های این باندها با صرف هزینه اندکی همچون تهیه مکان خواب و خوراک برای این کودکان حداکثر استفاده را از آنان می‌کنند. این کودکان پس از آموزشهای لازم اقدام به فروش مواد مخدر و پخش آنان در سطح شهر می‌کنند. برخی از این افراد خشونت و بی شرمی را از حد گذرانده‌اند و با معتاد کردن این کودکان آنان را به حدی به خود وابسته می‌کنند که آنان برای تامین مواد مخدر مورد نیاز خود حاضر به انجام هر کار غیر اخلاقی و جرمی برای روسای خود هستند.

ادامه نوشته

تقدیم به آن‌ها که از خود سیر شده‌اند

تقدیم به آن‌ها که از خود سیر شده‌اند


تا به حال از خود پرسیده اید؟ چه اتفاقی می افتد که بعضی ها حاضر می شوند با دست های خودشان باارزش ترین دارایی را از خودشان دریغ کنند. مخصوصا وقتی بدانیم بر اساس آمارها تب و تاب خودکشی هر روز بالا می رود .


خودکشی

اگر از اطرافیانت بپرسی که چیزی بیشتر از همه در زندگیشان اهمیت دارد می گویند سلامتی و تندرستی، معنی حرف آنها نشان از اهمیت زندگی برایشان خبر می دهد. حالا اینکه چه اتفاقی می افتد که بعضی ها حاضر می شوند با دست های خودشان این با ارزش ترین دارایی را از خودشان دریغ کنند سوالی است که ذهن خیلی ها را به خود مشغول کرده است. مخصوصا وقتی بدانیم بر اساس آمارها تب و تاب خودکشی هر روز بالا می رود و روز به روز بر تعداد کسانی که به آفرینش خداوند می شورند بیشتر می شود.

ممكن است خودكشی بیشتر مربوط به حوزه روانشناسی شود. اما چیزی كه آن را تبدیل به موضوعی اجتماعی می كند مسئله بالا رفتن آمار آن و طیف سنی است كه بیشترین اقدام به خود كشی را داشته اند یعنی جوانان بین 19 تا 35 ساله. نكته دیگری كه باعث می شود نسبت به این موضوع حساسیت نشان دهیم افزایش نسبت افراد متاهل در اقدام به خودكشی است. آمارها می گویند در سال های اخیر خود كشی افراد متاهل با 9 درصد رشد به 20 درصد كل خودكشی ها رسیده است.

دكتر امین سعادت مند جامعه شناس و آسیب شناس احتماعی در گفت و گو با تبیان می گوید: «ممكن است مسائل اقتصادی در بالا رفتن تعداد خودكشی ها موثر بوده باشد اما اگر بگوییم تنها دلیل این موضوع بوده، ساده انگارانه سخن گفته ایم. چون مسائلی مثل بالاتر بودن آمار خودكشی در كشورهای پیشرفته تر این احتمال را تاحدی نقض می كند از طرفی پایین آمدن سن خودكشی به ما نشان می دهد كه دغدغه مالی نمی تواند بزرگترین دلیل این اتفاق نا خوشایند باشد.»

ادامه نوشته

زنان؛ انتخاب میان عفت و پول


شاید همه، آگهی های استخدام روزنامه ها با متن هایی مانند نیازمند کارمند خانم با روابط عمومی عالی را دیده ایم. در برخی از موارد خانم هایی که برای مصاحبه به این شرکت ها مراجعه می کنند، با پیشنهاد بی شرمانه مدیر عامل و صاحب کار مبنی بر لزوم کشف حجاب برای استخدام در شرکت روبرو می شوند.

با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت، تاکید امام خمینی (ره) به عنوان رهبر انقلاب در خصوص حضور زنان در محیط های کاری، حفظ حجاب و شآن زن بود و اینکه این حضور به جایگاه زن به عنوان همسر و مادر در محیط خانواده خدشه ای وارد نکند. اما سال ها است که محیط های کاری خصوصی به مکان های ناامنی تبدیل شده اند که زنان با حضور در آنها خانواده و حیثیت خود را در خطر می اندازند.

زنان

با نگاهی به گوشه و کنار شهرها می توان مصادیق متعدد سوء استفاده های ابزاری از زنانی را دید که در محیط هایی متضاد با شأن و منزلت واقعی شان مشغول به کارند. رویکرد حاکم در به کارگیری دختران و زنان در شرکت ها و دفاتر خصوصی و نگاه ویترینی به آنان در تضاد آشکار با فرهنگ ایرانی است.

رخ دادن چنین اتفاق هایی در فرهنگ ایرانی و اسلامی جامعه ما، که در آن زن ستون سلامت اخلاقی، روانی و اجتماعی بوده و مرد از دامان او به معراج می رود، توجیه ناپذیر است.

بنگاه های معاملاتی و مشاوران بزک کرده!

اگر گذارتان به بنگاه های معاملات ملکی که در نقاط مرکز به بالای شهر وجود دارند، افتاده باشد حتما با دختران و خانم هایی بزک کرده و با ظواهر آن چنانی روبرو شده اید که برای نشان دادن منازل فروشی و یا اجاره ای، مشتریان را همراهی می کنند! این در حالی است که پیش از این خانم ها از حضور در مکان هایی چون بنگاه ها که جوی خاص و مردانه دارند خودداری می کردند.

اما طی سال های گذشته، دختران جوان و یا زنان در چنین محل هایی مشغول به کار شده و تمام ساعات روز را در آن به سر می برنند!

فروشنده های خانم؛ ابزاری برای فروش بیشتر

فروشگاههای لباس و یا سایر اقلام مصرفی از دیگر محل هایی هستند که از خانم ها به عنوان فروشنده، برای فروش بیشتر استفاده می شود. با ورود به این مکان ها، دختران و زنان با آرایشی غلیظ و پوشش نامناسب مشاهده می شوند که با چرب زبانی سعی در فروش اقلام خود دارند. کارفرما ها هم کسانی هستند که با کمترین حقوق، نیروهای خانم را به کار گرفته اند با این هدف که هم بیشتر از آقایان کار می کنند و هم باعث فروش بیشتر اجناس و اقلام فروشگاه می شوند.

ادامه نوشته

شهروندان چه رنگی بپوشند خوبه؟


مردم در برخوردهای اجتماعی خود در نگاه اول جذب رنگ‌ها می‌شوند تا شخصیت و رفتارهای یک فرد و چه بسا ممکن است این رنگ‌ها در روابط اجتماعی انسان نیز بسیار تاثیر گذار باشد

رنگ

با پیشرفت تکنولوژی و ورود به عصر مدرنیته رنگها نیز از تنوع زیادی برخوردار شده‌اند و با توسعه و تعمیق علم روانشناسی هر یک از این رنگها نیز دارای معانی و اثرات مختلف هستند که می‌توانند حاوی پیام‌های گوناگون و یا اثرات مختلف بر مخاطبان داشته باشند. به همین منظور طراحان لباس و مد به روانشناسی رنگها بسیار توجه کرده و می‌کنند تا بتوانند با استفاده از طیف‌های رنگی مخاطبان بیشتری را به سمت خود جذب کنند. استفاده ناشیانه از رنگ‌ها می‌تواند در روحیات و رفتارهای انسان‌ها تاثیر داشته باشد.

مردم در برخوردهای اجتماعی خود در نگاه اول جذب رنگ‌ها می‌شوند تا شخصیت و رفتارهای یک فرد و چه بسا ممکن است این رنگ‌ها در روابط اجتماعی انسان نیز بسیار تاثیر گذار باشد. ظاهر افراد نشان دهنده شخصیت آنان است و در نگاه اول همین پوشش و رنگ انتخاب شده برای لباس می‌تواند تاثیر بسزایی در افزایش تاثیرگذاری برخوردهای اجتماعی شود. بهتر است در انتخاب رنگ لباس‌هایمان دقت بیشتری کنیم تا در جامعه نیز ارتباطات مفید و سازنده داشته باشیم. هر رنگ در ما احساس خاصی را به وجود می‌آورد. برخی رنگ‌ها به انسان آرامش می‌دهند، برخی احساسات و عواطف ما را تحریک می‌کنند و برخی دیگر انرژی بخش هستند.

نگ

رنگ‌های روشن و شاد عموما اثرات خوب و دلنشینی بر روح و روان انسان‌ها می‌گذارند و وجود این رنگها در سطح جامعه موجب افزایش شادی و نشاط بیشتر برای مردم خواهد شد. برعکس رنگ‌های تیره موجبات افسردگی، ناراحتی و غم را فراهم می‌کنند به عنوان مثال رنگ سیاه برای مراسم عزاداری استفاد می‌شود.

با استفاده از پوشش و رنگ مورد استفاده در افراد می‌توان تا حدودی به شخصیت اجتماعی آنها پی برد. کسانی که از رنگ‌های بسیار تند استفاده می‌کنند عموما افرادی با اعتماد به نفس بالا هستند و یا اینکه نیاز به جلب توجه دارند. بنابراین کسانی که نمی‌خواهند در اجتماع مورد توجه قرار گیرند سعی می‌کنند از پوشش و رنگ‌هایی استفاده کنند که جلب توجه کمتری داشته باشد و یا کمتر به چشم بیایند.

ادامه نوشته

سکوی پرش برای این زنان تنها


دلم می‌خواهد صبح نرسد و آنقدر بخوابم كه تمام خستگی‌هایم رفع شود، اما هر چقدر هم به بالش بچسبم بالاخره صبح می‌رسد و باز باید بچه‌ها را جمع و جور كنم و صبحانه بدهم و ناهارشان را توی كیفشان بگذارم و یكی را بگذارم مهد و دیگری را بسپرم به سرویس مدرسه. خودم هم هول هولكی بروم تا گلیم خودم را از آب روزگار درآورم. كار سخت است و پایان‌ناپذیر. فصلش كه باشد روپوش مدرسه می‌دوزم و از مدرسه‌ها كه گذشت نوبت لباس كار و لباس‌های بیمارستانی و روپوش‌های آزمایشگاهی است كه تمامی ندارد.

زنان سرپرست خانوار

همه درزها یكجور است و همه چرخ‌ها یك راه را می‌روند و چشم من تا ساعات كارش را تمام كند دیگر همه چیز را به شكل راه بی‌پایان درز لباس‌ها می‌بیند و سرگیجه به سراغم می‌آید، اما باز باید بدوم تا برسم به مهدكودك یكی و به درس و مشق دیگری.

در خانه هم خیاطی را به شكل حرفه‌ای تمرین می‌كنم كه یك روز از راسته‌دوزی به مهارت بالاتری برسم. شام، ناهار، صبحانه و همه كارهای خانه و كمك به درس بچه یك طرف و سر و كله زدن با صاحبخانه طرف دیگر.

خدا را شكر كه كار هست. دخل و خرج را یكجوری به هم می‌رسانم. خانه كوچك است و بچه‌ها چیزی كه درخورشان باشد ندارند، اما زندگی همیشه با آدم خوب تا نمی‌كند. از وقتی پدر بچه‌ها فوت كرده است این بهترین دورانی است كه دارم سر می‌كنم چون كار دارم و فعلا ازدواج آخرین چیزی است كه به آن فكر می‌كنم.

اینها صحبت‌های نازنین ـ س 29 ساله و مادر دو فرزند است كه سه سال از فوت همسرش می‌گذرد. او یكی از ده‌ها هزار زن توانای شهر تهران است كه با كمك ستاد توانمند‌سازی زنان سرپرست خانوار دارد سعی می‌كند روی پای خودش بایستد و هم‌اكنون در یكی از مراكز وابسته به این ستاد به كار خیاطی مشغول است. او آرزو دارد یك مزون مستقل برای خودش داشته باشد.

زنان سرپرست خانوار از جمله گروه‌های آسیب‌پذیر جامعه هستند كه گاه عواملی چون طلاق، فوت، اعتیاد همسر، از كارافتادگی همسر و رها شدن توسط مردان مهاجر یا بی‌مبالات، موجب آسیب‌پذیری این طیف وسیع از جامعه، می‌شود.

این گروه از زنان كه با عنوان زنان سرپرست خانوار یا خودسرپرست در جامعه نامیده می‌شوند، با مسائل، مشكلات و موانع زیادی در زندگی مواجهند. توجه و بررسی همه‌جانبه و دقیق مسائل و مشكلات زنان سرپرست خانوار و ارائه راهكارهای درست و اصولی به منظور حمایت از آنها، از جمله وظایف نهادها و سازمان‌های خدمات اجتماعی در هر كشور است. متاسفانه در جامعه ما، زندگی زنان پس از ترك شوهر (به دلیل فوت، طلاق و...) غالبا با ابهامات و مخاطراتی روبروست؛ از جمله سرپرستی فرزندان به تنهایی و گاه به سختی، مشكلات اقتصادی، زندگی در تنهایی و همراه با افسردگی و ناامیدی، همچنین نگرش غلط جامعه نسبت به زنان مطلقه و بیوه در نبود همسرانشان، آنان را در روابط اجتماعی و حضور در اجتماع با مشكلات عدیده‌ای روبرو می‌كند. با توجه به روند رو به افزایش شمار زنان سرپرست خانوار در سال‌های اخیر در نتیجه افزایش میزان طلاق در جامعه، لزوم توجه بیشتر به این قشر از افراد جامعه، ملموس‌تر است.

ادامه نوشته

اضافه کاری گدایان برسرمزار مردگان


گدایان بهشت زهرا (س) هم كار و كاسبی شب‌جمعه را خوب یاد گرفته‌اند، كسی چه می‌داند شاید آنها همان گداهای سطح شهر هستند كه آخر هفته‌ها بر سر مزار اموات در بهشت زهرا (س) اضافه كاری می‌كنند؛ آنها حالا دیگر اینجا حق آب و گل دارند!

انگار دیگر نباید توقع داشته باشی آرامشی را كه می‌خواهی، در خلوتی هرچند كوتاه بر سر مزار اموات پیدا كنی.چشم دوخته‌ای به سنگ قبر و در عالم خودت با عزیزی كه از دست داده‌ای خلوت كرده‌ای كه ناگهان با پاشیده شدن مشتی گندم روی سنگ به خود می‌آیی؛ دخترك طوری منتظر بالای سرت ایستاده كه انگار وظیفه‌اش را انجام داده و حالا نوبت شماست كه دست به جیب شوید.

گدایی-تکدی گری

مبلغی به اولی می‌دهی و ردش می‌كنی، هنوز چند آیه از قرآن نخوانده‌ای كه ناگهان با صدای پیرمردی كه بالای سرت بلند بلند قرآن می‌خواند مثل برق گرفته‌ها از جا می‌پرید، آن قدر سریع و كوتاه می‌خواند كه انگار دنبالش كرده‌اند، حق هم دارد این همه قبر باید در وقت صرفه‌جویی كند تا به همه آنها برسد؛ پس بناچار باز هم دست به جیب می‌شوید.

چند دقیقه بعد زن میانسالی كه دست فرزندان قد و نیم‌قدش را گرفته و خرج شام شب‌شان را از شما طلب می‌كند و این داستان ادامه دارد....

دقیق‌تر كه نگاه می‌كنید یکی دوتا هم نیستند؛ قدم به قدم در شکل‌ها و مدل‌های مختلف، از کودک چند ساله و دختر جوان گرفته تا پیرمرد و مرد میانسال و بعضی هم که خانوادگی با زن و بچه به شغل گدایی می پردازند؛ تقریبا كنار بیشتر قبرها یك مهمان ناخوانده هم هست؛ كسانی كه فكر می‌كنند از خود شما برای اموات‌تان دلسوزترند؛ همان‌هایی كه قرآن می‌خوانند؛ گندم می‌پاشند؛ شمع روشن می‌كنند و...

خیرات مردم از نان و پنیر و سبزی، شكلات و خرما را از سر بی‌میلی برمی‌دارند اما بی‌رودربایستی می‌گویند كه پول، بیشتر به دردشان می‌خورد.

حتما باید وقتی از خانه به سمت بهشت زهرا خارج می‌شوی حداقل چند هزار تومانی توی جیبت بگذاری تا از روی هیچکدام از آنها شرمنده نشوی. اصلا دل رحمی را که کنار بگذاری شرمت را چکار می‌کنی، وقتی پیرمردی که 70 ،80 سال از عمرش می گذرد دستش را سمتت دراز می‌کند و یا پیر زنی برای درخواست كمك صدایت می‌کند و نمی‌توانی جوابش را ندهی.

نقطه اشتراک همگی شان اظهار عجز و ناتوانی است  که دل هر زیارت کننده اهل قبور را به درد می آورد و مجبور می کند برای عزیز از دست رفته شان دست به جیب شوند  و برای عآمرزشش مبلغی را تقدیم نمایند.

حتی نمی‌توان تشخیص داد کدام راست می‌گوید و کدام دروغ، چه کسی واقعا نیازمند است وچه کسی متکدی، معلول واقعی کیست و کدام از آنها به خاطر اعتیاد گدایی می‌کنند.

یک روز درآمدشان را که حساب کنی از حقوق و مزایای یک کارمند اداره هم بیشتر می‌شود و تصور اینکه بعضی از آنها در بهترین و خوش آب و هواترین جای شهر خانه ویلایی داشته باشند دور از انتظار نیست. این قشر جامعه با جمعیت روزافزون را چه می‌شود که انسانیت و شخصیت خود را برای طلب پول زیر پا می‌نهند، نمی دانم، اما هرچه باشد این فرهنگ آسان وارد جامعه نشده که آسان حذف شود.

ادامه نوشته

برگزاری «جشن طلاق»در تهران!

دعوتید به صرف عشق» عبارتی آشنا که بارها آن را در دعوتنامه‌های جشن عروسی مرور کرده اید، این بار هم دعوتید اما نه به صرف عشق، به صرف جدایی!

تلفن زنگ می خورد. از طرف یکی از زوج های جوان فامیل، دعوت به مهمانی در تالار پر طمطراق پایتخت می شوی. با خوشحالی از علت برپایی این سور به ظاهر، پر رنگ و لعاب می پرسی که جوابت را به طاق بالای سرت، حواله می کنند که «سورپرایزه! تشریف بیاورید متوجه می شوید.»

طلاق

شب موعود از راه می رسد. لباس های پلوخوری ات را به تن می کنی و شاد و سرخوش، راه شمال شهر را پیش می گیری تا به مقصد برسی. همه هستند از بزرگان فامیل گرفته تا دوست و آشنای زوج جوان. حس کنجکاوی ات بیشتر گل می کند و این در و آن در می زنی تا یکی بگوید اینجا چه خبر است.

شام را که می خوری، عروس و داماد میزبان که تازه 2 سال از زندگی شان گذشته،میکروفون به دست می آیند، همه گوشهایشان، تیز می شود و چشمهایشان از حدقه بیرون می زند. انتظارها به سر می آید و آنها با افتخار می گویند:«از این به بعد ما دیگه با هم زندگی نمی کنیم و کاملاً توافقی از هم جدا شدیم از حضور تک تک شما در جشن طلاقمون ممنونیم.»

هاج و واج می مانی که این دیگر چه مدلی است و الآن باید بخندی یا گریه کنی!

برپایی جشن برای منفورترین حلال خدا؟!

پس از این که موضوع مربوط به طلاق توافقی به عنوان امری مذموم در میان مردم رایج شد این موضوع آسیب های متعدد و مختلفی را برای جامعه ایجاد کرده است واین روزها مردم در جامعه شاهد بروز موضوع جدیدی با عنوان برگزاری جشن به مناسبت طلاق هستندو این جشن به دلیل فرار از مسئولیت ها در میان افراد برگزار می شود،و  مسائلی مربوط به جنبه های خواستگاری و روابط نامشروع در میان دختران و پسران به عنوان ریشه و دلیل اصلی این موضوع به شمار می رود.

ادامه نوشته

جای سالمندان در سیاست‌های دولت

خودش وسایلش را جمع می کند. می داند که فرزندانش می خواهند خانه پدری را بفروشند و پولش را هر کدام به زخمی بزنند. از طرفی هیچ کدام نمی توانند برای او جایی در خانه و کنار بقیه پیدا کنند. خودش اینها را خوب می داند. پس وسایلش را جمع می کند تا با حقوق ماهانه شوهر خدا بیامرزش او را به یکی از مراکز نگهداری از سالمندان بسپارند.

سالمندان

شاید این اتفاقی باشد که برای یکی از نزدیکان شما هم افتاده باشد و دور نیست روزی که همه ما شاهد چنین اتفاقی باشیم آن هم در جامعه ای که روز به روز مردمش بیشتر نسبت به هم بی تفاوت می شوند. موضوع وقتی دردناک تر می شود که نگاهی به هرم سنی جمعیت بیندازیم و بدانیم همان هرمی که الان نیمه میانی و رو به بالای آن از همه پهن تر است روزی شکل مثلثی وارونه می شود .

یعنی با توجه به نرخ موالید تا چند سال دیگر همه ما جزو گروه بزرگ سالمندانی هستیم که بزرگترین گروه سنی کشور را تشکیل می دهند. آنگاه مایی که به فرزندان مان شیوه برخورد درست با سالمندان را یاد نداده ایم چطور می توانیم از آنها توقع داشته باشیم آن طور که ما با سالخورده های اطرافمان برخورد کرده ایم رفتار نکنند.

در این میان عوامل زیادی هستند که به ایفای نقش می پردازند که رسانه ها، دولت و خود سالمندان از جمله این عوامل هستند.

ادامه نوشته

ناقوس مرگ درسالن‌های ورزشی

مواد مخدر به صورتی خاموش و خزنده و با زهری كشنده و مخرب در كوچه پس كوچه های شهر، بخش و روستاها وارده شده و با پهن كردن دام خود، در انتظار طعمه های جدیدی است تا با گرفتاری در دام اعتیاد، آنها را به ورطه سقوط ، تباهی و انحراف بكشاند.

این پدیده شوم و نكبت بار تنها در راستای بی هویت كردن جوانان و ایجاد انحراف عمیق در فكر و اندیشه فرد به منظور دستیابی قدرت های بزرگ به اهداف و مطامع شوم و سلطه گرانه خود، درحال گسترش است.

اعتیاد-بدنسازی

تعریف امروز از "سوداگران مرگ" به عنوان اهداكنندگان اعتیاد و نیستی با تعریف دیروز متفاوت است. امروز با استفاده از شیوه های نوین و  با تغییر الگوهای مصرف ازمواد مخدر سنتی به مواد صنعتی، شتاب زیادی برای دستیابی به اهداف خود داده اند.

مخدرهای امروزی لزوما آن بسته‌های كوچك كثیف كه مخفیانه رد و بدل می‌شد، نیست و فروشندگانش نیز در اذهان عموم شاید به عنوان یك قاچاقچی تعبیر نشوند، محصولات افیونی امروزی توسط افرادی با ظاهری موجه و فریبنده و در مكان‌هایی لوكس و گرانقیمت با وعده‌هایی وسوسه كننده در قالب كرم و پودرهای بدنسازی و عطر و ادكلن‌ و شكلات و آدامس و ... ارایه می‌شود.

شادابی و جوانسازی پوست، لاغری در خانم‌ها، افزایش قوای جسمی مردان، از بین بردن بودی بد دهان و صدها ادعای دروغین دیگر كه البته برای مخاطب بسیار جذاب است، ارمغان نامیمون سوداگران امروزی است كه نهایتا جز "اعتیاد" این بلای خانمان‌سوز، ثمر دیگری ندارد. البته این سوداگران مدعی درمان قطعی اعتیاد آن هم در مدت زمانی كوتاه مثلا 5 تا 7 روزه هم هستند؛ درمانی كه خود سرآغاز اعتیاد به موادی سنگین‌تر است.

سوداگران مرگ امروزی كه بر ماشین‌های مدل بالا سوارند، لباس‌های مارك‌دار و به اصطلاح امروزی می‌پوشند و با ظاهری زیبا، خوش اندام و فریبنده سعی در جلب اعتماد افراد دارند، برای فروش محصولات مرگبارشان خود را به عنوان الگو مطرح می‌كنند و آرایشگاه‌ها و سالن‌های ورزشی برایشان از مهم‌ترین مكان‌ها در جذب مخاطب‌ است.

دكتر فیروزه جعفری، رییس اداره پیشگیری، درمان و كاهش آسیب وزارت بهداشت، نسبت به مصرف مواد خوراكی، آرایشی و بهداشتی قاچاق و احتمال زیاد استفاده از تركیبات محرك در این مواد هشدار داد و گفت: تمام محصولات با مارك‌های خارجی كه تاییدیه وزارت بهداشت را ندارند و به صورت قاچاق وارد كشور می‌شوند اعم از پاستیل‌، شكلات‌، آدامس، عطر، ادكلن و ... می‌توانند مورد تردید باشند. سردسته این مواد در میان مواد خوراكی، پاستیل‌ها، نوشابه‌های انرژی زا و شكلات‌ها هستند و البته انواع اسپری‌های خوشبو كننده دهان، آدامس‌ها و قرص‌های مكیدنی هم در این زمینه مطرح هستند. هر چند ممكن است گاهی میزان مواد محرك به كار رفته در آنها كم باشد اما همین میزان هم راهی است كه فرد را با بو و طعم مواد آشنا كرده و بایولوژی مغز را آماده می‌كند كه در آینده به سمت مصرف مواد بیشتر حركت كند.

ادامه نوشته

پروسه زورگیری چگونه اجرا می‌شود؟

یكی از جرایم ویژه شهری كه در دهه اخیر روند صعودی پیدا كرده است جرم زورگیری می‌باشد؛ از نگاه آسیب‌شناسی اجتماعی زورگیری یعنی اقدام علیه امنیت اجتماعی افراد و سرقت اموال آنان با توسل به خشونت و سلاح سرد یا گرم كه در پاره‌ای از اوقات باعث ایجاد زیان‌های جانی و حتی مرگ می‌شود.


زورگیری

زورگیری در واقع نوعی تهاجم عملی و آشکار به نظم اجتماعی است. تفاوت زورگیری با سرقت این است که سرقت در خفاء صورت می‌گیرد ولی زورگیری در میدان عمل و آشکار و با خشونت همراه است.

در كالبد شكافی زورگیری توجه به چند نكته ضروری می‌باشد:

1/ طیف سنی زورگیران معمولاً بین 16 تا 27 سال است كه 85 درصد از آن‌ها معتاد به مواد مخدر به ویژه مواد روان گردان هستند و اغلب زورگیران برای اجرای هدف‌های خود از چاقو، كارد، پنجه بوكس و یا اسلحه گرم استفاده می‌كنند.

2/ 84 درصد از زورگیران مرد هستند كه به عنوان ترك‌نشین و دستیار سارقین نقش خود را اجرا می‌كنند.

3/ انواع شكل‌های زورگیری عبارتست از زورگیری یا خفت گیری در كوچه‌ها و خیابان‌ها، سرقت در غالب مسافركشی، دزدی با استفاده از مواد غذایی بی‌هوش کننده، دزدی طلاهای كودكان، سرقت در لباس مأمورین مبارزه با مواد مخدر یا سایر شكل مأمورها، سرقت از اماكن خصوصی و ورود به آن‌ها به عنوان مأمور آب، برق یا گاز و امثال این‌ها.

4/ علل رفتاری زورگیری از نگاه جامعه‌شناسی عبارتند از عوامل اقتصادی مانند بیكاری، فقر و اعتیاد و عوامل فرهنگی مانند پایین بودن اخلاق اجتماعی، کمرنگ شدن ارزش‌های دینی، ضعف تربیت خانوادگی كه بر این اساس معمولاً 95 درصد از زورگیران فاقد تحصیلات بالاتر از دیپلم هستند و اكثریت آن‌ها ترك تحصیل كرده و یا تحصیلات را رها كرده‌اند.

لازم به توجه است كه علی‌رغم كشفیات نیروی انتظامی زورگیری روند صعودی پیدا كرده است.

 علت اصلی روانی در زورگیری اعتیاد به مواد مخدر مخصوصاً مواد روان گردان صنعتی به ویژه شیشه است چرا كه استفاده از این ماده باعث نوعی سلب اراده و كاهش شعور در افراد می‌شود كه عاقبت كار خود را ارزیابی نمی‌کنند.

از نگاه رفتاری زورگیران دارای رفتارهای سادیسمی بوده كه از آزار دیگران توأم با خشونت و ضرب و جرح لذت می‌برند.

علل محیطی زورگیری: معمولاً خلوت بودن خیابان‌ها یا كوچه‌ها، کم بودن حضور پلیس در این‌گونه معابر و تاریک بودن آن‌ها از علل اصلی محیطی در زورگیری می‌باشد.

متأسفانه علی رغم تذكرات مكرر پلیس به شهروندان برای رعایت اصول ایمنی هنگام گرفتن پول از بانك یا خروج از آنجا و همراه نداشتن اموال قیمتی یا عدم استفاده از وسایل نقلیه غیر مجاز باز هم شاهد تكرار این‌گونه رفتارها هستیم.


ادامه نوشته

خانه‌های مجردی بستر رفتارهای غیر‌اخلاقی

بخشی ازجوانان کشور ما زندگی مجردی دارند. این مساله متاسفانه در کلانشهرها نمود بیشتری داشته و هشداری برای خانواد‌ه‌ها محسوب می‌شود. واقعیت این‌ است که خانواده‌ها خواسته و ناخواسته زمینه را برای زندگی مجردی فرزندانشان فراهم کرده و در برابر این دگرگونی و تمایلات جوانان سکوت می‌کنند.

خانه مجردی

البته همه خانه‌های مجردی، كثیف و بی‌نظم نیست و برخلاف تصور عمده كسانی كه تا عبارت «خانه مجردی» به گوششان می‌خورد، ابرو در هم می‌كشند، تعداد كمی از خانه‌های مجردی، ساكنانی زندگی می‌كنند كه زیر سقف آن دست به كارهای خلاف قانون می‌زنند.جرم انگاری تجرد و هراس جامعه از در اختیار قرار دادن امکان سکونت به افراد مجرد می‌تواند بیش از پیشگیری از وقوع جرم خود عامل سوق یافتن افراد به ویژه جوانان به سمت اعمال مجرمانه در اثر نوعی سرخوردگی اجتماعی باشد.

در شرایطی که وضعیت اجتماعی به گونه‌ای پیش می‌رود که آمار افراد مجرد جامعه مدام در حال افزایش است ،عواملی همچون تورم فزاینده، بیکاری، افزایش آمار طلاق، تغییر شیوه‌های زیست و... موجب تشدید این روند شده‌اند؛ در چند مدت گذشته بحث جمع‌آوری خانه‌های مجردی موجی از نگرانی را در میان شهروندانی که ناچارند به این طریق زندگی کنند برانگیخته است.به هر حال یکی دانشجوست و می‌خواهد درس بخواند، دیگری از همسرش جدا شده و حوصله کسی را ندارد، یکی برای کار از شهرستان به تهران آمده، یکی دیگر به‌دلیل بالا رفتن سن‌ازدواج و اختلاف نظر با خانواده‌ و هزار و یک دلیل دیگر، خانواده‌ را مجاب می‌کند تا به اسم حس استقلال‌طلبی یا تمرین زندگی، با گرفتن خانه مجردی موافقت کنند.این کالای وارداتی که از نظر بعضی کارشناسان تکرار اشتباهات فرهنگ غرب است مدتی است که بین خانواده‌های ایرانی ریشه دوانده و نگرانی‌هایی را ایجاد کرده است.

ادامه نوشته

نقش اژدها بر دستان یک جوان

قرن ها پیش افراد یک قبیله علائم مختلف و نمادهای ویژه ای را برای شناخته شدن و تمایز از افراد دیگر قبیله ها به کار می بردند. بیشتر این نمادها توسط بزرگ قبیله انتخاب می شد و افراد به نوعی ملزم به استفاده از آن بودند.

از جمله این موارد نوع پوشش، آرایش های ویژه و استفاده از انواع خالکوبی ها بود. خالکوبی یا همان تاتو قدمتی بیش از 4000 هزار سال دارد و در فرهنگ های مختلف مفاهیم متفاوتی را در بردارد.

آنچه مسلم است دلایل بروز و استفاده از آن برای افراد درگذشته با دلایل و اهداف خالکوبی شونده های امروزی بسیار متفاوت است.

خالکوبی

هرچند نقاط مشترکی را نیز در عمق آن می توان جست وجو کرد ولی علاقه و گرایش افراد و به ویژه جوانان امروزی به این مقوله که دیگر به نوعی جزء رسم و رسومات بخشی از جوانان به شمار می آید قابل تامل و بررسی است. مریم فرهودی مردم شناس دراین باره می گوید: « خالکوبی در اصل ریشه قبیله ای و طایفه ای دارد و اگرچه پیش بینی می شد که با وجود پیشرفت تمدن و گسترش شهرنشینی دیگر جایی برای بروز آیین ها و رسومات قبیله ای باقی نماند اما آن طور که از شواهد پیداست انگار امروزه گروه های مختلفی با انواع و اقسام آیین های متنوع جایگزین آنها شده اند و استفاده از این پدیده و حرکت جامعه به سمت نمادگرایی، اعضای یک گروه را به یک نوع طرز فکر خاص سوق می دهد و مجبورشان می کند از قانون های نانوشته ای پیروی کنند.

امروزه خالکوبی یا همان تاتو، برای گروهی از جوانان نشانه "مد روز" بودن است، عقاید و فرهنگ غربی در پوشش "تاتو" و از طریق خواننده‌ها، بازیگران، ورزشکاران و حتی بازی‌های رایانه‌ای به تفکرات جوانان تزریق می شود. در بررسی اجمالی تصاویری كه اغلب به شكل جمجمه، صورتک های شیطانی و ... است، خشونت، عقاید ضد دین و شیطان پرستی و ... به وضوح قابل درک است.

سعید خراط‌ها – مردم‌شناس و آسیب‌شناس اجتماعی –معتقد است : رواج خالكوبی به یك مد جهانی مبدل شده است و حتی نمادهای آن در بین ورزشكاران المپیك و هنرمندان مشهور جهان دیده می‌شود كه نمونه آن المپیك لندن بود و كمتر ورزشكاری خارجی پیدا می‌شد كه بر بدنش خالكوبی نكرده بود.

ادامه نوشته

تیغ بدحجابی بر شاهرگ اجتماع

حجاب به عنوان مسئله‌ای قانونی، عرفی و شرعی در کشور ما مطرح است و رعایت نکردن آن علاوه بر نقض قوانین، نابهنجاری اجتماعی و رفتاری نیز محسوب می‌شود. حال موضوع این است؛ بی حجابی که به عنوان رفتاری ضد ارزش در جامعه مطرح است، چه پیامدها و آسیب‌های اجتماعی را در پی دارد که باعث شده این همه توجه، انرژی و سرمایه برای کنترل آن به کار گرفته شود.


بی حجابی و ایجاد نگاه ابزاری به زنان

بدحجابی-حجاب

یکی از پیامدهایی که بدحجابی در سطوح مختلف اجتماعی به دنبال دارد، ایجاد نگاه ابزاری به زنان است. بد حجابی باعث می‌شود که زن نه به عنوان یک موجودیت انسانی که بر پایه جنسیت نگریسته شود. با ایجاد چنین تفکری زنان نه بر اساس توانایی‌های ذهنی و مهارتی خود، بلکه با در نظر گرفتن فاکتورهای ظاهری مانند زیبایی و لطافت سنجیده می‌شود. وقتی زنان حجاب مناسبی را در محیط کار خود رعایت نکنند، دیگر توانایی آن‌ها در انجام فعالیت‌ها و مهارت‌های شغلی دیده نمی‌شود و نگرشی ابزار گونه نسبت به این زنان باعث می‌شود که توانایی‌های آن‌ها در سایر زمینه‌ها نیز نادیده گرفته شود و تنها به دلیل ارزش‌های سطحی و ظاهری به کار گرفته شوند. به عنوان مثال برخی از زنانی که تنها به دلیل زیبایی ،کارکردی ویترینی در مشاغل دارند و کارفرما از آن‌ها به عنوان ابزاری برای افزایش فروش کالاهای خود و جذب مشتری می‌نگرند.

از بین رفتن فرصت برابری شغلی

علاوه بر این زمانی که زنان حجاب را در محیط‌های کاری رعایت می‌کنند، در موقعیتی برابر با همکاران مرد خود قرار می‌گیرند. حجاب باعث گذار زن از جایگاه صرفاً جنیستی به جایگاه انسانی است، بدین معنا زنان می‌توانند در موقعیتی برابر توانایی‌ها و مهارت‌های کاری و شغلی خود را در رقابت با مردان قرار دهند. اما بد حجابی باعث ایجاد نگاهی خاص به زن می‌شود و زن بیش از هویت انسانی خود، بر اساس فاکتورهای جنسیتی سنجیده می‌شود که این موضوع از آفات حضور زنان در محیط‌های شغلی است.
ادامه نوشته

بی‌فرهنگ‌‌ها دلگیر نشوند


شهر تمیز و منظم نشان دهنده آن است که شهروندانی دارد آشنا با فرهنگ شهرنشینی و برخوردار از کرامت انسانی. چنین شهروندانی در وهله اول احترام به خود می‌گذارند و در مرتبه بعدی به حقوق شهروندان و همنوعان خود.

زباله

بشر به هر جایی که پا بگذارد با تغییر اکوسیستم طبیعت و تغییر آن به نفع خود، مشکلاتی را در محیط زیست فراهم می‌کند. یکی از این مشکلات ریخته شدن زباله در اماکن عمومی است. سالهای زیادی است که عبارت «شهر ما خانه ما» در میان مردم جا افتاده و همه شهروندان اعم از کودک و جوان و پیر با آن آشنا هستند. همه ما دوست داریم در شهری زندگی کنیم که پاک، بهداشتی و به دور هر کثیفی و بی نظمی باشد. زمانی که از یک مکانی عبور می‌کنیم که زباله‌ها در آن جمع شده‌اند و یا از کنار یک آب راکد و پر از زباله گذر می‌کنیم، چهره شهر در نظرمان زشت جلوه می‌کند. شهر تمیز و منظم نشان دهنده آن است که شهروندانی دارد آشنا با فرهنگ شهرنشینی و برخوردار از کرامت انسانی. چنین شهروندانی در وهله اول احترام به خود می‌گذارند و در مرتبه بعدی به حقوق شهروندان و همنوعان خود.

ریختن زباله در سطح شهر و اماکن عمومی یک ناهنجاری محسوب می‌شوند و برخی شهروندان بدون هیچ تعهد و با بی شرمی جلوی چشم سایر شهروندان خاکستر سیگار یا زباله‌های خود را در سطح خیابان رها می‌کنند. انگار این امر دیگر تبدیل به یک عادت شده و یک کار غیر انسانی و خارج از فرهنگ عمومی محسوب نمی‌شود. گویا کارکنان شهرداری موظف شده‌اند که زباله‌های افراد بی فرهنگ را در سطح شهر جمع کنند و انتظار دارند هر روز صبح که از خواب برمی‌خیزند با شهری پاک و بهداشتی مواجه شوند. متاسفانه بخش زیادی از نیروی شهرداری‌ها صرف جمع‌آوری زباله‌ها از سطح شهر و پاکسازی آب رو‌ها می‌شود. وقتی که یک شهروند بی توجه به عواقب ریختن زباله، زباله خود را داخل جوی آب می‌ریزد این زباله‌ها به مرور جمع شده و یک باره می‌بینیم که یک جوی به دلیل انباشت زباله‌ها بسته شده و با روان شدن آب چهره زشتی به شهر داده است.

ادامه نوشته

مجرد ماندن خطرناک است


اینکه جوانان امروز دیر ازدواج می کنند مسئله ای است که ذهن خیلی ها را به خود مشغول کرده است، اما واقعا چقدر درباره تدوین راه کارهایی که می توان برای این آسیب فردی و اجتماعی ارائه داد، اندیشیده و عمل کرده ایم، برای آگاهی از اینکه تاخیر در امر ازدواج چه آسیب هایی می تواند داشته باشد و جستن راه حل های رفع این آسیب ها ، با دکتر محسن ایمانی نائینی، روانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس گفت و گو کرده ایم.

هفت اشتباه دختران مجرد

 

آقای دکترمهمترین دلایل تاخیر در امر ازدواج را چه می دانید؟

وقتی می خواهیم مسائل اجتماعی را مورد بررسی قرار دهیم نباید به دنبال دلیل واحدی باشیم بلکه همیشه دلایل چندگانه با کنار هم قرار گرفتن موجب بروز یک آسیب اجتماعی می شوند. بنابر این می خواهم به چند علت از مهمترین علت های طولانی شدن تجرد جوانان بپردازم، مهمترین دلیل، وضعیت اقتصادی جوانان است، وقتی یک جوانی مسکن نداشته باشد و یا حقوق ثابتی نداشته باشد دیرتر به فکر ازدواج می افتد.

در گذشته که مردم از نظر معیشتی وضعیت بدتری داشتند پس چرا زودتر ازدواج می کردند؟

نباید شرایط جوان امروز را با جوان 30 سال پیش مقایسه کنیم، آن زمان یک پسر زنش را می آورد در یکی از اتاق های خانه پدری و با هم زندگی می کردند اما جوان امروز خانه و زندگی مستقل می خواهد، رفاه بیشتری طلب می کند و کمتر تن به ازدواجی با شرایط سخت می دهد.

نکته دیگر در طولانی شدن دوران تجرد افزایش مدت تحصیل است است یعنی سالها طول می کشد که مراحل تحصیل طی شود و این تفکر غلط هم حکم فرما شده است که افراد تا پایان تحصیلاتشان نباید ازدواج کنند و همین بهانه ای شده است برای به تاخیر انداختن ازدواج. البته برخی ها هم با وجود فراهم بودن این امکنات و اتمام تحصیلات  باز هم آن را به تاخیر می اندازند که علت این موضوع می تواند درگیر شدن جوانان در ارتباط های نامشروع باشد، زیرا جوانی که خودش را با این خوشی های زود گذر سرگرم می کند کمتر به سمت ازدواج می رود، این اتفاق خودش را به شکل تنوع طلبی هم نشان می دهد، اینکه جوانی با افراد متعددی در ارتباط باشد به سختی می تواند زیر بار محدود کردن خودش به یک شخص برود. مسئله دیگر ورود اندیشه های فمینیستی به جامعه است اینکه می گویند دیگر زنها نمی خواهند از کسی دستور بشنوند ویا بچه داری را نوعی ننگ و عار می دانند.

ادامه نوشته

شرط و شروط ازدواج های اینترنتی


کافی است آدرس سایت را وارد کنی بعد هم فرم مشخصات خودت و کسی که همیشه توی رویاهایت به عنوان همسر در نظر داشته ای پر کنی و تمام. حالا باید منتظر باشی که صاحب سایت محترم و تشکیلاتش کسی را که نزدیک به خواسته های تو است برایت در نظر بگیرند و بروید سال های سال به  خوبی و خوشی با هم زندگی کنید. البته بعضی از سایت ها مبلغی هم به عنوان حق العمل دریافت می کنند که مقداری از آن هنگام ثبت نام و بقیه اش بعد از وصال دریافت می شود.

ازدواج اینترنتی

این تصوری است که خیلی ها درباره سایت های همسر یابی دارند. البته این سایت ها همانقدر که طرفدار دارند منتقد هم دارند که باید دید در مسیر قانونی شدن یا نشدن این سایت ها زور کدام طرف می چربد.

 

جالب این است که محمد عباسی وزیر ورزش و جوانان هم یکی از موافقان وجود این سایت ها است و می گوید:

«در تعامل با وزارت ارشاد هستیم تا با همکاری این دو وزارتخانه مجوز سایت های همسر گزینی داده شود.»

اگر چه وزیر ورزش و جوانان اعلام می کند که این تصمیم در راستای پایین آوردن سن ازدواج انجام می شو د اما حرفی درباره نتایج رواج چنین پایگاه های اینترنتی نمی زند. در واقع به نظر می رسد بزرگ ترین سوال این است که ساز و کار این سایت ها چقدر با فرهنگ ما هم خوانی دارد و تصویب این طرح ها چقدر با آینده نگری همراه است.

 

شاید هیچ کس به اندازه دست اندر کاران و مدیران این سایت ها نتواند درباره نحوه کارکرد آنها توضیح بدهد. مژگان حاتمی یکی از کسانی است که یک  سال و نیم است مشغول مدیریت یکی از سایت های همسر یابی است. او که از حمایت مسئولان دولتی خوشحال است می گوید: «فعالیت ما هیچ مغایرتی با شرع و عرف ندارد بلکه تنها کمکی است به جوانانی که آمادگی ازدواج دارند اما اطرافشان هیچ مورد مناسبی وجود ندارد. از طرفی ارتباطات گسترده ای هم در جامعه ندارند که بتوانند از بین آنها انتخاب کنند پس باید یک نفر وارد شود تا بتواند به آنها کمک کند. چه بهتر که آن یک نفر به موضوع احاطه داشته باشد و از حمایت های دولتی هم برخوردار باشد.»

ادامه نوشته

دختران فراری در دام اهداف نامشروع


امروزه با پیشرفت جوامع و پیچیدگی‌های آن، مشکلات و ناهنجاری‌های اجتماعی نیز به شیوه و شکل جدید نمود پیدا می‌کند. در کشور ما با توجه به معیارهای سنتی و دینی آن برخی ناهنجاری‌های اجتماعی بیشتر به چشم می‌آید و ارتکاب به آن از قبح بیشتری برخوردار است.

دختران فراری -زنان

یکی از این ناهنجاری‌ها فرار دختران نوجوان و جوان از خانه است. دختران فراری به دخترانی اطلاق می‌شود که به دلایل مختلف فردی، خانوادگی و اجتماعی برای رهایی از وضع موجود و دست‌یابی به خواسته‌ها و آرزوها در خارج از خانه فرار می‌کنند.

این پدیده از نظر خانواده‌های ایرانی به قدری زشت و شرم‌آور است که تا جایی که بتوانند این مسئله را از نزدیک‌ترین دوستان و بستگان نیز پنهان می‌کنند. زیرا دختران بسیار آسیب‌پذیرتر از پسران هستند و آثار و تبعات سوء فرار بر آنان بسیار بیشتر است. اقدام به فرار از خانه نوعی واکنش به شرایطی است که از نظر فرد نامساعد و غیرقابل تحمل است که با هدف دست‌یابی به آرزوها و برخی آزادی‌ها در محیط خارج از منزل صورت می‌گیرد. اینان آمال و آرزوهای خود را در خارج از خانه و یا حتی خارج از کشور جستجو می‌کنند اما راه دست‌یابی به این آرزوها فرسنگ‌ها با آنچه که در واقعیت‌هاست فاصله دارد. برخی از دختران برای اولین بار از منزل فرار می‌کنند و با تلاش مددکاران اجتماعی و آگاه شدن خانواده‌ها برای حل مشکل، دیگر این اتفاق تکرار نمی‌شود اما در برخی موارد دیده شده که دختران پس از بازگرداندن باز هم بارها از منزل می‌گریزند. لازم است ذکر شود که گرچه ممکن است دختری برای یک بار اقدام به فرار کند و دیگر این عمل را مرتکب نشود، اما به دلیل آزارهایی که در طول مدت فرار اعم از جنسی و غیره می‌بیند، اثرات سوء روانی بر وی باقی می‌ماند و در آینده ممکن است با مشکلات روانی مواجه شود.

ادامه نوشته

رقابت نابرابر میان زنان و مردان


آخرین آمارهای ثبت احوال از افزایش سن ازدواج و پیشی گرفتن مردان در سنین ازدواج نسبت به زنان خبر می دهد.

مردان و زنان ممنوعه

آخرین آمارهای ثبت وقایع حیاتی که از سوی سازمان ثبت احوال ایران منتشر شده است، گویای افزایش بیش از پیش سن ازدواج و همچنین پیشی گرفتن تعداد مردان در سن ازدواج نسبت به زنان است که افزایش روز افزون سن ازدواج مشکلات بسیاری چون مشکلات فرزندآوری را به دنبال دارد.

اگر نگاهی به آمارهای ثبت وقایع حیاتی سازمان ثبت احوال از سالهای ابتدایی دهه 80 نسبت به سال 90 بیندازیم، با افزایش 5 ساله در گروه سنی که بیشترین تعداد ازدواج در آنها رخ داده است روبرو می شویم. این نشان دهنده این مسئله است که در کمتر از 6 سال سن ازدواج در کشور ما 5 سال بیشتر شده است که این مسئله در میان زنان بسیار مشهودتر از مردان است.

ادامه نوشته

لیلی‌های بی‌مجنون شهر من


دختران امروز، مادران فردا تا همین چند سال پیش شعار یک خط در میان رسانه های ملی بود و یاد آوری می شد که تربیت دختر متفاوت از پسر است. اما همان دختران دیروز همچنان هستند و خبری از مادران امروزی نیست

اوقات فراغت  دختران

تا همین چند وقت پیش بود که وقتی صحبت از کلمه دختر به میان می آمد، نا خود آگاه و به همراه آن کلمه هایی نظیر ظرافت، لطافت، مهربانی، زیبایی، و واژه های مهر و مهربانی نیز به ذهن متبادر می شد و رنگ صورتی ملایم به عنوان رنگ مورد علاقه به دختران برچسب زده می شد، اما از آنجایی که ترن تغییرات و قطار مدرنیته با سرعت در حال عبور از ایستگاه های مختلف است، تربیت و خواسته های دختران نیز متناسب با سایر مواضع تغییراتی را به خود دید که تعدادی از این تنوع طلبی ها حکم رنگ زرد چراغ راهنمایی، برخی رنگ سبز و برخی هم رنگ هشدار را دارند.

امروزه دیگر، قله ی موفقیتی نمانده که دختران ایرانی آن را فتح نکرده باشند و در حال حاضر نیز شاهد همه جور دختری درسطح شهر هستیم، از دکتر، مهندس، مخترع ،ورزشکار، دانشمند، خیاط ماهر گرفته تا متاسفانه معتاد و قاچاقچی، و به نوعی می توان گفت که زمان بد تغییراتی را به خود دیده است.

افزایش سن و بالارفتن و تغییر در میانگین سن از دواج به  30سال یکی از همین تغییراتی است که در ابتدا برای خیلی از دختران حکم همان رنگ سبز عبور را داشت و بسیاری ها را جذب خود کرد،  اما همین که خیلی ها از این مسئله عبور کردند و درگیر آن شدند، رنگ زرد صبر و تامل پیرامون عواقب تنهایی را به مابقی ساطع کردند  و در حال حاضر نیز، انفجار کلان شهرها به دلیل افزایش خانه های مجردی  و افسردگی ها از سبک زندگی غربی  به جامعه و خانواده ها هشدار می دهد.

ادامه نوشته

خیابان، خانه همیشگی من


 کودکان خیابانی مثل تابلوهای مسیر تکراری هر روزمان ، همچون اشیایی هستند که معمولاً حتی زحمت نگاه کردن به آن ها را هم به خود نمی دهیم، و وقتی با زمزمه های مخصوص تکدی گری و یا دست فروشی کنار اتومبیل ما توقف می کنند ، وانمود  می کنیم که آنها را ندیده ایم و شیشه اتومبیل را بالا می کشیم.


بی زحمت نگاهی به اطراف بکنید

همه ما، یا نه بهتر است بگویم اکثر کسانی که این مقاله را می خوانند، صبح از خواب بیدار شده و بعد از صرف صبحانه دلخواهشان ، احتمالاً فکر کرده اند که امروز هم مثل بقیه روزها چقدر تکراری و یکنواخت است! بعد هم حتماً  طبق سبک و روش و منش های خسته کننده و تکراری هر روز،  فعالیت های معمول خود را آغاز کرده اند و ...و یک چیز دیگر! یک چیز دیگر هم هست که  برای اکثر ما خیلی تکراری شده. مثل تابلوهای خیابان ها به حضور مکرر  آنها عادت کرده ایم . اگر سر راهمان سبز شوند آنها را تماشا می کنیم و اگر نبودند هم –مثل وقت هایی که هستند – اصلاً به آنها فکر نمی کنیم . چون آنقدر مشکلات و درگیری شخصی داریم که دیگر مجالی برای فکر کردن به آنها باقی نمی ماند .

کودکان خیابانی مثل تابلوهای مسیر تکراری هر روزمان ، همچون اشیایی هستند که معمولاً حتی زحمت نگاه کردن به آن ها را هم به خود نمی دهیم، و وقتی با زمزمه های مخصوص تکدی گری و یا دست فروشی کنار اتومبیل ما توقف می کنند ، وانمود  می کنیم که آنها را ندیده ایم و شیشه اتومبیل را بالا می کشیم. حتماً چه قدر به خود افتخار می کنیم که ساده لوح نیستیم تا اسیر دام کسانی شویم که این کودکان را برای کسب درآمدِ بدون زحمت به سراغ ما فرستاده اند. تازه اگر خیلی مهربان و خوش قلب و آخر انسانیت باشیم و حالمان کمی تا اندکی خوب باشد،  نگاهی از سر ترحم به آنها می اندازیم و با کلی احساس  عطوفت و خلوص نیت و پاکی، چند سوال ساده لوحانه و کلیشه ای راجع به سن یا وضعیت تحصیلیشان از آنها می پرسیم، پولی از سر لطف به آنها می دهیم و ... تا چهار راه بعد کاملاً فراموش میکنیم  که با چنان کودکی رو به رو شده ایم، و میرویم تا دغدغه ها و برنامه های شخصی روزانه خود را سر و سامان دهیم .

راستش قصدم از نوشتن مقاله حاضر، این نیست که از این قشر محروم و به واقع مظلوم و به احتمال زیاد مایوس جامعه آماری بدهم، چرا که اگر مایل به کسب اطلاعات در مورد این کودکان باشید، با یک جستجوی ساده در گوگل می توانید کلی اطلاعات و آمار در مورد آنها بیابید. ولی نکته دردناک و تکان دهنده ای که در همه آن مقاله ها و آمارها و اطلاعات در خصوص کودکان خیابانی مشترک است،  وجود کلمات و عبارتهایی است که به راحتی نمی توان از کنار آنها گذشت، عباراتی از قبیل سوءاستفاده‌ جنسی از کودکان، مرگ کودکان به دلیل ابتلا به ایدز، فروختن آنها جهت تجارت اعضای بدن، آموزش و بکارگیری آنها در اماکن فساد و ده ها عنوان و نسبت دیگر به سبب حضور نا متعارف و ناهنجار آنها در خیابان ها، نمونه هایی از این موارد دل خراش است.

ادامه نوشته

نگاه های آزاردهنده


تا كنون زیاد در مورد حجاب بانوان صحبت و موشكافی كرده ایم . مدت ها بر سر بد حجابی زنان مقاله ها نوشتیم ، اما به یك مسئله كم توجه كرده و كمتر در مورد آن دقت كرده ایم و آن نوع نگاه مردان است .
حجاب
نگاه كردن با دیدن فرق دارد. دیدن نگاهی گذرا و بدون هدف است كه اغلب دارای عنصر توجه و دقت نمی باشد، چنان كه از فرد بعد از آن سوال شود كه آن رفتار یا حادثه را دیده یا ندیده است، قطعا جواب خواهد داد ندیده و یا اگر دیده حواسش به تمام زوایای آن نبوده است . اما نگاه كردن دارای هدف خاص و با دقت و توجه خاصی همراه است . از نگاه كردن فرد بهره دیگری می جوید و قصد ویژه ای در آن نهفته است .

دیر زمانی است كه برخی از مردان اجتماع ما گویا یادشان رفته است كه در نگاهشان مدیریت و کنترل داشته باشند!!! متاسفانه امروزه یكی از معضل های رفتاری در جامعه ما از بین رفتن حیا در نوع نگاه مردان است . وقتی به عنوان یك خانم در خیابان های شهر با هر نوع حجاب و پوششی راه می روی ، متوجه می شوی كه برخی از آقایان در هر كسوت و لباسی تو را با نگاه نشانه می روند ، نه نگاهی كه خیال كنی گذرا باشد ، بلكه نگاهی كاملا دقیق و همه جانبه است . جای بسی تاسف دارد كه مردانی با ظاهر مذهبی نیز از این قاعده مستثنی نیستند . بهتر است بگوییم در بسیاری از این دست نگاه ها حجب و حیایی وجود ندارد .

اگر از بسیاری از این آقایان پرسیده شود كه چرا نگاهی از سر كنجكاوی زیاد به خانم ها می كنند  اكثرا جواب خواهند داد كه می خواهند بدانند، خانمی كه به آن تماما نگاه می كنند از چه سنخی است و آیا از نظر اخلاقی سالم است یا نه؟ گاهی وضع از ین هم بدتر است و این آقایان با كمال وقاحت می گویند حجاب آن ها باعث می شود كه به ایشان نگاه شود . آیا به نظر شما این توجیه ها درست است ؟؟ این نوع از دلیل تراشی ها سر پوش گذاشتن به هوی و هوس قلمداد می شود. در واقع این آقایان به نوعی بیماری نگاه مبتلا هستند كه به آن چشم چرانی گفته می شود ، و خودشان خبر ندارند .

ادامه نوشته

آنچه دختران ما را تهدید می کند


  فقر و شرایط نامساعد زندگی عاملی مهم در افزایش آسیب‌های اجتماعی زنان  است.


طلاق ،اعتیاد، زنان و کودکان خیابانی زنگ خطری که برای جامعه به صدا درآمده است

 رئیس مركز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری با بیان اینكه فقر می‌تواند زمینه بروز بسیاری از آسیب‌های اجتماعی از جمله تكدی‌گری، پدیده كودكان خیابانی و طلاق را فراهم سازد، گفت: این مركز به دنبال اجرای سیاست‌هایی برای كاهش آسیب‌های اجتماعی زنان است.

مریم مجتهد‌زاده  در‌ خصوص برنامه‌های مركز امور زنان برای حمایت از زنان و دختران آسیب‌دیده و در معرض آسیب اظهار ‌داشت: این مركز بر اساس مجموع قوانین و سیاست‌ها همچنین احكام بالادستی، متولی امور زنان و خانواده است و یكی از مقولاتی كه همواره مسئولان امر با نگاه ویژه به آن پرداخته‌اند، موضوع زنان آسیب‌دیده و در معرض آسیب است.  وی در ادامه افزود: در تمام سیاستگذاری‌های مركز امور زنان در ‌خصوص حمایت از زنان و دختران آسیب‌دیده و در معرض آسیب، رویكرد كاهش آسیب‌های اجتماعی مورد توجه است و ریشه‌یابی دقیق از علل و عوامل وقوع آسیب‌های ایجادشده با تأكید بر ضرورت پیشگیری و توانمند‌سازی افراد در معرض آسیب‌های اجتماعی مورد توجه است.

ادامه نوشته

متقاضیان زیبایی کوچک می‌شوند


متاسفانه امروزه در جامعه ما به جای این که شخصیت و هویت افراد مطرح باشد، تعداد عمل‌های زیبایی که انجام داده و مارک لباسی که پوشیده مورد توجه قرار می‌گیرد. این مساله درواقع آسیب اجتماعی و یک مشکل فرهنگی است.

جراحی پلاستیک-عمل زیبایی

یکی از مسائلی که امروزه در شهرها و به ویژه شهرهای بزرگ با آن مواجه هستیم روند فزاینده جراحی‌های زیبایی است. این مساله به ویژه در دختران و زنان به چشم می‌خورد و این در حالی است که نباید به سادگی از کنار این قضیه عبور کرد و نیاز است در اینگونه موارد تحقیقات جامعه‌شناسی و آسیب‌شناسی انجام شود.

در سایر کشورها بیشتر آمار جراحی‌های پلاستیک به درمان مربوط می‌شود و در موارد ضروری پزشکان دست به این اقدام می‌زنند در حالی که در جامعه ما مشاهده می‌شود حتی کسانی که نیاز به جراحی پلاستیک ندارند، هزینه و وقت فراوانی صرف کرده و با هدف زیباتر شدن حاضرند زیر تیغ جراحی ‌بروند.

متاسفانه امروزه در جامعه ما به جای این که شخصیت و هویت افراد مطرح باشد، تعداد عمل‌های زیبایی که انجام داده و مارک لباسی که پوشیده مورد توجه قرار می‌گیرد. این مساله درواقع آسیب اجتماعی و یک مشکل فرهنگی است که نیازمند کار کارشناسی است. چنین مواردی از آنجا ریشه می‌گیرد که در کشور ما ظاهربینی چنان فراگیر شده که شخصیت افراد را از روی ظاهر آنها قضاوت می‌کنند بنابراین خواهان این می‌شوند که زیباتر و به روزتر به چشم بیایند.

حتی در مواردی دیده می‌شود که افراد برای تامین هزینه‌های چنین عملی مجبورند زیر بار قرض و وام بروند یا با اعضای خانواده درگیری پیدا می‌کنند ولی باز هم حاضر نیستند از انجام عمل انصراف دهند.در حال حاضر جراحی‌های زیبایی هم یك مد اجتماعی شده است .

ادامه نوشته

ممنوعیت های رابطه زن و مرد

از جمله مضرات روابط ناسالم زن و مرد تهییج و تحریک جنسی است. کسانی که در ارتباطات خود بی بند و بار هستند میل جنسی در آن ها رو به فزونی می‌رود و از آنجا که میل جنسی یک میل تمام نشدنی است، هر روز سرکش‌تر می‌شود تا جایی که شاید به سختی بتوان آن را کنترل کرد.

دوستی دختر و پسر

آرامش و امنیت از جمله نعمت‌هایی است که خداوند به یک جامعه عطا می‌کند. سلامت روحی، جسمی و روانی افراد در سایه امنیت حفظ خواهد شد و در این محیط است که خلاقیت‌ها و استعدادها ظهور و بروز پیدا خواهد کرد. در محیطی که انسان‌ها بدون هیچ قید و بندی با جنس مخالف خود ارتباط برقرار می‌کنند، به مرور بستر و زمینه بی‌بندوباری و رهایی از قید و بندها را فراهم می‌کند و در دراز مدت موجب بی هویتی و تضاد شخصیتی در زنان و مردان خواهد شد. تاکید اسلام به رعایت حجاب و عفاف تنها متوجه زن‌ها نیست بلکه پوشاندن چشم از نامحرم نیز از جمله توصیه های دین اسلام به مرد است. بنابراین هر قدر سطح اخلاق و ارزش‌های اخلاقی یک جامعه رو به کاهش باشد، بر روابط زن و مرد نیز تأثیرگذار خواهد بود و این روابط شکل زننده و نامناسبی به خود می‌گیرد.

از جمله مضرات روابط ناسالم زن و مرد تهییج و تحریک جنسی است. کسانی که در ارتباطات خود بی بند و بار هستند میل جنسی رو به فزونی می‌رود و از آنجا که میل جنسی یک میل تمام نشدنی است، هر روز سرکش‌تر می‌شود تا جایی که شاید به سختی بتوان آن را کنترل کرد. نمونه بارز این ادعا فرهنگ غربی است که زن و مرد بدون هیچ قید و بندی با هم ارتباط دارند و این ارتباط بدون چارچوب نه تنها میل و ولع جنسی را در افراد کاهش نداده بلکه موجب شده تمنیات جنسی هر روز شکل تازه‌تر و جدیدتری به خود بگیرد.

ادامه نوشته